آتشسوزی روزهای اخیر در جنگلهای هیرکانی مازندران، بار دیگر ضعف ساختاری در مدیریت و حفاظت از ارزشمندترین میراث طبیعی ایران را آشکار کرد. این حریقها نه اولیناند و نه آخرین، اما شدت و تکرار آنها نشانهای است از بحران عمیق در شیوهٔ حفاظت از محیطزیست، نبود تجهیزات کافی، فقدان نظام پیشگیری، و فاصلهٔ قابلتوجه ایران با استانداردهای جهانی حفاظت از مناطق طبیعی. در جهانی که کشورها سرمایهگذاری بیوقفه روی «مناطق حفاظتشده»، «واکنش سریع» و «حفاظت مبتنی بر جامعه» انجام میدهند، جنگلهای هیرکانی همچنان در آتش ناکارآمدی میسوزند.
جنگلهای هیرکانی؛ تاریخچه یک میراث کهنسال که باید برایش سوگواری کنیم
جنگلهای هیرکانی، با قدمتی ۲۵ تا ۵۰ میلیون ساله، یکی از کهنترین جنگلهای جهان به شمار میآیند. این جنگلها بازمانده عصر سوم زمینشناسی هستند؛ دورهای که بخش بزرگی از اروپا زیر پوشش جنگلهای مشابه قرار داشت، اما تنها این بخش از ایران و حاشیهٔ جنوبی خزر توانست آن تنوع را تا امروز زنده نگه دارد.
تنوع زیستی این جنگلها — از حدود ۳۰۰ گونه پرنده، ۱۰۰ گونه پستاندار، بیش از ۸۰ گونه درختی بومی، و دهها گونه دیگر— آنها را در ردیف ارزشمندترین زیستبومهای جهان قرار داده است. ثبت جهانی یونسکو در سال ۱۳۹۸ تنها یک عنوان نبود؛ بلکه تأکید جهانی بر این واقعیت بود که هیرکانیها فقط متعلق به ایران نیستند، بلکه «میراث بشریت» محسوب میشوند.
اما پرسش مهم این است: آیا ایران با میراث بشریت همانگونه رفتار میکند که انتظار میرود؟
آنچه سوخت، فقط درخت نبود؛ نشانههای یک بحران ساختاری
آتشسوزی اخیر در مازندران، مشابه بسیاری از آتشسوزیهای سالهای گذشته، حاصل مجموعهای از عوامل انسانی، اقلیمی و مدیریتی است. اما تفاوت امروز با گذشته، «شدت و سرعت» این آتشهاست.
رطوبت خاک در جنگلهای شمال طی ۲۰ سال گذشته به شکل نگرانکنندهای کاهش یافته و میانگین دمای منطقه ۲ تا ۲.۵ درجه افزایش داشته است. این تغییر اقلیم، در کنار افزایش انباشت لاشبرگ و خشکی سطحی، جنگلها را به سوختی آماده تبدیل کرده است.
اما اگر این تغییرات اقلیمی جهانی است، پس چرا کشورهای دیگر توانستهاند حریق را تا حد زیادی کنترل کنند، و ایران نتوانسته؟
مقایسه جهانی: وقتی جهان به سمت حفاظت پیشرونده میرود، ایران رو به عقب حرکت میکند
برای درک بهتر، کافی است نگاهی به کشورهایی بیندازیم که شرایط مشابه یا حتی بدتر از ایران دارند:
۱. استرالیا
پس از آتشسوزیهای عظیم ۲۰۱۹، استرالیا سامانهای نوین برای پیشبینی، واکنش سریع، و اطفای حریق توسعه داد. امروز زمان واکنش نیروهای این کشور به حریقهای جنگلی در برخی مناطق به ۱۰ تا ۲۰ دقیقه رسیده است.
۲. آمریکا
در کالیفرنیا، با وجود اقلیم خشک و بادهای شدید، دولت سالانه بیش از ۲/۸ میلیارد دلار به مدیریت جنگل، پاکسازی لاشبرگ، آموزش جوامع محلی و تجهیز بالگردها اختصاص میدهد.
۳. ترکیه
پس از آتشسوزیهای ۲۰۲۱، ترکیه ۵۳ هواپیمای آتشنشانی و پهپادهای پایش را وارد ناوگان خود کرد.
در مقابل: ایران
- کل ناوگان «هواگردهای اطفای حریق» ایران کمتر از تعداد هواگردهای یک استان ترکیه است.
- جنگلهای هیرکانی با ۵۵ هزار کیلومتر مربع وسعت، تنها توسط چند گروه پراکنده و کمتجهیز محافظت میشود.
- بودجه حفاظت جنگلها در ایران طی ده سال گذشته عملاً رشد معنیدار نداشته و کمتر از نیاز واقعی است.
در جهان «پیشگیری» اصل است؛ در ایران هنوز «اطفا» هم کامل نیست، چه برسد به پیشگیری.
چرا واکنش سریع مهم است؟
در استاندارد جهانی، «۱۰ دقیقه طلایی» برای کنترل آتش نقش تعیینکننده دارد.
در ایران، گزارشهای میدانی نشان میدهد که در برخی موارد نیروها ۳ تا ۵ ساعت بعد به محل میرسند؛ آن هم بدون تجهیزات مدرن.
این فاصله، تفاوت میان «سوختن یک هکتار» و «سوختن یک دامنه کوه» است.
آتشسوزی فقط نتیجه یک رویداد نیست؛ نتیجه یک نظام حفاظت ناکارآمد است
آتشسوزی در جنگلهای هیرکانی را نمیتوان به «خطای فردی»، «باد گرم» یا «بیاحتیاطی گردشگر» فروکاست. چنین تحلیلی فقط نشانهٔ ناتوانی در دیدن تصویر بزرگتر است. حقیقت این است که آتشسوزی، خروجی یک سیستم معیوب است؛ سیستمی که سالهاست حفاظت را رها کرده و فقط «خاموشکردن» را بهعنوان وظیفه میشناسد.
در جهان، آتشسوزیها اگر هم رخ دهند، در بستر یک نظام قدرتمند «پیشگیری–پایش–واکنش سریع–بازسازی» مدیریت میشوند. در ایران اما ما هنوز در مرحلهٔ اول گیر کردهایم: مرحله انکار.
فاصله ایران با استاندارد جهانی حفاظت:
۱. در دنیا حفاظت مقدم بر مهار است؛ در ایران مهار جای حفاظت را گرفته است
کشورها، سرمایهگذاری خود را روی موارد زیر متمرکز میکنند:
- مدیریت سوخت جنگل
- پایش ماهوارهای
- تیمهای آموزشدیدهٔ واکنش سریع
- مشارکت جوامع محلی
- مدیریت علمی گردشگری
- برنامههای ریسکمحور (Risk-based planning)
اما در ایران:
- نه مدیریت سوخت وجود دارد،
- نه سامانه پایش منسجم،
- نه تیم واکنش سریع،
- و نه آموزش مؤثر جوامع محلی.
سیستم حفاظت عملاً بعد از شروع آتش فعال میشود؛ آن هم با تأخیر و کمبود تجهیزات.
درحالیکه استاندارد جهانی میگوید:
آتش را همانجایی خاموش کن که هنوز شروع نشده است.
۲. در جهان، حفاظت یک نهاد مستقل و مقتدر است؛ در ایران زیرساختها تکهتکهاند
در آمریکا، کانادا، استرالیا و حتی ترکیه، ساختار مدیریت جنگل:
- بودجه مستقل دارد
- زنجیره فرماندهی مشخص دارد
- برنامهٔ واکنش سریع دارد
- مرکز پایش ۲۴ساعته دارد
اما در ایران، چندین نهاد پراکنده مسئولاند: منابع طبیعی، محیط زیست، استانداری، هلالاحمر، فرمانداری و سایر نیروها و… بدون یک فرماندهی واحد.
نتیجه؟
زمان طلایی از دست میرود.
آتش میسوزاند و ما هنوز در حال هماهنگی هستیم.
۳. در جهان، حفاظت جنگل بر جامعه محلی تکیه دارد؛ در ایران بر کاغذ و بخشنامه
در کوهپایههای فرانسه، اسپانیا و پرتغال، ساکنان محلی آموزش دیدهاند و بخشی از عملیات اطفا هستند.
در استرالیا دهها هزار داوطلب آموزشدیده وجود دارد.
در ایران:
- جوامع محلی اغلب از نحوه برخورد با آتش اطلاع ندارند،
- نه آموزش دیدهاند،
- نه از تجهیزات حداقلی برخوردارند،
- نه سهمی در تصمیمسازی حفاظت دارند.
در حالی که مؤثرترین مدل حفاظت در دنیا، حفاظت مبتنی بر جامعه است.
۴. دنیا به سمت فناوری رفته؛ ایران هنوز با بیل و دبه میجنگد
کشورهایی با ذخیرهگاههای بسیار کمتر از هیرکانی:
- پهپاد حرارتی دارند
- هواپیمای آبپاش دارند
- حسگرهای حرارتی جنگلی دارند
- سامانه هوش مصنوعی تشخیص دود دارند
در ایران:
نیروهای خط مقدم حفاظت هنوز با دمنده، بیل، داس و ابزارهای ابتدایی روی شیبهای خطرناک حرکت میکنند.
وقتی ابزار ۳۰ سال قبل است، نتیجه هم فاجعه خواهد بود.
۵. درس بزرگ دنیا: شفافیت؛ نقطه ضعف بزرگ ایران: ابهام
در جهان، هر آتشسوزی:
- گزارش رسمی دارد،
- علتیابی دارد،
- نتایج منتشر میشود،
- افراد مقصر معرفی میشوند،
- پروتکلها اصلاح میشوند.
در ایران:
پس از هر حادثه،
- گزارش رسمی منتشر نمیشود،
- کسی پاسخگو نیست،
- علتها در سطح «باد گرم» و «بیاحتیاطی» باقی میماند،
- و همان مسیر اشتباه ادامه مییابد.
تا زمانی که علتها شفاف نشوند، راهحلها هم واقعی نخواهند شد.
مسئله اصلی: نجات هیرکانی با رویکردهای قدیمی ممکن نیست
تا زمانیکه:
- جنگلها مدیریت یکپارچه نداشته باشند،
- قوانین بازدارنده اجرا نشوند،
- فناوری و ناوگان واکنش سریع نداشته باشیم،
- جوامع محلی در حفاظت سهیم نشوند،
- و سازمانها از هم جدا و بدون هماهنگی عمل کنند،
آتشسوزیها ادامه خواهند داشت.
سخن پایانی: آتشسوزی هیرکانی فقط یک حادثه نبود؛ یک هشدار بود
هیرکانیها تنها جنگلهای باستانی ایران نیستند؛ نخستین سد طبیعی ما در برابر تغییر اقلیماند.
آتشسوزی اخیر نهفقط درختان، بلکه اعتبار مدیریت محیطزیست را نیز سوزاند.
جهان به سمت «حفاظت محکمتر» حرکت کرده است؛ اما ایران هنوز در ابتدای مسیر «مدیریت صحیح» ایستاده.
اگر روند امروز ادامه یابد، آینده جنگلهای هیرکانی نه بر اساس عمر ۵۰ میلیون ساله، بلکه بر اساس چند دهه بیتوجهی تعیین خواهد شد.
مرتضی محمدی
دیدگاه و تحلیل خود را درباره این خبر مطرح کنید. نظرات ارسالی پس از بررسی و تأیید تیم تحریریه، در وبسایت منتشر خواهد شد.