با تشدید بحران تغییرات اقلیمی، بسیاری از کلانشهرهای جهان برنامههایی برای تبدیل شدن به «شهر بدون کربن» یا Net-Zero City طراحی کردهاند. کپنهاگ، استکهلم و ونکوور از پیشگامان این مسیر هستند؛ اما رسیدن به انتشار صفر چقدر واقعبینانه است؟
شهرها امروز به یکی از مهمترین بازیگران مبارزه با تغییرات اقلیمی تبدیل شدهاند. بر اساس گزارشهای سازمان ملل متحد و آژانس بینالمللی انرژی، شهرها حدود ۷۰ درصد از انتشار جهانی دیاکسیدکربن مرتبط با انرژی را تولید میکنند. همین موضوع باعث شده سیاستگذاران شهری در بسیاری از کشورها برنامههایی برای تبدیل شهرها به «شهرهای بدون کربن» طراحی کنند.
اصطلاح Net-Zero City (شهر با انتشار خالص صفر) به شهری گفته میشود که میزان گازهای گلخانهای تولیدشده در آن با مقدار جذب یا حذف آنها از جو برابر شود؛ به عبارت دیگر، انتشار خالص کربن به صفر میرسد. این هدف معمولاً با ترکیبی از سیاستها شامل توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، بهینهسازی مصرف انرژی در ساختمانها، برقیسازی حملونقل و افزایش فضاهای سبز دنبال میشود.
کپنهاگ؛ پیشگام شهرهای کمکربن
کپنهاگ، پایتخت دانمارک، یکی از شناختهشدهترین نمونههای برنامهریزی شهری اقلیمی در جهان است. این شهر در سال ۲۰۱۲ برنامهای را برای تبدیل شدن به نخستین پایتخت کربنخنثی (Carbon Neutral Capital) جهان ارائه کرد و هدفگذاری اولیه آن دستیابی به این وضعیت تا سال ۲۰۲۵ بود.
در چارچوب این برنامه، کپنهاگ سرمایهگذاری گستردهای در انرژی بادی انجام داده است و بخش قابل توجهی از برق مصرفی شهر از نیروگاههای بادی فراساحلی تأمین میشود. همچنین سیستم گرمایش منطقهای (District Heating) در این شهر بهطور گسترده مورد استفاده قرار میگیرد و حدود ۹۰ درصد ساختمانهای کپنهاگ به این شبکه متصل هستند.
حملونقل نیز نقش مهمی در این سیاست اقلیمی دارد. طبق آمار شهرداری کپنهاگ، بیش از ۶۰ درصد سفرهای روزانه کاری و تحصیلی در این شهر با دوچرخه انجام میشود؛ عاملی که بهطور قابل توجهی انتشار کربن بخش حملونقل را کاهش داده است.
استکهلم؛ مسیر حذف سوختهای فسیلی
استکهلم، پایتخت سوئد، از دیگر شهرهای پیشرو در سیاستهای اقلیمی است. این شهر در سال ۲۰۱۰ به عنوان نخستین پایتخت سبز اروپا انتخاب شد و هدفگذاری کرده است که تا سال ۲۰۴۰ به شهری بدون سوخت فسیلی تبدیل شود.
استکهلم طی دهههای گذشته توانسته انتشار دیاکسیدکربن را بهطور چشمگیری کاهش دهد. بر اساس دادههای شهری، میزان انتشار سرانه کربن در این شهر از حدود ۵ تن در سال ۱۹۹۰ به کمتر از ۲ تن در سالهای اخیر کاهش یافته است.
یکی از مهمترین عوامل این کاهش، استفاده گسترده از زیستانرژی (Bioenergy) در سیستم گرمایش شهری و همچنین سیاستهای سختگیرانه در حوزه بهرهوری انرژی ساختمانها است. افزون بر این، شبکه حملونقل عمومی استکهلم بهطور فزایندهای به سمت استفاده از برق و سوختهای تجدیدپذیر حرکت کرده است.
ونکوور؛ برنامه سبزترین شهر جهان
ونکوور در کانادا نیز یکی از شهرهای پیشرو در سیاستهای اقلیمی شهری محسوب میشود. این شهر در سال ۲۰۱۱ برنامهای با عنوان Greenest City Action Plan (برنامه اقدام برای سبزترین شهر جهان) تدوین کرد که هدف آن کاهش قابل توجه انتشار کربن و بهبود کیفیت محیط زیست شهری بود.
ونکوور در ادامه این سیاستها، هدف بلندمدت رسیدن به انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۵۰ را تعیین کرده است. یکی از مهمترین اقدامات در این مسیر، اجرای استانداردهای سختگیرانه انرژی برای ساختمانها است. در واقع، بسیاری از ساختمانهای جدید در ونکوور باید مطابق استاندارد ساختمانهای کمانرژی یا صفرانرژی طراحی شوند.
این شهر همچنین تلاش کرده سهم سفرهای شهری با خودروهای شخصی را کاهش دهد. توسعه گسترده مسیرهای دوچرخه، سرمایهگذاری در حملونقل عمومی و افزایش فضاهای سبز شهری از جمله سیاستهای کلیدی ونکوور در این مسیر است.
چالشهای شهرهای صفرکربن
با وجود پیشرفتهای قابل توجه، تبدیل کلانشهرها به شهرهای بدون کربن با چالشهای قابل توجهی همراه است. نخستین چالش، هزینه بالای نوسازی زیرساختهای شهری است. تغییر سیستم انرژی ساختمانها، برقیسازی ناوگان حملونقل و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نیازمند سرمایهگذاریهای بزرگ است.
چالش دیگر، وابستگی ساختار اقتصادی بسیاری از شهرها به سوختهای فسیلی است. در برخی شهرها صنایع انرژیبر و سیستمهای حملونقل قدیمی همچنان سهم بزرگی در انتشار کربن دارند.
از سوی دیگر، روند سریع شهرنشینی نیز فشار بیشتری بر مصرف انرژی وارد میکند. بر اساس پیشبینی سازمان ملل، تا سال ۲۰۵۰ حدود ۶۸ درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی خواهند کرد؛ موضوعی که اهمیت برنامهریزی اقلیمی شهری را بیش از پیش افزایش میدهد.
آینده شهرهای بدون کربن
کارشناسان معتقدند شهرها میتوانند نقش تعیینکنندهای در تحقق اهداف اقلیمی جهانی داشته باشند. اگر کلانشهرها بتوانند مدلهای موفقی برای کاهش انتشار کربن ایجاد کنند، این تجربهها میتواند در سایر شهرهای جهان نیز تکرار شود.
به همین دلیل رقابت میان شهرها برای تبدیل شدن به شهرهای کمکربن یا صفرکربن به یکی از مهمترین روندهای سیاستگذاری شهری در جهان تبدیل شده است؛ روندی که میتواند ساختار حملونقل، انرژی و حتی اقتصاد شهری آینده را تغییر دهد.

