جنگلهای آلمان که دههها بهعنوان یکی از مهمترین مخازن طبیعی جذب دیاکسیدکربن در اروپا شناخته میشدند، در نتیجه خشکسالیهای مکرر، گرمایش هوا و گسترش آفات، بخش قابلتوجهی از توان خود برای مهار انتشار کربن را از دست دادهاند و اکنون یک تغییر بنیادین در شیوه کاشت و مدیریت جنگلها بهعنوان تنها گزینه پیشرو مطرح شده است.
در کوهستان هارتس در شمال آلمان، حتی سبزی پررنگ اواخر بهار هم نمیتواند منظره درختان مرده را پنهان کند. هزاران تنه خشک و ایستاده که زمانی جنگلهای انبوه صنوبر را شکل میدادند، امروز نشانههای آشکار بحرانی عمیق در جنگلداری این کشور هستند. از سال ۲۰۱۸، شیوع گسترده سوسک پوستخوار که با خشکسالیها و موجهای گرمای پیاپی تشدید شد، این منطقه را ویران کرده و چهرهای خاکستری و بیمارگونه به چشمانداز داده است.
این فاجعه، مدل جنگلداری مدرن آلمان را که بر کشتهای وسیع تکگونهای متکی بود، زیر سؤال برده است. کارشناسان میگویند بازگشت به روشهای گذشته دیگر ممکن نیست، زیرا جایگزینی صنوبرهای از بین رفته با همان گونه، به احتمال زیاد چرخهای جدید از نابودی را رقم خواهد زد. به همین دلیل، جنگلبانان در هارتس و دیگر مناطق کشور، بهتدریج به سمت کاشت ترکیبی از گونههایی مانند راش، نراد، افرا و چنار در کنار صنوبرهای باقیمانده حرکت کردهاند تا جنگلهای آینده متنوعتر و مقاومتر باشند.
ماتیاس آسیمان، سخنگوی شرکت جنگلداری منطقهای هارتس، میگوید فشار روانی این بحران بر کارکنان بسیار شدید بوده است. او توضیح میدهد که ماهها و حتی سالها کار آنها صرف قطع درختان آلوده شده و بسیاری از همکارانش با نشانههای فرسودگی شغلی روبهرو هستند. به گفته او، تجربه سالهای اخیر نشان داده که دیگر نمیتوان جنگل را وادار کرد مطابق برنامههای انسانی رشد کند یا بار جذب کربن مورد انتظار سیاستگذاران را به دوش بکشد.
ابعاد این بحران محدود به یک منطقه نیست. در اوج شیوع سوسک پوستخوار بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۱، آلمان حدود نیم میلیون هکتار از جنگلهای خود را از دست داد که معادل نزدیک به پنج درصد کل پوشش جنگلی کشور است. جمهوری چک در مقیاس نسبی آسیب بیشتری دیده و کشورهایی مانند نروژ، سوئد، فرانسه و فنلاند نیز با تغییرات مشابهی مواجه شدهاند. در یونان، جنگلبانان از نابودی گسترده درختان نراد خبر میدهند و در سراسر اروپا، خشک شدن تالابها و جنگلهای کهن به یک نگرانی جدی تبدیل شده است.
این تحولات اکنون در آمارهای رسمی نیز منعکس شدهاند. دانشمندان در سال ۲۰۲۵ برآورد خود از میزان جذب کربن توسط زمینهای اتحادیه اروپا را بهطور قابلتوجهی کاهش دادند. از سال ۲۰۱۰ تاکنون، میزان کربنی که توسط جنگلها و دیگر زیستبومها جذب میشود حدود یکسوم کاهش یافته و روند نزولی همچنان ادامه دارد. در آلمان، دادههای منتشرشده در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد که بین سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۲، انتشار خالص کربن بهدلیل مرگ گسترده درختان و خشکسالی افزایش چشمگیری داشته است.
پروفسور ماتیاس دیتر، رئیس مؤسسه جنگلداری تونن، میگوید این روند بهقدری سریع بوده که بسیاری از اهداف اقلیمی را عملاً دستنیافتنی کرده است. به گفته او، ذخایر عظیم کربن که در زیستتوده جنگلها انباشته شده بود، در حال از بین رفتن است و دیگر بهعنوان مخزن جذب کربن عمل نمیکند. او تأکید میکند که آلمان تقریباً بهطور قطعی به هدف تعیینشده برای جذب کربن در بخش کاربری زمین نخواهد رسید.
همزمان، بحث درباره نقش طبیعت در تحقق اهداف اقلیمی شدت گرفته است. برخی کارشناسان معتقدند گنجاندن جنگلها و دیگر زیستبومها در محاسبات تعهدات اقلیمی، دولتها را به حفاظت از منابع طبیعی وادار میکند. اما منتقدان هشدار میدهند که این رویکرد میتواند بهانهای برای کند کردن روند حذف سوختهای فسیلی باشد. یوهان راکستروم، مدیر مؤسسه پوتسدام برای پژوهشهای اقلیم، میگوید اتکا به فرضیات خوشبینانه درباره جذب کربن طبیعی، این خطر را دارد که کشورها بدون حذف واقعی زغالسنگ، نفت و گاز، خود را در مسیر بیطرفی کربنی نشان دهند.
نمونه فنلاند یکی از مصادیق این هشدار است. این کشور که ۷۰ درصد مساحت آن را جنگلها و تالابها پوشانده، قصد دارد تا سال ۲۰۳۵ به بیطرفی کربنی برسد، اما کاهش شدید توان جذب کربن این زیستبومها باعث شده که در برخی سالها به منبع خالص انتشار تبدیل شوند.
در برابر این چشمانداز نگرانکننده، جنگلبانان هارتس تلاش میکنند الگویی متفاوت ارائه دهند. آنها در مناطقی بهجای پاکسازی کامل، اجازه دادهاند گونههای مختلف در کنار هم رشد کنند. بلوطها، افراها و راشهای بالغ در کنار نهالهای صنوبر و نراد، ساختاری چندلایه ایجاد کردهاند که نور و تنوع بیشتری به کف جنگل میرساند. پژوهشهای بینالمللی نیز این رویکرد را تأیید میکند. مطالعات منتشرشده در مجله Nature نشان داده که تنوع گونهای بهترین سپر در برابر تلفات ناشی از خشکسالی است و تحقیقات جدید در PNAS نیز تأکید میکند که غنای گونهها رشد درختان را در دورههای طولانی خشکی حفظ میکند.
آسیمان میگوید این جنگلهای متنوع نهتنها از نظر اکولوژیک مقاومتر هستند، بلکه از نظر انسانی نیز اهمیت دارند. بسیاری از کارکنانی که دههها عمر خود را صرف مراقبت از این جنگلها کردهاند، در مدت کوتاهی شاهد نابودی دستاوردهایشان بودهاند. به گفته او، دیدن جوانههای جدید و چشمانداز یک جنگل سالمتر، میتواند امید و انگیزه را به آنها بازگرداند و هدفی تازه برای ادامه کار فراهم کند.
دیدگاه و تحلیل خود را درباره این خبر مطرح کنید. نظرات ارسالی پس از بررسی و تأیید تیم تحریریه، در وبسایت منتشر خواهد شد.