همزمان با گسترش بحران انسانی در خاورمیانه، یک یادداشت تحلیلی در رویترز با تمرکز بر تجربه همکاری «وار چایلد» و «دیاچال اکسپرس» نشان میدهد که شرکتها، بدون ورود به جایگاه نهادهای امدادی، میتوانند با تأمین مالی پایدار، پشتیبانی لجستیکی و انتقال مهارت، اثربخشی کمکهای بشردوستانه را افزایش دهند.
بر اساس یادداشت منتشرشده در بخش Ethical Corporation رویترز، ابعاد بحران انسانی در خاورمیانه، بهویژه برای کودکان، به سطحی رسیده است که دیگر نمیتوان نقش بخش خصوصی را صرفاً به کمکهای موردی و تبلیغاتی محدود کرد. این یادداشت تأکید میکند که در جهان امروز حدود ۵۲۰ میلیون کودک، یعنی بیش از یکپنجم کودکان جهان، در مناطق درگیر مناقشه زندگی میکنند یا از آن گریختهاند؛ وضعیتی که فشار بر نظامهای امدادی و شکاف مالی در پاسخهای بشردوستانه را تشدید کرده است.
در خاورمیانه، این فشار با سرعت بیشتری خود را نشان داده است. وار چایلد اعلام کرده است که با تشدید تنشها، بیش از ۱۰۲ میلیون کودک در منطقه ممکن است در معرض از دست دادن احساس امنیت، ثبات و آینده قابل پیشبینی قرار گرفته باشند. همزمان، یونیسف گزارش داده است که تنها در لبنان، طی سه هفته، بیش از ۳۷۰ هزار کودک از خانههای خود آواره شدهاند. در غزه نیز بر اساس گزارش یونیسف از وضعیت انسانی فلسطین، تا ۳ فوریه ۲۰۲۶ دستکم ۲۱ هزار و ۲۸۹ کودک در میان کشتهشدگان ثبت شدهاند.

نویسندگان این یادداشت، هلن پتینسون و جان پیرسون، استدلال میکنند که در چنین شرایطی، شرکتها نباید جای نهادهای بشردوستانه را بگیرند؛ اما میتوانند با تکیه بر توان تخصصی خود، به افزایش کارایی عملیات امدادی کمک کنند. نمونه اصلی مطرحشده در این گزارش، همکاری دوساله «وار چایلد بریتانیا» و «دیاچال اکسپرس» است؛ مشارکتی که نه در قالب اسپانسرینگ ساده، بلکه بر پایه تکمیل متقابل توانمندیها شکل گرفته است: وار چایلد، تخصص کار با کودکان آسیبدیده از جنگ را دارد و دیاچال، دانش لجستیک، شبکه عملیاتی و تجربه عبور از پیچیدگیهای حملونقل بینالمللی را.
این همکاری در اجرای برنامه آموزشی دیجیتال «Can’t Wait to Learn» نمود پیدا کرده است؛ برنامهای که برای کودکان ساکن مناطق جنگی طراحی شده و بهصورت آفلاین نیز قابل استفاده است تا آموزش، حتی در صورت تخریب مدرسه، آوارگی معلم یا قطع اینترنت، متوقف نشود. در یکی از نمونههای عملی، ۳۵۰ آیپد برای مدارس مشارکتکننده در اوکراین تهیه شد؛ اما ارسال این تجهیزات به منطقه جنگی، بدون شناخت دقیق از اسناد گمرکی، مسیرهای کمهزینهتر و شریکهای محلی، میتوانست با تأخیرهای نامحدود و هزینههای سنگین روبهرو شود. بنا بر این یادداشت، مشاوران دیاچال در همین مرحله توانستند با هدایت امور اسنادی، انتخاب مسیر مناسب و هماهنگی با تیمهای لهستان و اوکراین، روند ارسال را تسهیل کنند.
جمعبندی این تحلیل روشن است: شرکتها زمانی در بحرانهای انسانی مفیدتر عمل میکنند که بهجای مداخله نمایشی، به سراغ مشارکتهای چندساله، انتقال مهارت، ارائه سامانه و زیرساخت، و سنجش صادقانه اثر بروند. مطالعات سیاستی نیز نشان میدهد که همافزایی میان شرکتها، نهادهای امدادی و شبکههای تخصصی لجستیک، میتواند دامنه و سرعت پاسخهای انسانی را بالا ببرد، بهویژه در بحرانهایی که طولانی، چندلایه و فرامرزی شدهاند.
از منظر مسئولیت اجتماعی شرکتی یا Corporate Social Responsibility (CSR)، یعنی «مسئولیت اجتماعی شرکتها»، این رویکرد میتواند معنای تازهای پیدا کند: نه صرفاً اهدای پول، بلکه مشارکت در حفاظت از کودکان، تقویت تابآوری جوامع و کمک به کاهش هزینههای انسانی جنگ. با این حال، شرط اصلی موفقیت چنین مداخلاتی، حفظ استقلال و بیطرفی نهادهای بشردوستانه است؛ اصلی که در متن رویترز نیز بر آن تأکید شده است.

