پایگاه خبری گزارش سبز – پژوهشی تازه که توسط سارا رودریگز گومز، ایزابل ماریا گارسیا سانچز، ماریا لوردس آرکو کاسترو و ماریا ویکتوریا لوپز پرز منتشر شده است، به بررسی نقش فشارهای نهادی و مشوقهای تجاری در پیادهسازی سیستمهای مدیریت تطبیق (CMS) در شرکتها پرداخته است. این مقاله با عنوان The Effect of Institutional Pressures and Business Incentives on the Level of Corporate Compliance System Implementation در تاریخ ۷ سپتامبر ۲۰۲۵ در ژورنال Corporate Social Responsibility and Environmental Management منتشر شد.
زمینه پژوهش
ریسک عدم پایبندی به الزامات اجتماعی، استانداردهای صنعتی و سیاستهای داخلی، میتواند مشروعیت فعالیت شرکتها و اعتماد سرمایهگذاران را تهدید کند. در سالهای اخیر، بروز رسواییهای شرکتی و ناکامی در رعایت الزامات اخلاقی و زیستمحیطی، اهمیت اجرای سیستمهای کنترل داخلی و CMS را دوچندان کرده است.
CMS شامل مجموعهای از فرایندها و سیاستهاست که برای پیشگیری از تخلفات احتمالی، ارتقای شفافیت و یکپارچهسازی الزامات تطبیق در همه فرآیندهای کسبوکار طراحی شده است.
روششناسی
این مطالعه با استفاده از ۵۴۷۱ مشاهده از ۸۱۴ شرکت بینالمللی در بازه سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ انجام شده است. دادهها از پایگاههای EIKON و EIRIS استخراج و با استفاده از مدلهای رگرسیون توبیت (Tobit regression) در دادههای تابلویی تحلیل شدند.
شاخصهای فرهنگی مبتنی بر مدل هافستده (Hofstede) از جمله اجتناب از عدم قطعیت، فردگرایی/جمعگرایی، مردسالاری/زنسالاری، فاصله قدرت، تساهل و جهتگیری بلندمدت بهعنوان متغیرهای فشار نهادی مورد سنجش قرار گرفتند. همچنین ویژگیهای شرکتها شامل ترکیب هیئت مدیره، استقلال اعضا، تعداد جلسات، اندازه هیئت مدیره، اندازه شرکت و سودآوری بهعنوان مشوقهای داخلی بررسی شدند.
یافتههای کلیدی پژوهش
- فرهنگهای فردگرا و متساهل بیشترین اثر مثبت را بر اجرای CMS دارند. در مقابل، نتایج نشان داد که فرهنگهای جمعگرا تأثیر منفی بر این روند دارند.
- متغیرهایی مانند زنسالاری، اجتناب از عدم قطعیت، فاصله قدرت پایین و جهتگیری بلندمدت تأثیر معناداری بر اجرای CMS نشان ندادند.
- در سطح شرکتی، استقلال اعضای هیئت مدیره و اندازه مناسب هیئت مدیره بهعنوان عوامل کلیدی اجرای CMS تأیید شدند.
- برخلاف انتظار، دوگانگی نقش مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره (CEO duality) و افزایش تعداد جلسات هیئت مدیره، اثری مثبت بر CMS نداشتند و حتی مانع کارایی شدند.
- اندازه شرکت و سودآوری نیز تأثیر معناداری بر اجرای CMS نداشتند.
تعامل فشارهای نهادی و مشوقهای شرکتی
نتایج تحلیل تعاملی نشان داد که در شرایطی که هر دو نوع فشار (نهادی و داخلی) همزمان شدید باشند، اثر آنها بر پیادهسازی CMS کمتر از مجموع اثرات منفردشان است. به بیان دیگر، زمانی که نظارت بیرونی و درونی قوی باشد، مدیران لزومی برای اجرای سیستمهای جدید احساس نمیکنند.
اهمیت عملی و نظری
این پژوهش نشان میدهد که:
- اجرای CMS بیش از هر چیز تحت تأثیر نهادهای اجتماعی و فرهنگی کشورها قرار دارد.
- ساختار هیئت مدیره و استقلال اعضای آن، نقشی اساسی در افزایش شفافیت و رفتار اخلاقی سازمان ایفا میکند.
- سیاستگذاران و نهادهای ناظر میتوانند با تقویت فشارهای نهادی و طراحی قوانین الزامآور، شرکتها را به پیادهسازی سیستمهای تطبیق ترغیب کنند.
نتیجهگیری
شرکتهایی که در جوامع فردگرا و متساهل فعالیت میکنند و در عین حال دارای هیئت مدیره مستقل هستند، بیشترین احتمال را برای اجرای کامل CMS دارند. این یافتهها نشان میدهد که ترکیب عوامل فرهنگی و ساختارهای شرکتی، نقشی اساسی در تعیین سطح تطبیق سازمانها با الزامات قانونی، اخلاقی و اجتماعی ایفا میکند.
منبع: Rodríguez Gómez, S., García Sánchez, I. M., Arco Castro, M. L., & López Pérez, M. V. (2025). The Effect of Institutional Pressures and Business Incentives on the Level of Corporate Compliance System Implementation. Corporate Social Responsibility and Environmental Management. https://doi.org/10.1002/csr.70155
دیدگاه و تحلیل خود را درباره این خبر مطرح کنید. نظرات ارسالی پس از بررسی و تأیید تیم تحریریه، در وبسایت منتشر خواهد شد.