ایران در حالی وارد پنجمین سال متوالی خشکسالی شده که همزمان با کمبود شدید منابع آب، بخش قابل توجهی از آبی که با هزینههای سنگین تصفیه و منتقل میشود، هرگز به دست مردم نمیرسد. برآوردها نشان میدهد حدود یکسوم آب شرب تولیدی کشور در شبکههای انتقال و توزیع هدر میرود؛ رقمی که ایران را در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان در وضعیت نگرانکنندهای قرار داده است.
بر اساس دادههای رسمی، مصرف سالانه آب در ایران حدود ۹۰ تا ۱۰۰ میلیارد مترمکعب برآورد میشود که نزدیک به ۷۵ تا ۹۰ درصد آن در بخش کشاورزی مصرف میشود؛ سهمی که بهمراتب بالاتر از میانگین جهانی است. طبق گزارشهای سازمان ملل و بانک جهانی، متوسط سهم مصرف آب کشاورزی در جهان حدود ۷۰ درصد و در کشورهای توسعهیافته حتی کمتر از ۶۰ درصد است. این اختلاف نشان میدهد که فشار اصلی بر منابع آب ایران نهتنها از کمبود بارش، بلکه از الگوی مصرف و ناکارآمدی زیرساختها ناشی میشود.
در بخش آب شرب، مصرف سالانه کشور حدود ۹ میلیارد مترمکعب اعلام شده، اما از این میزان، نزدیک به ۳۲ درصد بهعنوان «آب بدون درآمد» از چرخه مصرف خارج میشود. این شاخص که در ادبیات جهانی با عنوان Non-Revenue Water شناخته میشود، در کشورهای توسعهیافته معمولاً بین ۱۰ تا ۱۵ درصد است. برای مثال، این رقم در آلمان حدود ۷ درصد، در ژاپن کمتر از ۵ درصد و در هلند نزدیک به ۶ درصد گزارش شده است. حتی در کشورهای در حال توسعه نیز میانگین آب بدون درآمد حدود ۲۵ درصد است، در حالی که ایران بالاتر از این میانگین قرار دارد.
بررسی اجزای آب بدون درآمد در ایران نشان میدهد حدود ۱۴.۹ درصد از کل آب شرب کشور بهصورت هدررفت واقعی یا فیزیکی، مستقیماً به دلیل نشت و شکستگی لولهها از بین میرود و حدود ۱۵.۴ درصد نیز به هدررفت ظاهری مربوط است که شامل خطای کنتورها، انشعابات غیرمجاز و مشکلات قرائت میشود. به بیان ساده، حتی اگر تمام دزدی آب و خطاهای اندازهگیری حذف شود، همچنان نزدیک به ۱۶ درصد آب شرب کشور فقط به دلیل فرسودگی شبکه در خاک فرو میرود؛ حجمی معادل مصرف سالانه بیش از ۱۷ میلیون نفر.
فرسودگی شبکه آبرسانی یکی از ریشههای اصلی این بحران است. طول عمر استاندارد خطوط انتقال و توزیع آب حدود ۲۵ سال برآورد میشود، اما در بسیاری از شهرهای ایران، لولههایی با عمر بالای ۴۰ سال همچنان در حال بهرهبرداری هستند. این لولهها نهتنها دچار خوردگی و ترک شدهاند، بلکه مقاومت مکانیکی خود را در برابر فشار داخلی و بارهای ترافیکی از دست دادهاند. در چنین شرایطی، هر افزایش کوچک فشار در شبکه میتواند به شکستگیهای جدید و نشت گستردهتر منجر شود.
ابعاد این بحران در کلانشهرها پررنگتر است. در تهران، حدود ۳۰ درصد آب شرب تولیدی به دلیل فرسودگی شبکه هدر میرود که معادل حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب در سال است؛ حجمی که تقریباً دو برابر ظرفیت دریاچه چیتگر برآورد میشود. در استانهای دیگر نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد؛ بهطور مثال، حدود ۳۱ درصد شبکه آبرسانی خراسان شمالی فرسوده است، در کرمانشاه نزدیک به ۴۰ درصد شبکه توزیع عمر مفید خود را پشت سر گذاشته و در مازندران بین ۲۵ تا ۳۰ درصد آب در مسیر انتقال از دست میرود.
در مقایسه تطبیقی با سایر کشورها، تجربه جهانی نشان میدهد که سرمایهگذاری هدفمند در نوسازی شبکه و مدیریت فشار میتواند بهطور چشمگیری هدررفت آب را کاهش دهد. برای نمونه، اسپانیا با اجرای برنامههای مدیریت فشار و نشتیابی هوشمند، طی یک دهه توانسته است آب بدون درآمد را از حدود ۲۵ درصد به کمتر از ۱۵ درصد برساند. سنگاپور با ترکیب نوسازی مستمر شبکه، سنسورگذاری و کنتورهای هوشمند، این شاخص را به حدود ۵ درصد کاهش داده است؛ رقمی که در سطح جهانی کمنظیر محسوب میشود.
در ایران اما نوسازی شبکه با سرعتی بسیار کمتر از میزان فرسودگی پیش میرود. طبق اعلام شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، سالانه حدود ۳۰۰ کیلومتر از خطوط آبرسانی اصلاح و بازسازی میشود، در حالی که طول کل شبکه آبرسانی کشور حدود ۱۸۰ هزار کیلومتر برآورد شده است. بر اساس برآوردها، بازسازی هر کیلومتر شبکه حدود ۳۰۰ میلیون تومان هزینه دارد و کاهش هر یک درصد آب بدون درآمد، نیازمند اعتباری در حدود ۲۲ هزار میلیارد تومان است. این ارقام نشان میدهد که بدون تخصیص پایدار منابع مالی، شکاف میان فرسودگی و نوسازی هر سال عمیقتر خواهد شد.
یافتههای علمی نیز نشان میدهد که هدررفت آب صرفاً تابع عمر لوله نیست. فشار شبکه، جنس لوله، نوع خاک اطراف و دمای محیط، همگی در نرخ نشت نقش دارند. در ماههای گرم سال که همزمان با اوج مصرف آب در ایران است، کاهش گرانروی آب و افزایش تنشهای حرارتی باعث میشود حتی ترکهای ریز نیز به مسیرهای جدی نشت تبدیل شوند. این مسئله در خاکهای شنی و ماسهای که نفوذپذیری بالایی دارند، تشدید میشود و آب با سرعت بیشتری از شبکه خارج میشود.
کارشناسان معتقدند در کوتاهمدت، مقرونبهصرفهترین راهکار برای ایران، تمرکز بر مدیریت فشار، نشتیابی فعال و کاهش هدررفت ظاهری است. تجربه کشورهایی مانند بریتانیا و استرالیا نشان میدهد که با کنترل فشار شبانه، نصب شیرهای فشارشکن و استفاده از سامانههای پایش هوشمند، میتوان بدون حفاری گسترده، تا ۳۰ درصد از هدررفت فیزیکی را کاهش داد. همزمان، تعویض کنتورهای فرسوده، شناسایی انشعابات غیرمجاز و استفاده از کنتورهای هوشمند میتواند سهم هدررفت ظاهری را بهطور محسوسی کاهش دهد.
در نهایت، هدررفت ۳۲ درصدی آب شرب در ایران یک هشدار جدی است که نشان میدهد پیش از اجرای پروژههای پرهزینه تأمین آب جدید، از جمله انتقال آب بینحوضهای یا شیرینسازی آب دریا، باید زیرساختهای موجود ترمیم شوند. نجات حدود ۱۶ درصد هدررفت فیزیکی آب، معادل تأمین منابع آبی چند سد بزرگ است؛ منابعی که هماکنون در سکوت و بدون دیده شدن، زیر پای شهروندان هدر میرود.
دیدگاه و تحلیل خود را درباره این خبر مطرح کنید. نظرات ارسالی پس از بررسی و تأیید تیم تحریریه، در وبسایت منتشر خواهد شد.