هم‌زمان با روز جهانی منع خشونت علیه زنان، داده‌ها نشان می‌دهد جهان در نقطه‌ای ایستاده که «پیشرفت» بیشتر شبیه یک توهّم است تا دستاورد.

خشونت پنهان، جهان آشکار: چرا هنوز در مهار خشونت علیه زنان شکست می‌خوریم؟

صفحه اصلی > تاثیرگذاری اجتماعی : خشونت پنهان، جهان آشکار: چرا هنوز در مهار خشونت علیه زنان شکست می‌خوریم؟

خشونت پنهان، جهان آشکار: چرا هنوز در مهار خشونت علیه زنان شکست می‌خوریم؟

بیست‌وپنجم نوامبر، روز جهانی منع خشونت علیه زنان، هر سال فرصتی است برای مکثی تلخ: اینکه با وجود دهه‌ها تلاش، قوانین بین‌المللی، کمپین‌های جهانی و صدها پیمان‌نامه، خشونت علیه زنان نه‌تنها متوقف نشده، بلکه در بسیاری نقاط جهان در حال بازتولید، ساختاری‌شدن و نهادینه‌شدن است. آن‌چه امروز در برابر ما قرار دارد، معمایی پیچیده است: چرا جهانی با این حجم از ادعاهای توسعه، برابری و پیشرفت، هنوز در ابتدایی‌ترین حق انسانی—حق زیستن بدون خشونت—عاجز است؟

تازه‌ترین آمارهای سازمان ملل نشان می‌دهد که هر ۱۱ دقیقه یک زن توسط یکی از اعضای خانواده‌اش کشته می‌شود. این رقم به‌تنهایی کافی است تا نشان دهد خشونت، پدیده‌ای است که نه در خیابان‌های تاریک، بلکه پشت درهای بسته خانه‌ها اتفاق می‌افتد. همان جایی که باید امن‌ترین مکان جهان باشد.
گزارش UN Women در سال ۲۰۲۴ تأکید می‌کند که حداقل ۷۳۶ میلیون زن (تقریباً یک‌سوم زنان جهان) حداقل یک‌بار در زندگی خود خشونت جسمی یا جنسی را تجربه کرده‌اند. این آمار، بدون احتساب خشونت‌های پنهان مانند خشونت اقتصادی، روانی، دیجیتال و ساختاری است که سنجش آن‌ها دشوار و اغلب غیرممکن است.

اما پرسش بنیادی‌تر این است: چرا با وجود این حجم از داده‌ها، تغییری جدی رخ نمی‌دهد؟

خشونت علیه زنان؛ پدیده‌ای فردی یا ساختاری؟

نخستین خطای رایجی که بسیاری از دولت‌ها و رسانه‌ها مرتکب می‌شوند، فروکاست خشونت به یک «مسئله فردی» است. در حالی که شواهد نشان می‌دهد خشونت علیه زنان، ریشه‌ای عمیق در ساختارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حتی فناورانه دارد.
خشونت، در بسیاری از کشورها نه رفتار یک فرد، بلکه رفتار یک سیستم است؛ سیستمی که از نابرابری سود می‌برد و آن را بازتولید می‌کند.

برای مثال، بانک جهانی در سال ۲۰۲۳ اعلام کرد که در ۱۷۸ کشور جهان هنوز حداقل یک قانون تبعیض‌آمیز علیه زنان وجود دارد؛ قوانینی که زنان را از مالکیت زمین، افتتاح حساب بانکی، مسافرت، اشتغال یا طلاق محدود می‌کند.
وقتی زن از ابتدایی‌ترین حقوق اقتصادی محروم است، خشونت خانگی نه‌تنها محتمل‌تر می‌شود، بلکه مکانیزم خروج از چرخه خشونت نیز از او گرفته می‌شود.

خشونت دیجیتال؛ جبهه جدیدی که نادیده گرفته می‌شود

در دهه اخیر، با رشد شبکه‌های اجتماعی، شکل تازه‌ای از خشونت علیه زنان ظهور کرده است: خشونت دیجیتال.
انتشار تصاویر خصوصی، تهدید آنلاین، آزار جنسی مجازی، Deepfakeهای غیراخلاقی و ردیابی دیجیتال از شایع‌ترین نمونه‌ها هستند.

بر اساس گزارش OECD، بیش از ۶۰ درصد زنان فعال در فضاهای آنلاین حداقل یک بار خشونت دیجیتال را تجربه کرده‌اند.
این شکل از خشونت پیامدی خطرناک‌تر دارد:
ترس، خودسانسوری و حذف زنان از فضای دیجیتال، یعنی حذف زنان از قلمرو عمومی، اقتصاد دیجیتال و سیاست.

بار اقتصادی خشونت؛ هزینه‌ای که همه می‌پردازند

خشونت علیه زنان تنها یک تراژدی انسانی نیست؛ باری اقتصادی بر دوش جامعه است.
گزارش UN Women تخمین می‌زند که هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم خشونت علیه زنان (شامل درمان، از دست‌رفتن شغل، کاهش بهره‌وری، هزینه‌های قضایی و اثرات بین‌نسلی) در برخی کشورها تا ۴ درصد تولید ناخالص داخلی (GDP) است؛ رقمی که بیشتر از بودجه سالانه بسیاری از دولت‌هاست.

در سطح فردی، زنان خشونت‌دیده ۷ برابر بیشتر احتمال دارد شغل خود را از دست بدهند و سه برابر بیشتر احتمال دارد دچار افسردگی یا بیماری‌های روانی بلندمدت شوند.

ریشهٔ بحران: فرهنگ، سیاست یا اقتصاد؟

پاسخ این پرسش یک واژه است: قدرت.
خشونت علیه زنان، از هند تا فرانسه، از ایران تا آمریکا، عمیقاً به شیوه توزیع قدرت در جامعه گره خورده است.
جایی که قدرت نابرابر باشد، خشونت ابزاری برای حفظ این نابرابری خواهد بود.

در برخی جوامع، فرهنگ‌های سنتی زن را از حیثیت خانوادگی تعریف می‌کنند؛ در برخی دیگر، قوانین و ساختارهای سیاسی مشارکت زنان را غیرضروری و تهدیدزا می‌دانند.
خشونت، در این میان، ابزار کنترل است؛ ابزاری که اگر اصلاح‌طلبانه با آن برخورد شود، هرگز ریشه‌کن نخواهد شد.

چرا پیشرفت متوقف شده است؟

سه عامل جهانی به‌طور ویژه مانع پیشرفت شده‌اند:

۱) عقب‌گرد دموکراتیک در جهان
رشد پوپولیسم و اقتدارگرایی، همزمان با کاهش حقوق زنان در برخی کشورها، به کاهش بودجه‌های حمایتی و عقب‌نشینی سیاست‌های برابری‌خواهانه منجر شده است.

۲) فقر و نابرابری‌های اقتصادی
بانک جهانی هشدار داده که هر درصد افزایش فقر، خشونت خانگی را به‌طور مستقیم افزایش می‌دهد.

۳) جنگ‌ها و بحران‌های بشردوستانه
امروز بیش از ۳۰۰ میلیون زن در کشورهای درگیر جنگ و بی‌ثباتی زندگی می‌کنند و در چنین شرایطی، خشونت جنسی، ازدواج اجباری و قاچاق زنان افزایش پیدا می‌کند.

راه‌حل‌ها؛ از شعار تا سیاست‌گذاری مؤثر

برای مقابله با خشونت علیه زنان، جهان به سه نوع اقدام نیاز دارد:

۱) قوانین سخت‌گیرانه و قابل اجرا
صرف داشتن قانون کافی نیست؛ اجرای آن، نظارت، پیگیری قضایی و حمایت از شاکیان حیاتی است.

۲) توانمندسازی اقتصادی زنان
زنی که صاحب درآمد مستقل باشد، شانس خروج از چرخه خشونت را چندین برابر افزایش می‌دهد.

۳) آموزش عمومی و تغییر هنجارهای فرهنگی
هیچ سیاستی بدون تغییر نگرش عمومی و مردمی درباره نقش زنان موفق نخواهد شد.

۴) حفاظت دیجیتال
قوانین سایبری برای مقابله با deepfake، آزار آنلاین و انتشار غیرقانونی داده‌ها باید بازنگری شوند.

۵) حضور زنان در سیاست
هیچ تصمیمی بدون مشارکت زنان نمی‌تواند خشونت را کاهش دهد؛ حضور زنان در پارلمان‌ها به‌طور آماری میزان تصویب قوانین حمایتی را افزایش می‌دهد.

کلام آخر

روز جهانی منع خشونت علیه زنان، نه یک مناسبت احساسی، بلکه یک یادآوری تلخ است: زنان هنوز در امن‌ترین و توسعه‌یافته‌ترین کشورها نیز امنیت کامل ندارند.
خشونت نه استثنا، بلکه برآیند طبیعی سیستم‌هایی است که قدرت، ثروت و صدا را به‌طور نابرابر تقسیم می‌کنند.
اگر قرار است دنیایی ایمن‌تر بسازیم، بحث درباره خشونت علیه زنان نباید به یک روز خاص محدود بماند؛ این مسئله باید در قلب سیاست‌گذاری اجتماعی، اقتصادی، فناورانه و فرهنگی جهان قرار گیرد.

انتهای پیام /.

من سارا‌م، عاشق موضوعات مربوط به توسعه پایدار و خبرنویسی‌ام. بیشتر وقتا بین خوندن خبرهای محیط‌زیستی و دیدن سریال‌های کره‌ای در نوسانم! دوست دارم چیزای جدید یاد بگیرم و هر از گاهی هم با یه فنجون قهوه و یه داستان خوب از دنیا جدا شم.
خبرهای مرتبط

سازمان ملل: مسئولیت ایمنی آنلاین کودکان با پلتفرم‌هاست

سازمان ملل هشدار داد ممنوعیت شبکه‌های اجتماعی برای کودکان کافی نیست و پلتفرم‌ها باید از ابتدا با محوریت ایمنی کودک طراحی شوند.

۹ خرداد, ۱۴۰۵

نیمی از بزرگسالان بریتانیا کمتر از ۳ ساعت در هفته در طبیعت هستند

نظرسنجی جدید نشان می‌دهد نیمی از بزرگسالان بریتانیا کمتر از سه ساعت در هفته در طبیعت هستند؛ موضوعی نگران‌کننده برای سلامت عمومی.

۴ خرداد, ۱۴۰۵

چرا خانوارهای اروپایی این‌همه غذا دور می‌ریزند؟

خانوارهای اروپایی سالانه میلیون‌ها تن غذا هدر می‌دهند؛ اصلاح برچسب‌ها، خرده‌فروشی هوشمند و آموزش نگهداری غذا می‌تواند این بحران را کاهش دهد.

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید