در جهان امروز، قدرت دیگر در ساختمانهای حکومتی، در پارلمانها یا حتی در ارتشها متمرکز نیست؛ بلکه در لایههایی عمیقتر، پنهانتر و کمتر دیدهشده جریان دارد: زیرساختها.
کابلهای زیردریایی، شبکههای برق، سامانههای هوش مصنوعی، دیتاسنترها، خطوط ریلی و شبکههای حملونقل هوشمند، امروز بیش از هر زمان دیگری تعیین میکنند چه کسی تصمیم میگیرد، چه کسی نظارت میکند و چه کسی «دسترسی» دارد.
بخش اول: چرا زیرساخت تبدیل به قدرت سیاسی شده است؟
۱. شبکههای داده؛ امپراتوری نامرئی جدید
طبق گزارش ITU، بیش از ۹۵ درصد اینترنت جهان از طریق ۵۵۰ کابل زیردریایی منتقل میشود؛ شبکهای به طول بیش از ۱.۴ میلیون کیلومتر.
اما نکته مهمتر این است که بیش از ۷۰ درصد مالکیت این کابلها در اختیار کمتر از ۱۲ شرکت است؛ از جمله گوگل، متا، مایکروسافت و چند کنسرسیوم بزرگ مخابراتی.
این یعنی:
قدرت جریان دادهها، قدرت حکمرانی است.
وقتی یک شرکت یا دولت بتواند مسیر جریان داده را تعیین کند—یا حتی آن را کند یا قطع کند—میتواند بر اقتصاد، امنیت، رسانه و حتی حافظه جمعی تأثیر بگذارد.
۲. انرژی؛ قلب تپنده سیاست جدید
دادهها بدون انرژی بیمعنا هستند.
بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی (IEA):
- تا سال ۲۰۳۰ حدود ۷۰ درصد سرمایهگذاری انرژی جهان به «زیرساخت شبکهای» اختصاص مییابد.
- تقاضای برق مراکز داده تا ۲۰۳۰ دو برابر خواهد شد.
- تا سال ۲۰۴۰، ۴۵ درصد کل مصرف برق جهانی به اقتصاد دیجیتال وابسته خواهد بود.
هر کشوری که شبکه برق هوشمند و پایدار دارد، قدرت مدیریت جریان اطلاعات و اقتصاد دیجیتال را در دست خواهد داشت.
به بیان سادهتر:
حاکمیت آینده، حاکمیت شبکههای انرژی است.
۳. حملونقل هوشمند؛ مهندسی رفتار در مقیاس شهری
پلتفرمهایی مانند گوگلمپ، اپلمپ، و ویز (Waze) حجم عظیمی از رفتار انسان را هدایت میکنند.
یک تحقیق در ۲۰۲۴ نشان داد تغییر الگوریتم مسیریابی گوگلمپ در لسآنجلس باعث شد بار ترافیکی یک منطقه مسکونی ۶۳ درصد افزایش یابد—بدون اینکه مردم آگاه باشند «چرا».
به این معنا:
زیرساخت با یک تغییر الگوریتم، میتواند یک محله را نابود یا احیا کند.
این همان «حکمرانی نرم زیرساختی» است.
بخش دوم: زیرساختها چگونه سیاست را بازتعریف میکنند؟
۱. قدرت از قانونگذاری به تنظیمگری شبکهای منتقل شده
پارلمانها امروز قانون مینویسند، اما شرکتهای فناوری «قواعد واقعی» را تعیین میکنند؛
مثل اینکه:
- چه محتوایی دیده شود؛
- چه کسی اولویت دسترسی داشته باشد؛
- چه دادههایی جمعآوری شوند؛
- چه الگوهای رفتاری تشویق یا تنبیه شوند؛
- چگونه انرژی توزیع شود؛
- چه تجربهای از فضاهای عمومی شکل بگیرد.
درواقع سیاستگذاری از قانونگذاران به طراحان الگوریتمها، مهندسان شبکه و پلتفرمها منتقل شده است.
۲. زیرساختها مرزهای جدید ژئوپولیتیک را شکل میدهند
رقابت آمریکا و چین بر سر 5G فقط یک رقابت تکنولوژیک نبود؛
بلکه رقابت برای کنترل زیرساخت شناختی جهان بود؛ شبکهای که همهچیز از خودروهای خودران تا شهرهای هوشمند را تغذیه میکند.
نمونه دیگر:
جنگ اوکراین نشان داد حمله به شبکه برق، حمله به قلب یک ملت است.
زیرساختها تبدیل به میدان نبرد شدهاند.
۳. زیرساخت = قدرت بیرایگیری
دولتها برای اعمال قدرت سیاسی باید رأی بگیرند، اما زیرساختها بدون نیاز به رأی رفتار مردم را شکل میدهند.
این قدرت، خاموش، بدون چهره و بسیار مؤثر است.
بخش سوم: آینده زیرساختها؛ قدرت فردا چگونه خواهد بود؟
۱. آینده از آنِ شبکههای توزیعشده است
سه تحول بزرگ در راه است:
الف) هوش مصنوعی زیرساختی (Infrastructure AI)
تا ۲۰۳۰، بیش از ۶۰ درصد مدیریت شبکههای انرژی، ترافیک، مخابرات و لجستیک با هوش مصنوعی انجام خواهد شد.
این یعنی قدرت به الگوریتمهایی منتقل میشود که کسی آنها را ندیده و رأی نداده است.
ب) دولتهای کابلمحور (Cable States)
کشورها برای کنترل کابلهای زیردریایی، دیتاسنترها و گذرگاههای دیجیتال رقابت خواهند کرد.
به جای مرزهای جغرافیایی، مرزهای جدید نقاط اتصال شبکه جهانی خواهند بود.
ج) برقرسانی کامل (Electrified Everything)
برقیشدن حملونقل، گرمایش، صنعت و هوش مصنوعی باعث میشود:
کشوری که انرژی پاک و شبکه پایدار داشته باشد، ابرقدرت اقتصاد آینده است.
۲. زیرساختها به ابزار نظارت ناخواسته تبدیل میشوند
وقتی زیرساختها هوشمند میشوند، همهچیز قابل رصد میشود:
- ترافیک
- مصرف انرژی
- الگوهای حرکت
- خریدهای آنلاین
- ارتباطات
- موقعیت لحظهای
در آینده، زیرساخت تعیین خواهد کرد:
چه کسی دیده شود و چه کسی در تاریکی بماند.
۳. آینده سیاست؛ از دولتمحوری به شبکهمحوری
در دهه آینده، تحلیلگران معتقدند قدرت به سمت مدل جدیدی میرود:
حکمرانی شبکهای (Network Governance)
جایی که:
- شبکههای اطلاعات
- شبکههای انرژی
- شبکههای مالی
- شبکههای حملونقل
بیش از دولتها تعیین میکنند که جهان چگونه کار کند.
جمعبندی: چرا فهم زیرساخت، فهم سیاست آینده است؟
اگر بخواهیم بدانیم قدرت در آینده دست چه کسی خواهد بود، باید بفهمیم چه کسی زیرساختها را طراحی، مالکیت و مدیریت میکند.
قدرت دیگر بر بدنها اعمال نمیشود (مثل عصر بایوپولیتیک)،
بلکه بر جریانها اعمال میشود:
جریان داده، جریان انرژی، جریان حرکت.
در این دنیای جدید، حاکمیت نه بر اساس پرچمها بلکه بر اساس شبکهها تعریف میشود.
کشوری که شبکه را در دست دارد، آینده را در دست دارد.
دیدگاه و تحلیل خود را درباره این خبر مطرح کنید. نظرات ارسالی پس از بررسی و تأیید تیم تحریریه، در وبسایت منتشر خواهد شد.