نکات کلیدی
- فولاد سبز در جهان یک مفهوم علمی است، اما معیار اصلی آن «شدت انتشار قابل اندازهگیری و راستیآزمایی» است، نه صرف استفاده از واژه سبز در گزارشهای شرکتی.
- آژانس بینالمللی انرژی برای فولاد نزدیک به صفر انتشار، بسته به سهم آهن اولیه و قراضه، آستانهای در حدود ۵۰ تا ۴۰۰ کیلوگرم CO2e برای هر تن فولاد خام پیشنهاد کرده است.
- ایران از نظر حجم تولید فولاد خام در میان ۱۰ تولیدکننده بزرگ جهان قرار دارد، اما ترکیب انرژی کشور و وابستگی برق و احیای مستقیم به گاز طبیعی، مانع اصلی تولید فولاد سبز واقعی است.
- فولاد مبارکه مستندترین برنامه کربنزدایی را در میان شرکتهای ایرانی منتشر کرده، اما شدت انتشار اعلامشده این شرکت در سال ۱۴۰۳ هنوز فاصله زیادی با معیارهای فولاد نزدیک به صفر انتشار دارد.
- ادعاهای فولاد خوزستان، فولاد هرمزگان و ذوبآهن اصفهان بیشتر در سطح برنامههای گذار، بهبود زیستمحیطی، کاهش مصرف انرژی یا پروژههای آزمایشی است و شواهد کافی برای تایید تولید تجاری فولاد سبز منتشر نشده است.
پایگاه خبری گزارش سبز ـ فولاد سبز در سالهای اخیر به یکی از پرکاربردترین واژهها در ادبیات صنعت فولاد، توسعه پایدار و سیاستگذاری صنعتی تبدیل شده است؛ اما بررسی دقیق دادهها نشان میدهد فاصله مهمی میان «فولاد سبز» بهعنوان یک مفهوم علمی و «فولاد سبز» بهعنوان یک ادعای تبلیغاتی وجود دارد.
در جهان، فولاد سبز معمولا به فولادی گفته میشود که در فرایند تولید آن، انتشار گازهای گلخانهای به شکل واقعی، سنجشپذیر و راستیآزماییشده کاهش یافته باشد. این کاهش میتواند از مسیرهایی مانند استفاده از قراضه در کوره قوس الکتریکی با برق تجدیدپذیر، احیای مستقیم سنگآهن با هیدروژن سبز، جایگزینی سوختهای فسیلی، افزایش بهرهوری انرژی یا در برخی سناریوها جذب و ذخیره کربن انجام شود.
با این حال، هیچ شرکتی صرفا به دلیل نصب نیروگاه خورشیدی، کاهش مصرف آب، مدیریت پسماند، حذف بخشی از آلایندهها یا اجرای پروژههای زیستمحیطی نمیتواند بهطور دقیق مدعی تولید فولاد سبز شود. معیار اصلی، عدد انتشار به ازای هر تن فولاد و مرز محاسبه آن است؛ یعنی باید روشن باشد انتشار مستقیم، انتشار ناشی از برق مصرفی، انتشار زنجیره تامین، نوع خوراک، سهم قراضه و روش حسابداری کربن چگونه محاسبه شده است.
فولاد سبز در جهان چگونه تولید میشود؟
در صنعت جهانی فولاد، سه مسیر اصلی برای کاهش انتشار کربن مطرح است. مسیر نخست، تولید فولاد از قراضه در کوره قوس الکتریکی است. اگر برق این کوره از منابع تجدیدپذیر یا کمکربن تامین شود، انتشار محصول نهایی میتواند بسیار پایینتر از مسیر سنتی کوره بلند باشد.
مسیر دوم، احیای مستقیم سنگآهن با هیدروژن سبز و سپس ذوب آهن اسفنجی در کوره قوس الکتریکی است. در این مسیر، هیدروژن به جای گاز طبیعی یا زغالسنگ نقش عامل احیاکننده را ایفا میکند. اگر هیدروژن از الکترولیز آب با برق تجدیدپذیر تولید شود، این مسیر یکی از جدیترین گزینههای فولاد نزدیک به صفر انتشار محسوب میشود.
مسیر سوم، بهبود یا اصلاح فرایندهای موجود است؛ مانند افزایش بهرهوری انرژی، استفاده از گاز طبیعی به جای زغالسنگ، تزریق هیدروژن در واحدهای احیا، افزایش سهم قراضه، استفاده از سوختهای جایگزین و نصب فناوری جذب و ذخیره کربن. این مسیرها میتوانند انتشار را کاهش دهند، اما لزوما به معنای تولید فولاد سبز نیستند.
به بیان دقیقتر، در جهان امروز تفاوت مهمی میان «فولاد کمکربن»، «فولاد کمانتشار»، «فولاد نزدیک به صفر انتشار» و «فولاد سبز» وجود دارد. واژه فولاد سبز از نظر رسانهای رایج است، اما از نظر فنی باید با عدد، استاندارد، روش محاسبه و گواهی مستقل همراه باشد.
ایران چه جایگاهی در فولاد سبز دارد؟
ایران از نظر ظرفیت و تولید فولاد خام بازیگری مهم در جهان است. دادههای انجمن جهانی فولاد نشان میدهد ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۱.۸ میلیون تن فولاد خام تولید کرده و در رتبه دهم تولیدکنندگان فولاد جهان قرار داشته است. این جایگاه، ظرفیت صنعتی ایران برای ورود به بحث فولاد کمکربن را قابل توجه میکند.
مزیت بالقوه ایران آن است که بخش مهمی از زنجیره فولاد کشور بر پایه احیای مستقیم و کوره قوس الکتریکی شکل گرفته است. این ساختار نسبت به مسیرهای زغالسنگمحور، از نظر فنی قابلیت بیشتری برای گذار به هیدروژن و برق کمکربن دارد. اما همین مزیت بالقوه با یک مانع جدی روبهرو است: ترکیب انرژی ایران.
تا زمانی که برق مصرفی کورههای قوس الکتریکی عمدتا از شبکهای مبتنی بر گاز طبیعی تامین شود و احیای مستقیم نیز با گاز طبیعی انجام شود، نمیتوان محصول نهایی را فولاد سبز دانست. در بهترین حالت، بخشی از فولاد ایران میتواند نسبت به فولاد تولیدشده با کوره بلند زغالسنگی، کمکربنتر باشد؛ اما «کمکربنتر بودن» با «سبز بودن» یا «نزدیک به صفر انتشار بودن» یکی نیست.
معیار راستیآزمایی چیست؟
برای داوری درباره ادعای شرکتها، پایگاه خبری گزارش سبز چهار معیار را مبنا قرار داده است:
نخست، آیا شرکت عدد شدت انتشار خود را بهصورت تن CO2e به ازای هر تن فولاد خام یا محصول نهایی اعلام کرده است؟
دوم، آیا مرز محاسبه انتشار روشن است؛ یعنی مشخص شده Scope 1، Scope 2 و Scope 3 چگونه محاسبه شدهاند؟
سوم، آیا گزارش یا ادعای شرکت توسط نهاد مستقل و معتبر، بر اساس استانداردهایی مانند ISO 14064، EPD یا استانداردهای بینالمللی صنعت فولاد تایید شده است؟
چهارم، آیا شرکت واقعا از برق تجدیدپذیر، هیدروژن سبز یا فناوری کاهش عمیق انتشار در مقیاس تجاری استفاده میکند یا فقط برنامه، تفاهمنامه، پروژه آزمایشی یا اقدام زیستمحیطی دارد؟
بر اساس این معیارها، بخش بزرگی از ادعاهای موجود در ایران را باید نه «تولید فولاد سبز»، بلکه «حرکت به سمت فولاد کمکربن» یا «برنامه کربنزدایی» دانست.
فولاد مبارکه؛ مستندترین برنامه، اما نه فولاد سبز تجاری
فولاد مبارکه جدیترین و مستندترین ادبیات کربنزدایی را در میان شرکتهای فولادی ایران منتشر کرده است. این شرکت در گزارش پایداری خود از هدف کربنخنثی شدن تا افق ۲۰۵۰، کاهش ۳۰ درصدی انتشار تا سال ۱۴۱۰، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر، بهینهسازی فرایند تولید، استفاده از فناوری H2-DRI، افزایش سهم قراضه و بررسی فناوری CCUS سخن گفته است.
این موارد نشان میدهد فولاد مبارکه از سطح شعار عبور کرده و دستکم در حوزه برنامهریزی، گزارشدهی و تدوین نقشه راه، در مقایسه با بسیاری از شرکتهای ایرانی، چارچوب منسجمتری دارد. همچنین این شرکت عدد شدت انتشار خود را منتشر کرده است؛ اقدامی که برای راستیآزمایی بسیار مهم است.
اما دادههای همین گزارش نشان میدهد شدت انتشار فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۳ حدود ۱.۸۴ تن CO2 به ازای هر تن فولاد خام بوده است. این عدد نسبت به برخی مسیرهای سنتی جهانی پایینتر یا نزدیک به میانگین جهانی است، اما با معیارهای فولاد نزدیک به صفر انتشار فاصله زیادی دارد. وقتی آستانههای سختگیرانه جهانی برای فولاد نزدیک به صفر انتشار در محدوده چند ده تا چند صد کیلوگرم CO2e به ازای هر تن فولاد خام تعریف میشود، عدد ۱.۸۴ تن نشان میدهد محصول فعلی را نمیتوان فولاد سبز واقعی دانست.
بنابراین جمعبندی درباره فولاد مبارکه این است: ادعای «حرکت به سمت فولاد سبز» و «برنامه کربنزدایی» تا حدی مستند است؛ اما ادعای «تولید تجاری فولاد سبز» بر اساس دادههای عمومی منتشرشده، هنوز قابل تایید نیست.
فولاد خوزستان؛ ادعای سبزترین فولادساز، اما نیازمند سند مستقل
درباره فولاد خوزستان، در برخی گزارشهای رسانهای از این شرکت بهعنوان یکی از پیشگامان فولاد سبز یا حتی «سبزترین فولادساز ایران» یاد شده است. در همین گزارشها به اقداماتی مانند کاهش انتشار گازهای گلخانهای، حذف یا کاهش مصرف برخی مواد آلاینده و پروژههای زیستمحیطی اشاره شده است.
این اقدامات از منظر مدیریت محیط زیست و بهبود عملکرد صنعتی اهمیت دارد. کاهش آلایندهها، مدیریت پسماند، کاهش مصرف مواد و بهینهسازی انرژی میتواند بخشی از مسیر گذار به تولید کمکربن باشد. اما برای تایید ادعای فولاد سبز کافی نیست.
نکته کلیدی این است که در دسترس عمومی، گزارش محصولمحور و راستیآزماییشدهای که شدت انتشار فولاد خوزستان را بر اساس مرزهای روشن و تایید مستقل نشان دهد، به اندازه کافی دیده نمیشود. بنابراین ادعای سبزترین بودن، بدون انتشار عدد دقیق شدت انتشار، روش محاسبه، گواهی مستقل و مقایسه با سایر تولیدکنندگان، بیشتر یک ادعای ارتباطاتی است تا یک گزاره قابل اثبات علمی.
فولاد هرمزگان؛ پروژه هیدروژن، اما هنوز در مرحله گذار
فولاد هرمزگان از جمله شرکتهایی است که نام آن در ارتباط با پروژههای هیدروژنی و طراحی واحد احیای مستقیم با قابلیت استفاده از هیدروژن مطرح شده است. تفاهمنامههایی میان فولاد هرمزگان، فولاد مبارکه و ایمیدرو برای طراحی و مهندسی مدول احیای مستقیم با استفاده از درصدی از هیدروژن در خوراک گاز ورودی منتشر شده است.
این خبر از نظر آینده صنعت فولاد ایران مهم است، زیرا ورود هیدروژن به فرایند احیای مستقیم یکی از مسیرهای اصلی کربنزدایی فولاد در جهان محسوب میشود. اما از منظر Due Diligence، تفاهمنامه، طراحی مهندسی یا پروژه آزمایشی با تولید تجاری فولاد سبز تفاوت دارد.
تا زمانی که سهم واقعی هیدروژن سبز، منبع تولید هیدروژن، شدت انتشار محصول نهایی، برق مصرفی کوره و گواهی مستقل مشخص نباشد، نمیتوان گفت فولاد هرمزگان فولاد سبز تولید میکند. ارزیابی دقیقتر این است که فولاد هرمزگان در مرحله مطالعه، طراحی و احتمالا آزمایش مسیر فولاد کمکربن قرار دارد.
ذوبآهن اصفهان؛ اقدامات زیستمحیطی در مسیر کوره بلند
ذوبآهن اصفهان نیز اقداماتی در حوزه کاهش آلایندهها، اصلاح تجهیزات، مدیریت پسماند، استفاده از فناوریهایی مانند تزریق پودر زغالسنگ و بهبود فرایندهای زیستمحیطی اعلام کرده است. این اقدامات میتواند در کاهش بخشی از آلودگیها و بهبود بهرهوری نقش داشته باشد.
اما باید میان «بهبود زیستمحیطی» و «تولید فولاد سبز» تفاوت گذاشت. ذوبآهن اصفهان بهطور تاریخی بر مسیر کوره بلند و زغالسنگ متکی است؛ مسیری که در سطح جهانی از پرانتشارترین روشهای تولید فولاد محسوب میشود. کاهش آلایندهها یا افزایش بهرهوری در چنین مسیری، هرچند مهم است، اما به خودی خود فولاد سبز ایجاد نمیکند.
بنابراین ادعای حرکت به سمت تولید پاکتر قابل بررسی است، اما ادعای تولید فولاد سبز در این مسیر، بدون فناوری کاهش عمیق انتشار، جذب و ذخیره کربن، جایگزینی سوخت فسیلی یا تغییر بنیادین مسیر تولید، از نظر علمی قابل دفاع نیست.
شرکتهای دیگر؛ از مطالعات امکانسنجی تا نبود سند عمومی
نام شرکتهایی مانند چادرملو، گلگهر، گهرزمین و برخی بازیگران زنجیره آهن اسفنجی و فولاد در مطالعات، تفاهمنامهها و پروژههای مرتبط با کاهش انتشار یا توسعه زنجیره کمکربن مطرح شده است. این حضور نشان میدهد مسئله فولاد سبز وارد ادبیات راهبردی صنعت فولاد ایران شده است.
با این حال، تا زمانی که شرکتها عدد محصولمحور، گزارش انتشار، گواهی مستقل، سهم انرژی تجدیدپذیر و مسیر روشن کربنزدایی منتشر نکنند، نمیتوان صرف حضور در مطالعات یا تفاهمنامهها را معادل تولید فولاد سبز دانست.
جدول راستیآزمایی ادعاها
| شرکت | نوع ادعای قابل مشاهده | شواهد موجود | ارزیابی گزارش سبز |
|---|---|---|---|
| فولاد مبارکه | نقشه راه فولاد سبز، کربنخنثی تا ۲۰۵۰، کاهش ۳۰ درصدی انتشار تا ۱۴۱۰ | گزارش پایداری، عدد شدت انتشار، پروژههای انرژی و نقشه راه فناوری | برنامه گذار مستند است؛ تولید تجاری فولاد سبز هنوز تایید نمیشود |
| فولاد خوزستان | سبزترین فولادساز ایران، کاهش انتشار و پروژههای زیستمحیطی | گزارشهای رسانهای و شرکتی درباره کاهش انتشار و اقدامات محیط زیستی | اقدامات زیستمحیطی قابل توجه است؛ ادعای فولاد سبز نیازمند گواهی مستقل و عدد محصولمحور است |
| فولاد هرمزگان | طراحی مدول احیای مستقیم با استفاده از هیدروژن | تفاهمنامه و پروژه مهندسی با فولاد مبارکه و ایمیدرو | مسیر آیندهدار است؛ هنوز تولید تجاری فولاد سبز محسوب نمیشود |
| ذوبآهن اصفهان | تولید پاکتر، کاهش آلایندهها و پروژههای زیستمحیطی | اصلاح تجهیزات، کاهش آلایندهها و بهینهسازی فرایند | بهبود زیستمحیطی است؛ با فولاد سبز به معنای علمی فاصله دارد |
| سایر شرکتهای زنجیره فولاد | حضور در مطالعات و برنامههای کربنزدایی | تفاهمنامهها، مطالعات امکانسنجی و پروژههای انرژی | نشانه ورود به مسیر گذار است، نه اثبات تولید فولاد سبز |
نتیجه راستیآزمایی؛ ادعاها چند دستهاند
بررسی گزارش سبز نشان میدهد ادعاهای شرکتهای ایرانی درباره فولاد سبز را باید در سه سطح تفکیک کرد.
سطح نخست، ادعای «برنامهریزی برای گذار به فولاد سبز» است. این ادعا در برخی شرکتها، بهویژه فولاد مبارکه و فولاد هرمزگان، تا حدی قابل دفاع است؛ زیرا نقشه راه، تفاهمنامه، پروژه انرژی یا برنامه فناوری منتشر شده است.
سطح دوم، ادعای «تولید فولاد کمکربنتر» است. این ادعا در بعضی موارد ممکن است نسبت به مسیرهای زغالسنگی جهانی درست باشد، بهویژه در شرکتهایی که از احیای مستقیم و کوره قوس الکتریکی استفاده میکنند. اما این ادعا باید با عدد شدت انتشار و مرز محاسبه دقیق همراه شود.
سطح سوم، ادعای «تولید فولاد سبز» یا «فولاد نزدیک به صفر انتشار» است. بر اساس دادههای عمومی منتشرشده، این ادعا درباره شرکتهای ایرانی هنوز اثبات نشده است. نه هیدروژن سبز در مقیاس صنعتی وارد فرایند تولید فولاد ایران شده، نه سهم برق تجدیدپذیر در حدی است که بتواند انتشار کورههای قوس الکتریکی را به شکل عمیق کاهش دهد، و نه گواهیهای مستقل محصولمحور به اندازه کافی منتشر شدهاند.
چرا این موضوع برای صادرات فولاد ایران مهم است؟
اهمیت فولاد سبز فقط محیط زیستی نیست. با اجرای سازوکارهایی مانند CBAM اتحادیه اروپا، انتشار کربن به یک متغیر تجاری و رقابتی تبدیل شده است. صادرکنندگان فولاد در آینده ناچار خواهند بود شدت انتشار محصول خود را دقیقتر گزارش کنند و هزینه کربن را در بازارهای هدف بپذیرند.
برای صنعت فولاد ایران، این موضوع میتواند هم تهدید باشد و هم فرصت. تهدید از آن جهت که وابستگی انرژی کشور به گاز طبیعی و کمبود برق کمکربن میتواند هزینه رقابتی صادرات را افزایش دهد. فرصت از آن جهت که ساختار احیای مستقیم و کوره قوس الکتریکی، در صورت دسترسی به برق تجدیدپذیر و هیدروژن سبز، نسبت به برخی کشورهای متکی بر زغالسنگ قابلیت گذار سریعتری دارد.
جمعبندی
فولاد سبز یک مفهوم واقعی، علمی و صنعتی است؛ اما فقط زمانی معنا دارد که با داده انتشار، روش محاسبه، گواهی مستقل و زنجیره تامین شفاف همراه شود. در ایران، برخی شرکتها وارد مسیر کربنزدایی شدهاند و برخی پروژهها، بهویژه در حوزه انرژی تجدیدپذیر و هیدروژن، ارزش پیگیری دارند. با این حال، ادعای تولید فولاد سبز در ایران هنوز بیش از آنکه یک واقعیت صنعتی تاییدشده باشد، یک هدف راهبردی و برچسب ارتباطاتی است.
عبارت دقیقتر برای وضعیت امروز ایران این است: «صنعت فولاد ایران در ابتدای مسیر گذار به فولاد کمکربن قرار دارد، اما هنوز به تولید تجاری و قابل تایید فولاد سبز نرسیده است.»

