دادههای جدید نشان میدهد آسیا، بهویژه چین و هند، با شتابی بیسابقه در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر پیشتاز شدهاند؛ درحالیکه غرب با چالشهای ساختاری، سیاسی و اقتصادی دستوپنجه نرم میکند.
تحول در بازار جهانی انرژیهای تجدیدپذیر، بیش از هر زمان دیگری به یک رقابت ژئواقتصادی میان قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. در این میان، چین و هند با سرمایهگذاریهای گسترده، سیاستگذاری متمرکز و بهرهگیری از زنجیرههای تأمین داخلی، توانستهاند جایگاه خود را بهعنوان بازیگران پیشرو تثبیت کنند؛ درحالیکه بسیاری از کشورهای غربی، بهرغم اهداف بلندپروازانه اقلیمی، با کندی در اجرا مواجهاند.
بر اساس گزارشهای بینالمللی از جمله آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، چین بهتنهایی بیش از ۵۰ درصد ظرفیت جدید انرژیهای تجدیدپذیر جهان را در سالهای اخیر به خود اختصاص داده است. این کشور در سال ۲۰۲۵ بیش از ۳۰۰ گیگاوات ظرفیت جدید انرژی پاک، عمدتاً در حوزه خورشیدی و بادی، نصب کرده است؛ رقمی که تقریباً معادل کل ظرفیت نصبشده اروپا در همان سال است. این روند نشاندهنده برتری ساختاری چین در تولید، نصب و توسعه فناوریهای سبز است.
در سوی دیگر، هند نیز با رشد سریع تقاضای انرژی و فشارهای زیستمحیطی، بهسرعت در حال گسترش ظرفیتهای تجدیدپذیر خود است. این کشور هدفگذاری کرده تا سال ۲۰۳۰ به ظرفیت ۵۰۰ گیگاوات انرژی غیر فسیلی دست یابد. دادهها نشان میدهد که هند طی پنج سال گذشته، رشد سالانه دو رقمی در توسعه انرژی خورشیدی را تجربه کرده و به یکی از ارزانترین بازارهای تولید برق خورشیدی در جهان تبدیل شده است.
یکی از عوامل کلیدی پیشتازی آسیا، تسلط این منطقه بر زنجیره تأمین جهانی فناوریهای سبز است. چین در حال حاضر بیش از ۸۰ درصد تولید جهانی پنلهای خورشیدی (Solar Panels) را در اختیار دارد. همچنین این کشور در تولید باتریهای لیتیوم-یون (Lithium-ion batteries) که برای ذخیرهسازی انرژی حیاتی هستند، سهم غالبی دارد. این مزیت صنعتی به چین امکان میدهد هزینه تولید را کاهش داده و بازارهای جهانی را در اختیار بگیرد.
در مقابل، کشورهای غربی با چالشهای متعددی مواجهاند. یکی از مهمترین این چالشها، وابستگی به واردات تجهیزات و مواد اولیه است. اروپا و ایالات متحده برای تأمین پنلهای خورشیدی، عناصر نادر خاکی و باتریها بهشدت به چین وابستهاند. این وابستگی نهتنها ریسکهای ژئوپلیتیکی ایجاد میکند، بلکه سرعت توسعه پروژههای انرژی پاک را نیز کاهش میدهد.
از منظر سیاستگذاری، تفاوت رویکردها نیز قابلتوجه است. چین با ساختار حکمرانی متمرکز، قادر است پروژههای بزرگ زیرساختی را با سرعت بالا اجرا کند. در مقابل، کشورهای غربی بهدلیل فرآیندهای پیچیده قانونی، مخالفتهای محلی و بوروکراسی، با تأخیرهای قابلتوجه در اجرای پروژهها مواجه میشوند. بهعنوان مثال، در بسیاری از کشورهای اروپایی، اخذ مجوز برای احداث یک نیروگاه بادی ممکن است چندین سال به طول بینجامد.
عامل دیگر، هزینههای اقتصادی و تورم در غرب است. افزایش نرخ بهره و هزینه سرمایه، سرمایهگذاری در پروژههای تجدیدپذیر را در آمریکا و اروپا با چالش مواجه کرده است. درحالیکه چین با حمایتهای دولتی و تأمین مالی ارزان، شرایط مساعدتری برای توسعه این بخش فراهم کرده است. این تفاوت در دسترسی به منابع مالی، یکی از دلایل اصلی شکاف رو به افزایش میان شرق و غرب در حوزه انرژیهای پاک محسوب میشود.
با این حال، عقبماندگی غرب را نمیتوان بهطور کامل قطعی دانست. ایالات متحده با اجرای قانون «کاهش تورم» (Inflation Reduction Act) تلاش کرده است با ارائه مشوقهای مالی گسترده، تولید داخلی فناوریهای سبز را تقویت کند. اتحادیه اروپا نیز برنامههایی برای کاهش وابستگی به چین و توسعه زنجیره تأمین داخلی تدوین کرده است. اما تحلیلگران معتقدند که اثرگذاری این سیاستها در کوتاهمدت محدود خواهد بود و شکاف موجود همچنان پابرجا میماند.
در سطح کلان، رقابت میان چین، هند و غرب در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، فراتر از یک موضوع زیستمحیطی است و به ابعاد اقتصادی، امنیتی و سیاسی گره خورده است. کشورهایی که بتوانند در این حوزه پیشتاز شوند، نهتنها در کاهش انتشار گازهای گلخانهای موفقتر خواهند بود، بلکه بر آینده اقتصاد جهانی نیز تأثیرگذار خواهند بود.
در این میان، نقش کشورهای درحالتوسعه نیز اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. بسیاری از این کشورها، بهویژه در آفریقا و آسیای جنوبشرقی، به میدان رقابت جدیدی برای سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر تبدیل شدهاند. چین با ابتکار «کمربند و جاده» (Belt and Road Initiative) حضور پررنگی در این بازارها دارد و تلاش میکند نفوذ خود را گسترش دهد.
در نهایت، آنچه از دادهها و روندها برمیآید، این است که آینده انرژی جهان بهشدت تحت تأثیر تحولات آسیا قرار خواهد گرفت. اگرچه غرب همچنان از نظر فناوری و نوآوری ظرفیت بالایی دارد، اما بدون اصلاح ساختارهای اقتصادی و تسریع در سیاستگذاری، ممکن است در این رقابت استراتژیک، جایگاه خود را بیش از پیش از دست بدهد.

