بررسی روندهای بینالمللی و دادههای موجود نشان میدهد خیریهها در بسیاری از کشورها از الگوی سنتی کمکهای موردی فاصله گرفته و به سمت اثرگذاری اجتماعی، سنجشپذیر و پایدار حرکت کردهاند؛ مسیری که خیریههای ایرانی نیز ناگزیر از انتخاب آن هستند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی گزارش سبز، در دهه گذشته مفهوم نیکوکاری در سطح جهانی دچار تحول بنیادین شده و خیریهها به تدریج از نقش کلاسیک خود که بر کمکهای مقطعی، واکنشی و مبتنی بر احساسات عمومی استوار بود فاصله گرفتهاند.
دادههای منتشرشده از سوی نهادهایی مانند OECD، UNDP و بنیادهای بینالمللی نشان میدهد بیش از ۶۰ درصد سازمانهای مردمنهاد فعال در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه، برنامههای خود را بر مبنای «اثرگذاری اجتماعی» و «سنجش پیامد» بازطراحی کردهاند و صرفا به جمعآوری و توزیع منابع مالی اکتفا نمیکنند.
این تغییر رویکرد در واکنش به پیچیدهتر شدن مسائل اجتماعی، محدودیت منابع و کاهش اعتماد عمومی نسبت به مدلهای سنتی نیکوکاری شکل گرفته است. در این الگو، خیریهها به جای تمرکز بر پاسخ به بحرانهای موردی مانند درمان یک بیمار یا حمایت کوتاهمدت از یک خانواده، به طراحی مداخلاتی میپردازند که ریشههای فقر، نابرابری، محرومیت آموزشی و آسیبهای اجتماعی را هدف قرار میدهد.
گزارشهای آماری نشان میدهد در کشورهایی مانند آلمان، هلند و کانادا، سهم پروژههای توانمندسازی، آموزش مهارت، اشتغالزایی و پیشگیری اجتماعی در سبد فعالیت خیریهها به بیش از ۷۰ درصد رسیده و کمکهای اضطراری صرفا بهعنوان مکمل باقی ماندهاند. در این کشورها، شفافیت مالی، گزارشدهی منظم و ارائه شاخصهای اثر اجتماعی به ذینفعان به یک الزام قانونی و اخلاقی تبدیل شده است.
در مقابل، ساختار خیریهها در ایران همچنان عمدتا بر الگوی سنتی استوار است. بر اساس برآوردهای غیررسمی و دادههای منتشرشده توسط برخی نهادهای نظارتی، بخش قابلتوجهی از خیریههای فعال در کشور فاقد گزارشهای مالی عمومی، شاخصهای سنجش اثر و برنامههای میانمدت و بلندمدت هستند و فعالیت آنها حول جمعآوری کمکهای نقدی برای موارد فوری متمرکز شده است.
تماسهای مکرر برای جلب کمکهای موردی، اگرچه پاسخگوی بخشی از نیازهای فوری جامعه است، اما به گفته کارشناسان حوزه اجتماعی، نهتنها منجر به حل پایدار مسئله نمیشود بلکه در برخی موارد باعث بازتولید چرخه وابستگی و فرسایش اعتماد خیرین شده است.
در سالهای اخیر، همزمان با ورود شرکتها و هلدینگهای بزرگ به حوزه مسئولیت اجتماعی، نوع جدیدی از خیریههای وابسته به بنگاههای اقتصادی در ایران شکل گرفته است. بررسیهای تطبیقی نشان میدهد اگرچه این خیریهها از نظر منابع مالی بالقوه وضعیت بهتری دارند، اما در نبود شفافیت مالی، استقلال عملیاتی و گزارشدهی اثر، نتوانستهاند نقش مؤثری در حل مسائل اجتماعی ایفا کنند و اغلب در حد اجرای پروژههای پراکنده و تبلیغاتی باقی ماندهاند.
تجربه بینالمللی نشان میدهد خیریههای موفق در مسیر اثرگذاری اجتماعی، ابتدا مسئله اجتماعی را بر اساس داده و شواهد تعریف میکنند، سپس نظریه تغییر مشخصی برای مداخله خود ارائه میدهند و در نهایت با استفاده از شاخصهای کمی و کیفی، نتایج و پیامدهای فعالیت خود را میسنجند.
برای مثال، در حوزه فقر، شاخصهایی مانند کاهش وابستگی به کمکهای مستقیم، افزایش درآمد پایدار، بهبود سطح آموزش و ارتقای کیفیت زندگی خانوارها بهعنوان معیارهای اثرگذاری مورد استفاده قرار میگیرد. در حوزه سلامت، تمرکز از پرداخت هزینه درمان به سمت پیشگیری، آموزش و ایجاد زیرساختهای پایدار تغییر یافته است.
تحلیلگران معتقدند خیریههای ایرانی نیز برای بقا و اثربخشی در آینده، ناگزیر از حرکت به سمت چنین مدلی هستند. این گذار مستلزم تغییر نگرش از «صرف کار خیر» به کار دارای «Measurable Impact» است؛ مفهومی که بر ایجاد تغییر پایدار، کاهش ریشهای آسیبها و پاسخگویی شفاف به جامعه تأکید دارد. به باور کارشناسان، در صورت تداوم وضعیت فعلی، خیریهها با کاهش مشارکت مردمی و بیاعتمادی اجتماعی مواجه خواهند شد، اما در صورت پذیرش اصول اثرگذاری اجتماعی، میتوانند به یکی از بازیگران کلیدی توسعه اجتماعی در کشور تبدیل شوند.
آینده نیکوکاری در ایران، بیش از هر چیز، به میزان آمادگی خیریهها برای شفافیت، سنجش اثر و همراستایی با نیازهای واقعی جامعه وابسته است؛ مسیری دشوار اما اجتنابناپذیر که تجربه جهانی آن را تأیید میکند.
دیدگاه و تحلیل خود را درباره این خبر مطرح کنید. نظرات ارسالی پس از بررسی و تأیید تیم تحریریه، در وبسایت منتشر خواهد شد.