بازار جهانی فارکس که سالها تحت سلطه شاخصهایی مانند نرخ بهره و رشد تولید ناخالص داخلی بود، اکنون در نقطه عطفی قرار گرفته که در آن پایداری، سیاستهای اقلیمی و شفافیت حکمرانی به متغیرهای اثرگذار بر تقاضای ارز و جریان سرمایه تبدیل شدهاند.
بازار ارز خارجی در دهههای گذشته عمدتاً بر دادههای کلان اقتصادی کلاسیک متکی بود، اما رشد سرمایهگذاری مبتنی بر معیارهای محیطزیستی، اجتماعی و حاکمیتی یا ESG، معادلات این بازار را تغییر داده است. برآوردها نشان میدهد در حال حاضر حدود ۳۰ تریلیون دلار از داراییهای جهانی بر اساس معیارهای ESG مدیریت میشود؛ رقمی که از یک تغییر ساختاری در تخصیص سرمایه جهانی حکایت دارد. در چنین شرایطی، کشورهایی که سیاستهای زیستمحیطی قویتر، نظام حکمرانی شفافتر و چارچوبهای نظارتی پایدارتر دارند، برای سرمایهگذاران بلندمدت جذابتر شدهاند و این جذابیت بهتدریج در بازار ارز نیز منعکس میشود.
بانک مرکزی اروپا از جمله نهادهایی است که ملاحظات اقلیمی را بهطور رسمی وارد سیاست پولی خود کرده و همین رویکرد باعث افزایش جذابیت یورو نزد سرمایهگذاران نهادی ESGمحور شده است. در کنار آن، کشورهایی مانند نروژ با سرمایهگذاری گسترده در انرژیهای تجدیدپذیر، از جمله تخصیص ۴۵ میلیارد کرون برای پروژههای بادی فراساحلی، جایگاه خود را بهعنوان مقصد سرمایه سبز تثبیت کردهاند و این روند به نفع کرون نروژ در جریانهای سرمایهای تمام شده است.
در سالهای اخیر زیرساختهای معاملاتی نیز همگام با این تحول تغییر کردهاند. معاملهگران اکنون به ابزارهایی دسترسی دارند که امتیازهای ESG کشورها را در کنار تحلیلهای تکنیکال و بنیادی نمایش میدهد. پلتفرمهایی مانند Trade W که امکان معامله بیش از ۱۰۰ ابزار مالی را در یک محیط موبایلمحور فراهم کردهاند و بیش از پنج میلیون کاربر فعال در ۵۰ منطقه جهان دارند، نمونهای از این تحول هستند. حجم معاملات ماهانه نزدیک به ۶۰ میلیارد دلار در چنین پلتفرمهایی نشان میدهد که صنعت مالی همزمان با دیجیتالی شدن، به کاهش ردپای کربنی خود نیز توجه دارد.
شواهد کمی نیز از اثرگذاری ESG در بازارها حکایت دارد. صندوقهای سرمایهگذاری پایدار در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ بازدهی میانه ۱۲.۵ درصدی ثبت کردند، در حالی که این رقم برای صندوقهای سنتی ۹.۲ درصد بود. همزمان ابزارهایی مانند اوراق قرضه سبز سهم فزایندهای از بازارهای مالی جهانی، از جمله بازار ارز، را به خود اختصاص دادهاند و بهصورت غیرمستقیم امکان معامله بر مبنای مضامین ESG را فراهم کردهاند. پیشبینیها نشان میدهد حجم سرمایهگذاری ESG تا سال ۲۰۳۴ به ۱۶۷.۴۹ تریلیون دلار خواهد رسید که این موضوع میتواند ارزشگذاری ارز کشورها را در افق میانمدت تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، چالشهایی نیز وجود دارد. ماهیت کوتاهمدت بسیاری از معاملات فارکس با افق زمانی بلندمدت تحقق اثرات ESG همخوانی کامل ندارد. تجربه رئال برزیل نمونهای از این پیچیدگی است؛ جایی که با وجود کاهش ۱۱ درصدی جنگلزدایی در سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ و تقویت سیاستهای محیطزیستی دولت، ارز این کشور بهطور یکنواخت تقویت نشد، زیرا بازار ارز همزمان ریسکهای سیاسی و اقتصادی دیگر را نیز قیمتگذاری میکرد.
در مقابل، ارز کشورهایی با اعتبار بالای ESG توانستند جریانهای سرمایهای ممتازی جذب کنند. فرانک سوئیس در سپتامبر به بالاترین سطح ۱۴ ساله خود در برابر دلار آمریکا رسید؛ رشدی که نه از اختلاف نرخ بهره، بلکه از تقاضای سرمایهگذاران برای ثبات حکمرانی و پایداری ناشی میشد. دلار نیوزیلند نیز بهواسطه نظام تثبیتشده تجارت انتشار و سازوکارهای قیمتگذاری کربن، بهعنوان نمادی از اعتبار انرژی تجدیدپذیر معامله میشود.
دادههای عملکردی صندوقها نیز این روند را تأیید میکند. صندوق Tocqueville Dividende ISR تا پایان سهماهه نخست ۲۰۲۵ بازدهی نزدیک به ۲۰ درصد ثبت کرد و از شاخصهای جهانی پیشی گرفت. همچنین صندوقهای متمرکز بر انرژیهای تجدیدپذیر در ماه مه میانگین بازدهی ۱۵.۸ درصدی داشتند، در حالی که متوسط بازدهی کل صندوقهای پایدار ۴.۲ درصد بود. در سطح ابزارهای تحلیلی، استفاده از تصاویر ماهوارهای با دقت یک متری امکان رصد اجرای سیاستهای محیطزیستی را در زمان نزدیک به واقعی فراهم کرده و پایگاههایی مانند دادههای حاکمیتی ESG بانک جهانی یا پایگاه اوراق پایدار بورس لوکزامبورگ که بیش از ۲۰ هزار ابزار مالی را پوشش میدهد، دسترسی آزاد به اطلاعات را ممکن ساختهاند.
در مجموع، با بلوغ این ابزارها، فاصله اطلاعاتی میان سرمایهگذاران خرد و نهادی در حال کاهش است. آنچه امروز اهمیت دارد نه کمبود داده، بلکه توان تحلیل و تشخیص بهموقع اثرات ESG پیش از قیمتگذاری کامل آنها در بازار ارز است.
دیدگاه و تحلیل خود را درباره این خبر مطرح کنید. نظرات ارسالی پس از بررسی و تأیید تیم تحریریه، در وبسایت منتشر خواهد شد.