انجمن نشنال جئوگرافیک و شرکت پپسیکو با اعطای پنج گرنت پژوهشی جدید در آمریکا، اسپانیا، اتیوپی و اندونزی، فاز تازهای از برنامه «غذا برای فردا» را برای توسعه کشاورزی احیاگر و افزایش تابآوری خاک در برابر ریسکهای اقلیمی آغاز کردند.
انجمن نشنال جئوگرافیک و پپسیکو پنج گرنت پژوهشی جدید را به دانشمندانی اعطا کردند که در قالب آزمایشهای میدانی، بهدنبال تقویت سلامت خاک و تسریع بهکارگیری شیوههای کشاورزی احیاگر در مناطق تحت فشار تغییرات اقلیمی هستند. این اقدام بخشی از ابتکار «Food for Tomorrow» است که در سال ۲۰۲۵ با هدف پیوند علم، روایتگری و آموزش برای تحول در نظام جهانی غذا راهاندازی شد. پژوهشگران منتخب از میان متقاضیانی از ۱۴۰ کشور انتخاب شدهاند و به شبکه جهانی محققان و کنشگران نشنال جئوگرافیک پیوستهاند.
این پروژهها بر محصولات راهبردی و باارزش در امنیت غذایی و زنجیرههای تأمین جهانی تمرکز دارند؛ از گندم و ذرت گرفته تا سیبزمینی، سویا و قهوه. پژوهشگران طی دو سال آینده، شیوههای احیاگر را در شرایط واقعی مزرعه آزمایش میکنند و نتایج را به راهنماهای کاربردی برای کشاورزان تبدیل خواهند کرد. این رویکرد، فاصله میان تحقیقات دانشگاهی و اجرا در مقیاس مزرعه را کاهش میدهد.
ایان میلر، مدیر ارشد علم و نوآوری انجمن نشنال جئوگرافیک، با اشاره به پیوند سلامت خاک با اهداف اقلیمی و تنوع زیستی گفت: «کشاورزی احیاگر حوزهای نوظهور و راهبردی برای ما است. این حوزه با حفاظت از منابع آب شیرین و اکوسیستمهای ساحلی، احیای مناظر طبیعی برای پشتیبانی از تنوع زیستی، کاهش ردپای کربن و صیانت از ذخایر کربن غیرقابلبازگشت ارتباط مستقیم دارد.» او تأکید کرد که خاک، محور همزمان کاهش انتشار، حفاظت از زیستبومها و افزایش تابآوری سامانههای آبی است.
پپسیکو نیز کشاورزی احیاگر را بهعنوان ستون اصلی راهبرد پایداری خود تعریف کرده و هدفگذاری کرده است تا سال ۲۰۳۰، شیوههای احیاگر، ترمیمی یا حفاظتی را در ۱۰ میلیون اِیکر از اراضی زنجیره تأمین خود گسترش دهد. جیم اندرو، معاون اجرایی و مدیر ارشد پایداری پپسیکو، تصریح کرد: «نظام جهانی غذا تحت فشار فزاینده تغییرات اقلیمی و رویدادهای حدی قرار دارد. کشاورزان در هر فصل تنها یک فرصت برای موفقیت محصول دارند. شیوههای مبتنی بر علم، اعتماد لازم را برای گذار به کشاورزی احیاگر ایجاد میکند و در عین حال، معیشت کشاورزان را تقویت میکند.»
از منظر بنگاههای چندملیتی، کشاورزی احیاگر بهطور فزاینده با ثبات زنجیره تأمین، مدیریت ریسک اقلیمی و کاهش انتشار دامنه سه پیوند خورده است. سرمایهگذاران نیز انتظار دارند شرکتها اثرات زیستمحیطی خود را در کل زنجیره ارزش بهصورت قابلاندازهگیری کاهش دهند. در این چارچوب، پروژههای میدانی جدید میتوانند پشتوانه دادهای برای تصمیمگیریهای سرمایهای و سیاستگذاری شرکتی فراهم کنند.
پروژههای منتخب، طیفی متنوع از اقلیمها و چالشهای کشاورزی را پوشش میدهند. در ویسکانسین آمریکا، عمر دِ کوک مرکادو با ایجاد کریدورهای تنوع زیستی از طریق کاشت گیاهان بومی در اراضی کمبازده، بهدنبال احیای مناظر کشاورزی در مقیاس چشمانداز است. در همین ایالت، جیمی اسپیچالا اثر تناوب یونجه تثبیتکننده نیتروژن را بر کاهش تنش رطوبتی، بازسازی خاک و بهبود عملکرد سیبزمینی بررسی میکند.
در اسپانیا، آهان دلال کاربرد بیوچار، کشت پوششی و میکروارگانیسمهای مفید را در شرایط آبیاری نرمال و خشکسالی آزمایش میکند تا الگوهای تابآوری قابل تعمیم به نظامهای مدیترانهای ارائه دهد. در اتیوپی، هیوان دِگو سامانههای کشت مخلوط قهوه و سیبزمینی را با تمرکز بر شواهد میکروبی خاک و مشارکت مستقیم کشاورزان مطالعه میکند. در اندونزی، ال گرینی اس. دِویانتی در مزارع فرسوده ذرت، کشت مخلوط با ساچا اینچی را همراه با متابارکدینگ DNA و یک اپلیکیشن هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی که دانش بومی را با علم نوین تلفیق میکند، آزمایش میکند.
در کنار پژوهشهای علمی، گروهی از کاوشگران روایتگر نیز از میانه سال ۲۰۲۵ در ۱۲ کشور و ۱۳ نظام زراعی و دامپروری، گذار کشاورزی را مستندسازی کردهاند. خروجی این فعالیتها در قالب نمایشگاههای چندرسانهای، گزارشهای روزنامهنگاری، نشستهای محلی و کمپینهای دیجیتال در سال ۲۰۲۶ منتشر خواهد شد. همچنین یک ابزار تعاملی مصورسازی داده در دست توسعه است که یافتههای پژوهشی را به دانش قابلاستفاده برای کشاورزان، سیاستگذاران و بازیگران زنجیره تأمین تبدیل میکند.
تحلیلگران حوزه پایداری معتقدند کشاورزی احیاگر از مرحله پایلوت عبور کرده و به ضرورت عملیاتی تبدیل شده است. نوسانات اقلیمی، ریسک تولید را افزایش داده و همزمان، چارچوبهای تنظیمگری و فشار سرمایهگذاران برای کاهش انتشار و حفاظت از اکوسیستمها تشدید شده است. شیوههای مبتنی بر شواهد که کربن خاک، نگهداشت آب و تنوع زیستی را بهبود میدهند، میتوانند همزمان مزیت زیستمحیطی و تابآوری مالی ایجاد کنند.
ابتکار «غذا برای فردا» نشان میدهد همافزایی میان نهادهای عمومی علمی و شرکتهای چندملیتی میتواند به کاهش ریسک نظام غذایی و پیشبرد اهداف اقلیمی جهانی کمک کند. با تشدید فشارهای اقلیمی، مقیاسپذیری شیوههای کشاورزی احیاگر نهتنها بر بهرهوری مزارع، بلکه بر پایداری زنجیرههای تأمین جهانی و امنیت غذایی جوامع اثر تعیینکننده خواهد داشت.

