مدیریت غیراصولی پسماند و ضعف جدی در تفکیک زباله از مبدأ، ایران را با بحرانی زیستمحیطی و بهداشتی مواجه کرده است. در حالی که بسیاری از کشورهای جهان به نرخهای بالای بازیافت و دفن بهداشتی دست یافتهاند، بخش عمدهای از بیش از ۲۰ میلیون تن پسماند شهری سالانه در ایران بدون تفکیک و در سایتهای غیراستاندارد دفن میشود؛ روندی که پیامدهای آن سلامت انسان و منابع طبیعی را تهدید میکند.
مدیریت پسماند به یکی از چالشهای کلیدی قرن بیستویکم تبدیل شده و نقش مستقیمی در سلامت عمومی، کیفیت خاک و منابع آب دارد. در ایران، رشد جمعیت شهری، تغییر الگوی مصرف و ضعف زیرساختها باعث شده است تولید زبالههای شهری و روستایی به سطوح نگرانکنندهای برسد؛ در شرایطی که اجرای کامل تفکیک از مبدأ همچنان با موانع ساختاری و فرهنگی روبهرو است.
بر اساس گزارشهای بانک جهانی و برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد، سالانه بیش از ۲.۱ میلیارد تن زباله جامد شهری در جهان تولید میشود و پیشبینیها نشان میدهد این رقم تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۳.۴ میلیارد تن افزایش خواهد یافت. در سطح جهانی، کمتر از یکپنجم این زبالهها بازیافت میشود و بخش قابلتوجهی یا در محلهای دفن تخلیه میشود یا به روشهای غیربهداشتی مدیریت میگردد. این در حالی است که کشورهای عضو اتحادیه اروپا به طور میانگین به نرخ بازیافت نزدیک به ۵۰ درصد رسیدهاند و کشورهایی مانند آلمان، اتریش و سوئیس با تفکیک دقیق در مبدأ، بیش از ۶۰ درصد پسماند شهری خود را بازیافت میکنند.
در ایران، طبق آمارهای رسمی، روزانه حدود ۵۵ تا ۶۰ هزار تن زباله شهری تولید میشود که معادل بیش از ۲۰ میلیون تن در سال است. برخی برآوردها با احتساب پسماندهای صنعتی، کشاورزی و ویژه، این رقم را تا حدود ۵۰ میلیون تن در سال نیز اعلام میکنند. سرانه تولید زباله در کشور حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ گرم در روز برای هر نفر است که بالاتر از میانگین جهانی محسوب میشود و فشار مضاعفی بر سیستم مدیریت پسماند وارد میکند.
یکی از مهمترین گلوگاههای مدیریت پسماند در ایران، ضعف جدی در تفکیک زباله از مبدأ است. بر اساس اظهارات مسئولان شهری و گزارشهای میدانی، میزان تفکیک از مبدأ در سطح کشور کمتر از ۱۰ درصد برآورد میشود. حتی در تهران، با وجود اجرای طرحهای آموزشی و پایلوت، این رقم معمولاً از ۱۵ تا ۲۰ درصد فراتر نمیرود؛ فاصلهای معنادار با اهداف تعیینشده در قانون مدیریت پسماند.
اختلاط زبالههای تر و خشک، امکان دفن بهداشتی را به شدت محدود میکند. از منظر علمی، این اختلاط موجب افزایش تولید شیرابههای سمی و گازهای گلخانهای بهویژه متان میشود که هم منابع آب زیرزمینی را آلوده میکند و هم به تشدید تغییرات اقلیمی دامن میزند. در بسیاری از شهرهای پیشرفته جهان، تفکیک زباله حداقل در چند جریان اصلی بهصورت الزامی اجرا میشود، در حالی که در ایران این فرآیند عمدتاً داوطلبانه و ناکارآمد باقی مانده است.
دفن اصولی زباله نیازمند سایتهایی با استانداردهای فنی مشخص از جمله لایههای عایق نفوذناپذیر، سیستم جمعآوری و تصفیه شیرابه، مدیریت گاز متان و پوشش نهایی مناسب است. با وجود تصویب قانون مدیریت پسماند از سال ۱۳۸۳، گزارشهای نظارتی نشان میدهد تنها حدود یکچهارم سایتهای دفن زباله در کشور به این استانداردها نزدیک هستند و مابقی به صورت موقت یا غیربهداشتی مورد استفاده قرار میگیرند. نمونه شاخص این چالش، سایت آرادکوه تهران است که با وجود برخی اقدامات اصلاحی، همچنان به دلیل ورود حجم بالای زبالههای تفکیکنشده با پیامدهای زیستمحیطی قابلتوجهی روبهروست.
کارشناسان محیط زیست تأکید دارند که بدون تغییر رویکرد از «دفنمحوری» به «تفکیک، بازیافت و کاهش تولید زباله»، بحران پسماند در ایران قابل کنترل نخواهد بود. اجرای جدی تفکیک از مبدأ، جداسازی پسماندهای خطرناک و پزشکی و هدایت زبالههای آلی به سمت تولید کمپوست، پیششرط دفن اصولی و کاهش هزینههای اقتصادی و زیستمحیطی است. ادامه روند فعلی نهتنها منابع طبیعی را فرسوده میکند، بلکه سلامت نسلهای آینده را نیز با مخاطرات جدی مواجه خواهد ساخت.
دیدگاه و تحلیل خود را درباره این خبر مطرح کنید. نظرات ارسالی پس از بررسی و تأیید تیم تحریریه، در وبسایت منتشر خواهد شد.