تهران – خبرگزاری اکو اسکوپ – پژوهشهای جدید در سوئیس نشان میدهد که درختان شاهبلوط شیرین، گذشتهای نهفته از فراز و فرود امپراتوری روم را در دل خود حفظ کردهاند؛ درختانی که با مدیریت هوشمندانه رومیان، از جنگلهای بومی جنوب اروپا به سراسر قاره گسترش یافتند و اثری ماندگار از این تمدن باستانی بر سیمای طبیعی اروپا بر جای گذاشتند.
مروری بر خبر
به گزارش بیبیسی، «پاتریک کربس» (Patrik Krebs)، جغرافیدان و پژوهشگر مؤسسه فدرال تحقیقات جنگل، برف و منظره سوئیس (WSL)، در استان تیتچینو در جنوب رشتهکوه آلپ، درختانی عظیمالجثه از گونه شاهبلوط را شناسایی کرده که برخی از آنها محیطی بیش از هفت متر دارند. به گفته وی، این درختان در دورهای به اروپا بازگشتند که امپراتوری روم در اوج قدرت خود قرار داشت. پیش از ورود رومیان به مناطق کوهستانی چون تیتچینو، شاهبلوط شیرین در آن نواحی وجود نداشت و طی آخرین عصر یخبندان (بیش از ۱۰ هزار سال پیش) منقرض شده بود.

بذر تمدن باستانی در دل جنگلها
امپراتوری روم، افزون بر ساخت جادههای مستقیم، قناتها، حمامهای عمومی و انتشار زبان لاتین، تأثیر قابلتوجهی بر پوشش گیاهی اروپا گذاشت. براساس یافتههای پژوهشگران، رومیها شاهبلوط شیرین را نه بهخاطر میوهاش – که غذای طبقات فقیر و روستایی به شمار میرفت – بلکه بهدلیل چوب مقاوم و رشد سریع آن کاشتند. این چوب بهویژه برای ساخت استحکامات نظامی، تیرک، نرده و دیگر سازههای چوبی کاربرد فراوان داشت.
کربس میگوید: «متون باستانی نشان میدهد که رومیان به درخت Castanea (شاهبلوط) بهشدت علاقهمند بودند، بهویژه بهخاطر قابلیت جوانهزنی مجدد پس از قطع شدن. چوب آن سرشار از تانن است، که باعث مقاومت بالا در برابر پوسیدگی میشود.»

رومیان با ترویج تکنیکهایی مانند «کاشت درخت به روش کُپیس» (coppicing) – یعنی برش درخت برای تحریک رشد مجدد – ضمن تأمین چوب موردنیاز خود، سبب گسترش مهارتهای باغداری در سراسر اروپا شدند. این شیوه، نهتنها بقای درخت را تضمین میکرد، بلکه موجب حفظ بلندمدت منابع چوبی شد.
شواهد زیستی از نفوذ روم
بر اساس آنالیز دادههای گردهشناسی، آثار دانههای گرده شاهبلوط پیش از دوره روم در کشورهای فرانسه، سوئیس و آلمان بسیار اندک بوده است. اما همزمان با گسترش امپراتوری، میزان این گردهها بهطور ناگهانی افزایش یافته، بهویژه در حوالی سال صفر میلادی، زمانی که روم در اوج قدرت قرار داشت. این افزایش قابل توجه نشان میدهد که جنگلکاری و پرورش این درخت بهصورت عمدی و گسترده توسط رومیان انجام شده است.
پس از حملات اقوام بربر و آغاز زوال امپراتوری روم در سدههای چهارم و پنجم میلادی، میزان گرده شاهبلوط در خاک کاهش یافته است، که نشانهای از رها شدن باغات رومی و کاهش جمعیت در برخی نواحی محسوب میشود.
از سوی دیگر، درخت گردو (Juglans regia) روندی متفاوت داشته است. پژوهشها نشان میدهند که پخش این درخت در اروپا پیش از ورود رومیان آغاز شده و احتمالاً اقوام یونانی و دیگر تمدنهای پیشارومی در آن نقش داشتهاند.
میراث ماندگار در سفرههای اروپایی
امروزه بیش از ۲.۵ میلیون هکتار از خاک اروپا تحت پوشش درختان شاهبلوط است – وسعتی برابر با جزیره ساردینیا – و این درختان نقشی مهم در منظره طبیعی، سنتهای غذایی و اقتصاد بومی بسیاری از مناطق ایفا میکنند. در فرانسه، پرتغال، سوئیس و دیگر کشورها، شاهبلوط در خوراکیهای سنتی جایگاه ویژهای دارد؛ هرچند هدف اصلی رومیان از کشت این درخت، چوب آن بود، نه میوهاش.
کربس میافزاید: «در قرون وسطی، شاهبلوط به یکی از ارکان اصلی تغذیه در مناطق کوهستانی تبدیل شد، چراکه این درخت حتی در زمینهای سنگلاخی که کشت دیگر محصولات دشوار بود، بهخوبی رشد میکرد.»

همزیستی درخت و انسان؛ راز عمر هزارساله
شاهبلوط شیرین در شرایط طبیعی، عمری حدود ۲۰۰ سال دارد. اما در مناطقی مانند تیتچینو، که درختان با دخالت و مراقبت انسانی – از جمله هرس، جلوگیری از رقابت سایر درختان و آبیاری مناسب – رشد کردهاند، برخی درختان تا ۱۰۰۰ سال نیز زیستهاند. این همزیستی سودمند سبب شده تا درختان نهتنها عمر بیشتری داشته باشند، بلکه دامنه پراکندگی طبیعی خود را نیز گسترش دهند.
کربس میگوید: «وقتی درختی در باغ میوه نگهداری میشود، مانند اقامت در یک اقامتگاه لوکس است؛ فضای رقابت نیست، نور کافی هست، هرس میشود و از بیماری محافظت میشود. اما در جنگلهای وحشی، درخت با رقیبان زیادی روبرو است.»
بازتاب زبانیِ اثرگذاری تمدن روم
جالب آنکه، واژه «شاهبلوط» در بسیاری از زبانهای اروپایی برگرفته از واژه لاتین Castanea است. این نشانهای زبانی از نفوذ گسترده رومیان در عرصه کشاورزی و فرهنگ است.
تهدیدات امروز؛ فراموشی، بیماری و تغییر اقلیم
اگرچه درختان شاهبلوط شیرین در گذشته نقطه اتصال تمدن و طبیعت بودند، اما امروز با چالشهایی نظیر بیماریهای قارچی، تغییرات اقلیمی و مهاجرت جمعیت از روستا به شهر مواجهاند. باغات شاهبلوطی که قرنها منبع تغذیه، سوخت و چوب مردم محلی بودند، اکنون در حال رها شدن و کاهش هستند. این در حالی است که جشنوارهها و مسیرهای گردشگری شاهبلوط در مناطقی مانند آلپ جنوبی، همچنان به گرامیداشت این میراث طبیعی ادامه میدهند.
نتیجهگیری
داستان شاهبلوط، تنها روایت درختی تنومند نیست؛ بلکه حکایتی از پیوند دانش، حکومت و مردم در دل طبیعت اروپا است. امپراتوری روم، نهفقط در سنگ و مرمر، بلکه در تنههای کهنسال و برگهای سبز شاهبلوط نیز به جا مانده است – میراثی که اگرچه از دل تاریخ برمیخیزد، هنوز با زندگی امروزی پیوند خورده است.
دیدگاه و تحلیل خود را درباره این خبر مطرح کنید. نظرات ارسالی پس از بررسی و تأیید تیم تحریریه، در وبسایت منتشر خواهد شد.