۱۶ آذر، روز دانشجو، تنها یادآور یک واقعه تاریخی نیست؛ آینهای است که امروز، تصویر نسل جوانی را بازتاب میدهد که بار اصلی گذار ایران به توسعه پایدار بر دوش اوست. دانشجویانی که همزمان با درس و پژوهش، با دغدغههایی چون آینده شغلی، عدالت آموزشی، بحران محیطزیست، حکمرانی دادهمحور و مشارکت در سیاستگذاری عمومی دستوپنجه نرم میکنند و میکوشند نقشی واقعی در ساخت آینده کشور ایفا کنند.
در دانشگاهها قدم که میزنی، گفتگوها فقط درباره امتحانات پایانترم یا دغدغههای روزمره نیست؛ تکهتکه از آیندهای روایت میشود که دانشجو آن را میخواهد و آیندهای که گاهی با مسیر واقعی کشور فاصله دارد. همزمان با روز دانشجو، بازخوانی این صداها اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ صداهایی که بیش از هر زمان، توسعه پایدار را نه یک شعار، بلکه ضرورتی حیاتی میدانند.
در میان صحبتها، نخستین دغدغه مشترک، کیفیت آموزش است؛ اینکه فاصله میان محتواهای آموزشی و نیازهای واقعی جامعه چگونه شکاف مهارت و اشتغال را عمیقتر کرده است. بسیاری از دانشجویان رشتههای مهندسی و علوم پایه از ناکافی بودن امکانات آزمایشگاهی و تجهیزات آموزشی میگویند، در حالی که دانشجویان علوم انسانی و هنر، نبود پیوند با بدنه سیاستگذاری و صنعت را مهمترین چالش میدانند.
اما چالش دوم، اشتغال و آینده شغلی است. در گفتوگوهای مختلف، عبارت «امنیت شغلی» بارها تکرار میشود. طبق تحلیلهای موجود، بازار کار ایران در سالهای اخیر نتوانسته به شکل مؤثر از ظرفیت علمی دانشگاهها بهره ببرد و همین موضوع باعث شده بعضی دانشجویان احساس کنند آینده شغلیشان مبهم، متزلزل و خارج از کنترل است. از نگاه آنان، توسعه پایدار بدون اقتصاد دانشبنیان و جذب واقعی نخبگان به سیاست، صنعت و مدیریت، تحقق نمییابد.
چالش دیگر که تقریباً در همه رشتهها مشترک است، محیطزیست است؛ از گردوغبار و بحران آب تا مدیریت پسماند، گرمایش جهانی و فرسایش خاک. در مراسم و نشستهای دانشجویی، این پرسش بارها مطرح میشود که «چطور میتوان از توسعه حرف زد، وقتی زیرساختهای محیطزیستی کشور آسیب دیده است؟» نسل دانشگاهی ایران بیش از هر نسل دیگری، اثرات بحران اقلیمی را لمس میکند و به دنبال راهحلهایی مبتنی بر داده، فناوری نو و حکمرانی علمی است.
در کنار اینها، مسئله عدالت آموزشی نیز برجسته است؛ از افزایش هزینههای دانشگاه تا نابرابری در دسترسی به امکانات پژوهشی و رفاهی. برخی دانشجویان نسبت به هزینههای سرسامآور زندگی دانشجویی، مسکن، حملونقل و تغذیه دانشگاهی هشدار میدهند و این وضعیت را مانعی برای «کیفیت یادگیری» و «برابری فرصتها» میدانند که هر دو از ارکان توسعه پایدارند.
در فضای دانشگاهها همچنین «مطالبهگری» زنده است؛ دانشجو خواهان مشارکت در تصمیمسازی است، نه فقط شنیده شدن. با اینکه شوراهای صنفی و تشکلهای دانشجویی فعالیت دارند، بسیاری معتقدند اثرگذاری آنان در حکمرانی دانشگاهی و شهری باید بیشتر شود. توسعه پایدار بهطور ذاتی به شفافیت، مشارکت و پاسخگویی نیاز دارد و دانشجویان این اصول را نه در کتابها، بلکه در واقعیت مطالبه میکنند.
با وجود همه چالشها، امید در میان دانشجویان موج میزند؛ امیدی که با مهارتآموزی، کار داوطلبانه، حضور در استارتآپها، فعالیتهای محیطزیستی و پروژههای پژوهشی تقویت میشود. این امید همان سرمایه اجتماعی پایداری است که توسعه بدون آن بیمعنا میشود.
روز دانشجو تمام میشود؛ اما دغدغههای دانشجویان ادامه دارد. دانشگاه هنوز قلب تپنده جامعه است؛ جایی که آینده نه فقط آموزش داده میشود، بلکه هر روز ساخته میشود.
دیدگاه و تحلیل خود را درباره این خبر مطرح کنید. نظرات ارسالی پس از بررسی و تأیید تیم تحریریه، در وبسایت منتشر خواهد شد.