دادههای منتشرشده درباره یوزپلنگ آسیایی، فوک خزری، گورخر ایرانی، گوزن زرد ایرانی و پلنگ ایرانی نشان میدهد حفاظت در برخی کانونها نتیجه داده، اما بحران داده و فشارهای زیستگاهی پابرجاست.
ثبتهای میدانی، سرشماریها و آمار تلفات در ۱۴۰۴ میگوید برخی جمعیتها رشد موضعی دارند، اما کوچک بودن جمعیتها و فشار اکوسیستمی، ریسک بازگشت بحران را بالا نگه داشته است
در سال ۱۴۰۴، گزارشهای میدانی از ثبت و مشاهده ۶ قلاده یوزپلنگ آسیایی در پناهگاه حیاتوحش میاندشت، ثبت تصاویر ۳ قلاده پلنگ ایرانی در پناهگاه عباسآباد، اعلام سرشماری ۱۸۰ رأس گورخر ایرانی در پارک ملی توران، افزایش شمار گوزن زرد ایرانی در پارکهای ملی دز و کرخه به حدود ۶۰ رأس و ثبت ۴۹ لاشه فوک خزری در سواحل مازندران منتشر شد؛ مجموعهای از اعداد که هم نشانههایی از موفقیتهای نقطهای و هم نشانههای فشارهای رو به افزایش بر تنوع زیستی کشور را نشان میدهد.
یوزپلنگ آسیایی؛ ثبتهای ۱۴۰۴ و تداوم شکنندگی جمعیت
بر اساس گزارشهای منتشرشده، در ۲۴ آذر ۱۴۰۴ مشاهده و ثبت ۶ قلاده یوزپلنگ آسیایی در پناهگاه حیاتوحش میاندشت مستند شد. همچنین گزارش دیگری از ثبت تصویری ۵ قلاده یوز شامل یک ماده همراه چهار توله در ۱۲ آبان ۱۴۰۴ در محدوده میاندشت و شرق قرق اختصاصی اوزوم خبر داد. کارشناسان حیاتوحش تاکید میکنند که ثبت مشاهده با برآورد جمعیت تفاوت دارد و در جمعیتهای بسیار کوچک، تمرکز مکانی افراد یا تغییر الگوی رفتاری میتواند به افزایش مشاهده منجر شود، بدون آنکه لزوما افزایش جمعیت رخ داده باشد. با این حال، ثبت تولهها به عنوان شاخص زادآوری، برای گونهای که با ریسکهای جدی مانند تلفات جادهای و کاهش طعمه روبهرو است، اهمیت بالایی دارد.
فوک خزری؛ ۴۹ لاشه در مازندران و هشدار اکوسیستمی خزر
در سواحل مازندران، گزارش رسمی از شناسایی ۴۹ لاشه فوک خزری در سال ۱۴۰۴ منتشر شد. فوک خزری تنها پستاندار بومی دریای خزر است و افزایش تلفات میتواند نشانهای از همزمانی چند عامل باشد؛ از جمله آلودگی، درهمتنیدگی در ادوات صیادی، تغییرات منابع غذایی، تنشهای دمایی و افت تراز آب. در تحلیل این شاخص، تاکید میشود که حفاظت از فوک خزری صرفا با اقدامات گونهمحور به نتیجه نمیرسد و نیازمند پایش علل مرگ، مدیریت فشارهای انسانی و همکاری منطقهای در کل حوضه خزر است.
گورخر ایرانی؛ اختلاف اعداد و اهمیت استانداردسازی سرشماری
درباره گورخر ایرانی در پارک ملی توران، در ۱۴۰۴ دو عدد متفاوت در رسانهها بازتاب یافت. یک گزارش، آخرین سرشماری را ۱۸۰ رأس اعلام کرد و گزارش دیگری از وجود ۲۶۰ رأس در همین پارک ملی سخن گفت. متخصصان میگویند در سرشماری گونههای بیابانی که پراکنش لکهای دارند و جابهجایی فصلی نشان میدهند، نتیجه به زمان اجرا، روش نمونهبرداری، میزان پوشش تیمها و شرایط محیطی وابسته است و اختلاف اعداد، ضرورت انتشار پروتکلهای یکسان و قابل تکرار را برجسته میکند. با وجود این اختلاف، توران همچنان کانون اصلی این گونه در کشور معرفی میشود و اعداد منتشرشده نشان میدهد جمعیت گزارششده در مقیاس «صدها رأس» قرار دارد.
گوزن زرد ایرانی؛ رشد موضعی با تکیه بر تکثیر و رهاسازی
در ۱۴۰۴ خبر تولد ۶ گوساله گوزن زرد ایرانی در پارکهای ملی دز و کرخه منتشر شد و بر اساس همین گزارش، شمار گوزنهای این دو منطقه به حدود ۶۰ رأس رسیده است. گزارش دیگری نیز بر ضرورت تخمین و سرشماری دقیق جمعیت برای سنجش خروجی واقعی اقدامات حفاظتی تاکید کرد و به رهاسازی ۴۲ رأس گوزن طی سالهای اخیر اشاره داشت. تحلیلها نشان میدهد افزایش موضعی جمعیت در این زیستگاهها با مدیریت تکثیر و رهاسازی و حفاظت زیستگاههای وابسته به آب ارتباط مستقیم دارد، اما استمرار این روند به کاهش تهدیدهای زیستگاهی و تقویت برنامههای تبادل ژنتیکی میان زیرجمعیتها وابسته است.
پلنگ ایرانی؛ وقتی آمار ملی شفاف نیست، «ثبتهای تلهدوربین» شاخص جانشین میشود
برای پلنگ ایرانی، گزارشهای داخلی تاکید دارند که ارائه آمار دقیق ملی به دلیل ماهیت روشهای برآورد و پراکندگی زیستگاهها دشوار است. با این حال، در ۱۴۰۴ ثبت تصاویر حضور ۳ قلاده پلنگ ایرانی شامل نر، ماده و توله در پناهگاه حیاتوحش عباسآباد منتشر شد و گزارش دیگری نیز از ثبت تصاویر ۳ پلنگ در منطقه سبزکوه بختیاری خبر داد. کارشناسان میگویند در نبود آمار ملی بهروز و منتشرشده، روند ثبتهای تلهدوربین، شاخصهای تلفات و وضعیت طعمه در زیستگاههای کلیدی میتواند به عنوان شاخصهای جانشین برای تصمیمگیری مورد استفاده قرار گیرد.
جمعبندی
دادههای ۱۴۰۴ نشان میدهد برخی برنامههای حفاظت و مدیریت جمعیت در کانونهای مشخص، خروجی قابل مشاهده داشته است، اما شکنندگی جمعیتهای کوچک، فشارهای اکوسیستمی و مشکل استاندارد داده و روش پایش، همچنان تهدیدهای اصلی برای گونههای در معرض انقراض در ایران محسوب میشوند.

