در حالیکه مقیاس، سرعت و مزیتهای جمعیتی دیگر پاسخگوی رشد نیستند، گزارش تازه منتشرشده «روندهای مصرف ۲۰۲۶» از سوی مؤسسه «ژیمِنگ» نشان میدهد دورهای تازه آغاز شده است؛ دورهای که در آن مصرفکنندگان بیش از هر زمان دیگری درباره «معنا» و «ارزش خرید» پرسش میکنند و برندها ناچارند با منطق جدیدی به پرسش اصلی پاسخ دهند: در چرخه رشد، چگونه میتوان مسیر توسعه پایدار را ساخت؟
پنج تغییر بنیادین که عصر جدید مصرف را شکل داد
در کنفرانس روندهای مصرف ۲۰۲۶، شیائو مینگچائو—کارشناس برجسته بازاریابی و مدیرعامل ژیمِنگ—اعلام کرد که اقتصاد چین وارد مرحله رشد کیفی شده است. او پنج تغییر کلیدی را برشمرد:
۱. گذار اقتصاد از رشد پرشتاب به رشد باکیفیت
۲. کاهش شتابان مزیت جمعیتی
۳. انتقال قدرت گفتمان مصرف به نسلهای جوانتر
۴. گذار تکنولوژی از اینترنت موبایل به عصر هوش مصنوعی
۵. ظهور اعتماد فرهنگی و بومی
این تحولات پیام روشنی دارند: عصر ارزشمحور آغاز شده است؛ عصری که نیازمند دقت، عمق و شناخت روانی مخاطب است.
از «رشد مقیاسی» به «رشد معنایی» — ده روند مصرف ۲۰۲۶
بر پایه یک دهه پژوهش و پایش رفتار مصرفکننده، ژیمِنگ ۱۰ روند اصلی ۲۰۲۶ را معرفی کرد:
- ۱. همزیستی عقلانیت و احساس:مصرفکنندگان با ذهنی محاسبهگر اما قلبی احساسی خرید میکنند و میان صرفهجویی و ولخرجی مرزبندی هوشمندانه میسازند.
- ۲. محاسبه کیفیت:مخاطب امروز تنها زمانی هزینه میکند که کیفیت، تجربه و ارزش دریافتی فراتر از مبلغ پرداختی باشد.
- ۳. کوچنشینی معنوی:مصرفکنندگان برای رهایی احساسی و بازسازی ذهنی، به سفر، رویدادها و تجربههای فرهنگی روی میآورند.
- ۴. برجستهسازی لحظههای روزمره:افراد میکوشند با خلق شادیهای کوچک، زندگی روزمره را به لحظاتی ویژه و خاطرهساز تبدیل کنند.
- ۵. تجربه همدلانه: مخاطبان از برندها انتظار دارند تجربهای ارائه دهند که احساسات آنها را درک کرده و با نیازهای عاطفیشان همسو باشد.
- ۶. خیزش ترندهای محلی:فرهنگ و زیباییشناسی بومی به سبک زندگی قابل خرید تبدیل میشود و هویت محلی ارزش تجاری پیدا میکند.
- ۷. گرایش به تخصصگرایی:اعتماد مصرفکننده از برندهای عمومی به سمت محصولات مورد تأیید متخصصان و حلقههای حرفهای حرکت کرده است.
- ۸. ارتقای سلامتمحور:سبک زندگی سالم از یک انتخاب فردی به نیاز روزمره و معیار ارزیابی محصولات و خدمات تبدیل شده است.
- ۹. اجماع برند:برندها تنها زمانی پایدار میمانند که در ذهن و دل مخاطب به تصویری مشترک، معتبر و قابل اتکا تبدیل شوند.
- ۱۰. قدرت صحنهسازی هوش مصنوعی: هوش مصنوعی به برندها امکان میدهد تجربههای شخصیسازیشده، تعاملی و خلاقانه خلق کنند که صحنه مصرف را برای هر فرد بهصورت منحصربهفرد بازآفرینی میکند.
این روندها از هم جدا نیستند، بلکه نقشه راه گذار بازار از رشد کمّی به رشد معنایی را ترسیم میکنند.
«محاسبه کیفیت»؛ مصرفکننده جدید چه میخواهد؟
مصرفکنندگان امروز «احساساتیِ عقلگرا» توصیف میشوند؛ افرادی که برای دریافت کد تخفیف یک ساعت منتظر میمانند اما با شوق برای بلیت ردیف اول کنسرت یا تجهیزات ورزشی حرفهای هزینه میکنند. آنها میان حسابهای ذهنی خود مرزبندی دقیق دارند و انتظار دارند «هر ریال»، بازده بلندمدت داشته باشد.
مفهوم کیفیت نیز تغییر کرده است:
- از کارکرد → به تجربه
- از تجربه → به راحتی
- از راحتی → به ارزش احساسی
- و در نهایت → به «دوستداشتنی بودن» محصول
شیائو میگوید: «در آینده چیزی به نام هزینه–فایده مبهم وجود ندارد؛ فقط کیفیت–قیمت مشخص وجود دارد.» برندهایی که هم اطمینان و هم پیوند احساسی ایجاد نکنند، در چرخه رشد کند دوام نمیآورند.
میانتیتر: «کوچنشینی معنوی» و «لحظههای روزمره»؛ ساختن پیوند احساسی پایدار
در دوران وفور کالا، معنا در قلمرو تجربه و احساس جستوجو میشود. کوچنشینی معنوی نشان میدهد که سفر، رویدادهای فرهنگی، موسیقی و ورزش برای مخاطب بیش از مقصد، فرصتی برای گریز از خود و آرامش احساسی هستند.
در کنار آن، روند «برجستهسازی روزمره» بر میل مخاطب به خلق شادیهای کوچک تأکید دارد؛ لذت نوشیدن یک قهوه خاص، صبحانهای دقیق یا چای–نوشیدنی فصلی.
برندها در آینده باید تسهیلگر لحظههای کوچک شادی باشند؛ شریک عاطفی مخاطب، نه صرفاً فروشنده یک کالا.
تخصصگرایی و اجماع برند؛ سرمایه اعتماد در عصر پراکندگی
در جهانی مملو از اطلاعات، استانداردهای عمومی جای خود را به اعتبار حرفهای در حلقههای تخصصی داده است. مخاطب دیگر صرفاً به برندهای بزرگ اعتماد ندارد؛ بلکه به محصولاتی اعتماد میکند که در شرایط واقعی و سخت آزمایش شده و در میان اهلفن ستایش میشوند.
برای عبور از این حلقهها و ساختن اعتماد گستردهتر، برندها باید به سمت «اجماع برند» حرکت کنند؛ فرایندی چندمرحلهای شامل:
- اجماع شناختی: در ذهن ماندگار شدن
- اجماع ارزشی: مورد تأیید قرار گرفتن
- اجماع احساسی: دوست داشته شدن
- اجماع تجربی: توصیه شدن و بازنشر از سوی مصرفکنندگان
در بازاری با بیش از ۲۳۰ میلیون بارکد کالا، تنها اجماع است که از فرسایش ارزش برند جلوگیری میکند.
مسیر توسعه پایدار برندها؛ تأکید بر انسان نه محصول
بر پایه ده روند نامبرده، راهبرد برندهای موفق در عصر رشد کند عبارت است از:
۱. تغییر از مدیریت «ترافیک» به مدیریت «جریان تجربه»
فروشگاهها و فضاهای خردهفروشی باید به «عرصههای احساسی و محتوایی» تبدیل شوند؛ همانند رستوران برند پرادا یا پیوند موزه هنر با فروشگاه لوکس دِجی پلازا. ارزش پایدار از یادآوری و خاطرات مشترک ساخته میشود.
۲. تغییر از فروش «محصول» به خلق «سبک زندگی»
روند «سلامتمحور» نشان میدهد که سلامتی واحد پول جدید تعامل اجتماعی است. برندها باید بسته سبک زندگی ارائه دهند، نه کالا. خیزش ترندهای محلی نیز یعنی فرهنگهای بومی باید به سبک زندگی قابل خرید بدل شوند.
۳. تغییر از تعقیب «پرفروشها» به ساخت «اجماع پایدار»
با ورود سیل کالای جدید و بیتفاوتی ۷۸ درصد مصرفکنندگان نسبت به حذف یک برند، تنها مزیت رقابتی واقعی تبدیل شدن به یک مرجع پایدار ذهنی و احساسی است.
میانتیتر: دوران رشد کند، زمان بازگشت به ارزشهاست
کند شدن رشد اقتصادی فرصتی برای بازنگری رابطه برند با انسان و جامعه است. راه توسعه پایدار، مسیری پرزحمت اما آیندهنگر است: ساختن معنا، خلق ارزش، و ایجاد پیوندهای پایدار در ذهن و دل مخاطب.
دیدگاه و تحلیل خود را درباره این خبر مطرح کنید. نظرات ارسالی پس از بررسی و تأیید تیم تحریریه، در وبسایت منتشر خواهد شد.