نُه سال پس از آنکه خاکسترهای پلاسکو بر خیابانهای تهران نشست و تلنگری هولناک به بدنه مدیریت شهری و ایمنی ساختمان وارد کرد، افقهای شهر همچنان سایهی سنگین ناایمنی را بر روی خود حس می کند. آمارهای رسمی و گزارشهای پایشی حاکی از آن است که پلاسکو یک حادثه منفرد نبود، بلکه نمادی از یک ساختار معیوب در صنعت ساختمان بود که هنوز هم اصلاح نشده است. اما اگر کمی فراتر از تراژدی از دست دادن جان انسانها و ویرانی سرمایههای ملی بنگریم، در مییابیم که بحران ایمنی در ساختمانها، تنها معلول فرسودگی یا نقص در سیستمهای اطفاء حریق نیست؛ بلکه ریشه در فقدان «توسعه پایدار» و بیتوجهی به اصول «معماری سبز» دارد. رویکردی که اگر جایگزین رویکرد سنتی و صرفاً سوداگرانه نشود، شهرهای ایران را در برابر بلایای طبیعی و انسانی آسیبپذیرتر از همیشه خواهد کرد.
آمارهای هشداردهنده از قلب پایتخت
بررسیهای میدانی و گزارشهای سازمانهای متولی نشان میدهد که تهران همچنان روی یک بمب ساعتی نشسته است. طبق اعلام سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، از مجموع ۱۳۵۷ سرا، تیمچه و پاساژ موجود در پایتخت، ۸۲۷ مکان به عنوان «پرخطر» شناسایی شدهاند. این رقم به معنای آن است که بیش از ۶۰ درصد از این مراکز تجاری پرتردد، فاقد استانداردهای ایمنی لازم هستند. اما آمار تکاندهندهتر مربوط به ۱۱ ساختمانی است که در دسته «بسیار پرخطر» قرار دارند و عملاً هر لحظه احتمال وقوع فاجعه در آنها وجود دارد.
اسامی پاساژهایی نظیر میلاد قائم، مهستان، رضوی، گراند هتل، شناسا، زورخانه، وحدت، بلور و دهها نام دیگر، تنها لیستی سیاه از مراکزی هستند که علیرغم اخطارهای مکرر، همچنان بدون اقدام اصلاحی به فعالیت خود ادامه میدهند. در بازار تهران بزرگ به تنهایی ۱۱ پاساژ و سرا وجود دارند که وضعیت آنها بحرانی توصیف شده است. کشف حفاریهای غیرمجاز در زیر «سرای آزادی» بازار تهران که به گفته مسئولان روزانه بیش از ۵ هزار نفر از آن تردد میکنند، نشان میدهد که بیقانونی و سهلانگاری در ساختوساز تا چه حدی پیشرفت کرده که حاضرند جان هزاران نفر را به خطر بیندازند تا چند متر فضای تجاری غیرقانونی ایجاد کنند.
ناایمنی در مراکز درمانی؛ پارادوکس سلامت و خطر
بخش تکاندهندهتر ماجرا، وضعیت مراکز درمانی است که باید در زمان بحران، امنترین پناهگاهها باشند، اما خود به کانون خطر تبدیل شدهاند. بررسی حوادث ۵ سال اخیر در تهران تصویری نگرانکننده را ترسیم میکند:
- تیر ۱۳۹۹: آتشسوزی کلینیک سینا اطهر با ۱۹ کشته و ۱۴ مصدوم.
- مهر ۱۴۰۰: حریق بیمارستان دی
- تیر ۱۴۰۱: دود گرفتگی بیمارستان رسول اکرم.
- مرداد ۱۴۰۲: حریق در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان فجر.
- آذر ۱۴۰۲: آتشسوزی بیمارستان شهدای تجریش.
- بهمن ۱۴۰۲: حریق بیمارستان گاندی.
- اردیبهشت ۱۴۰۳: حریق بیمارستان امام حسین.
- و آخرین حادثه، درمانگاه مشیریه که منجر به فوت ۳ نفر از جمله یک کودک و مصدومیت ۱۸ نفر شد.
این آمار نشان میدهد که به طور متوسط، چندین بار در سال مراکز درمانی پایتخت دچار حریق میشوند. علت اصلی این حوادث، علاوه بر مشکلات سازهای، عدم رعایت اصول ایمنی در تاسیسات برقی و گازرسانی و استفاده از مصالح نامناسب است؛ مواردی که در یک معماری سبز و استاندارد، به دقت مورد بررسی و کنترل قرار میگیرند.
پیوند ایمنی، معماری سبز و مصرف انرژی
تحلیل عمیقتر این حوادث ما را به این نتیجه میرساند که ایمنی ساختمان و توسعه پایدار، دو روی یک سکه هستند. ساختمانهای سنتی و فرسوده، علاوه بر اینکه در برابر حریق و زلزله مقاومت کمی دارند، از نظر مصرف انرژی نیز بسیار ناکارآمد هستند. طبق برآوردهای بینالمللی، بخش ساختمان مسئول حدود ۴۰ درصد از مصرف انرژی نهایی و حدود یکسوم انتشار گازهای گلخانهای در جهان است. در ایران، به دلیل وجود یارانههای انرژی و عایقبندی ضعیف ساختمانها، این میزان حتی بالاتر نیز هست.
ساختمانهایی که بر اساس اصول «معماری سبز» طراحی و ساخته میشوند، از مصالح بادوام و مقاوم در برابر حریق استفاده میکنند. این مصالح نه تنها عمر مفید سازه را افزایش میدهند، بلکه سرعت انتشار آتش را به شدت کاهش میدهند و زمان کافی برای تخلیه اضطراری را فراهم میآورند. از سوی دیگر، سیستمهای انرژی و تهویه در ساختمانهای سبز به گونهای مهندسی شدهاند که بار حرارتی و الکتریکی اضافی را کاهش میدهند. بسیاری از آتشسوزیها در ساختمانهای قدیمی ناشی از overheating (گرمای بیش از حد) کابلهای برق فرسوده و سیستمهای گرمایشی غیراستاندارد است؛ مشکلی که با بهینهسازی مصرف انرژی و استفاده از تجهیزات مدرن، به طرز چشمگیری کاهش مییابد.
نوسازی با استانداردهای توسعه پایدار
برخی مالکان و سازندگان معتقدند که رعایت اصول توسعه پایدار و ایمنسازی ساختمانها هزینهبر است و سودآوری پروژه را کاهش میدهد. اما این دیدگاه، یک حسابکتاب کوتاهمدت و نادرست است. هزینه نوسازی و ایمنسازی یک ساختمان، در مقایسه با هزینههای جانی، مالی و اجتماعی ناشی از یک فاجعه، ناچیز است. ساختمانهای سبز با کاهش مصرف سوختهای فسیلی، به امنیت انرژی کشور نیز کمک میکنند. بنابراین، سرمایهگذاری در حوزه بهسازی ساختمانها و ترویج معماری سبز، نه تنها یک هزینه، بلکه یک سرمایهگذاری پربازده برای آینده کشور است.
ضرورت تغییر قوانین و فرهنگسازی
مدیریت بحران شهری در ایران نیازمند یک تغییر پارادایم اساسی است. تا زمانی که مجوزهای ساخت و ساز بدون ارزیابی دقیق اثرات زیستمحیطی و ایمنی صادر شوند، و تا زمانی که نظارتهای پس از ساخت به شکل جدی و مستمر انجام نشود، تکرار حوادثی مانند پلاسکو و متروپل اجتنابناپذیر خواهد بود.
قوانین باید به گونهای اصلاح شوند که رعایت اصول توسعه پایدار و معماری سبز، از یک انتخاب اختیاری به یک الزام قانونی تبدیل شود. ارائه مشوقهای مالی و مالیاتی برای مالکانی که اقدام به نوسازی ساختمانهای خود بر اساس استانداردهای سبز میکنند، میتواند سرعت این تغییر را افزایش دهد. همچنین، فرهنگسازی برای شهروندان جهت توجه به نشانههای ایمنی در ساختمانهای مسکونی و تجاری و مطالبهگری برای ایمنسازی، نقشی کلیدی در این فرآیند دارد.
نتیجهگیری
سالگرد حادثه پلاسکو و تکرار حوادث مشابه در مراکز درمانی و تجاری، زنگ خطری است که نباید نادیده گرفته شود. تهران شهری است که روی گسلهای فعال قرار دارد و پیشبینی زلزلهای بالای ۷ ریشتر برای آن یک واقعیت علمی است. در چنین شرایطی، ادامه روند ساختوسازهای ناایمن و انرژیبر، معادل با بازی با جان میلیونها شهروند است.
حرکت به سمت شهرهایی که در آنها ایمنی، محیط زیست و بهرهوری انرژی در هم تنیده شدهاند، تنها راهکار علمی و عملی برای خروج از وضعیت بحرانی موجود است. معماری سبز و توسعه پایدار، شعارهای لوکس نیستند، بلکه ضرورتهایی حیاتی برای بقای شهری در ایران هستند. اگر امروز به هشدارها توجه نشود و ساختوساز ایمن و پایدار جایگزین روشهای سنتی نشود، شاید فردا نام دیگری به جای پلاسکو و متروپل، تیتر اول رسانهها شود و آن روز، پرسش «چرا» بار دیگر بر سر ملت سنگینی خواهد کرد. پیشگیری همیشه کمهزینهتر از درمان است و این اصلی است که باید در تمامی ابعاد مدیریت شهری و ساختوساز کشور نهادینه شود.
دیدگاه و تحلیل خود را درباره این خبر مطرح کنید. نظرات ارسالی پس از بررسی و تأیید تیم تحریریه، در وبسایت منتشر خواهد شد.