نکات کلیدی:
- شهرها با مصرف نزدیک به سهچهارم انرژی جهان و سهم بیش از ۷۰ درصدی در انتشار دیاکسیدکربن، در کانون بحران و راهحلهای اقلیمی قرار دارند.
- تجربههایی مانند کاهش ۲۴ درصدی ذرات معلق در بوگوتا و حذف حدود ۵۸ هزار تن پسماند از رودخانههای دوربان نشان میدهد راهحلهای شهری میتوانند عملیاتی و اثرگذار باشند.
- مانع اصلی گسترش این راهحلها، کمبود ایده نیست؛ بلکه ضعف در تامین مالی، ظرفیت اجرایی، استانداردسازی و اتصال شهرها به شبکههای تخصصی و سرمایهگذاری است.
شهرها در حالی به یکی از مهمترین میدانهای اقدام اقلیمی تبدیل شدهاند که بسیاری از راهحلهای مؤثر برای کاهش انتشار و افزایش تابآوری شهری پیشتر در نقاط مختلف جهان اجرا شدهاند؛ اما نبود سیستمهای مالی، فنی و نهادی مناسب، مانع تبدیل این موفقیتهای محلی به پیشرفت جهانی شده است.
به گزارش پایگاه خبری گزارش سبز، راهحلهای اقلیمی کمیاب نیستند. از سیستمهای انرژی پاک مانند پنلهای خورشیدی پشتبامی و ذخیرهسازی انرژی در مقیاس بزرگ گرفته تا دفاعهای طبیعی در برابر سیل، نوآوری در بخشها و جغرافیاهای مختلف با سرعت در حال گسترش است.
با این حال، در شرایطی که انتشار گازهای گلخانهای همچنان رو به افزایش است و آثار تغییرات اقلیمی با سرعت بیشتری نمایان میشود، پرسش اصلی این است که برای اجرای این راهحلهای ضروری در مقیاس گسترده چه باید کرد؟
پاسخ این پرسش تا حد زیادی در شهرها نهفته است؛ شهرهایی که بیش از نیمی از جمعیت جهان را در خود جای دادهاند، نزدیک به سهچهارم انرژی جهان را مصرف میکنند و مسئول بیش از ۷۰ درصد انتشار جهانی دیاکسیدکربن هستند.
دولتهای شهری مسئول سیستمهایی هستند که زندگی روزمره مردم را شکل میدهند؛ از مسکن، حملونقل، انرژی و کاربری زمین گرفته تا ارائه خدمات عمومی و مدیریت خطرات اقلیمی مانند تنش گرمایی، سیلاب و کمبود آب.
شهرها همچنین میتوانند سریعتر از دولتهای ملی عمل کنند و تغییراتی را اجرا کنند که به سرعت بر زندگی روزانه مردم اثر میگذارد و در بلندمدت حمایت عمومی را افزایش میدهد.
تجربههای موفق شهری
برخی شهرها توانستهاند در برابر این چالشها عملکرد قابل توجهی داشته باشند. در بوگوتا، پایتخت کلمبیا، یک راهبرد جامع حملونقل شهری توانسته است از سال ۲۰۱۸ تاکنون انتشار ذرات معلق ریز را ۲۴ درصد کاهش دهد.
در دوربان، برنامه «مدیریت تحولآفرین رودخانهای» نزدیک به ۵۸ هزار تن پسماند جامد را از رودخانهها خارج کرده است. در هند نیز ایالت گجرات نخستین طرح تجارت انتشار ذرات معلق در جهان را اجرا کرده که با استفاده از مشوقهای مبتنی بر بازار، آلودگی را بین ۲۰ تا ۳۰ درصد کاهش داده است.
این نمونهها فقط ایدههای آزمایشی نیستند؛ بلکه سیستمهای عملیاتی هستند که تغییر واقعی در زندگی مردم ایجاد کردهاند.
مانع اصلی؛ نبود سیستمهای مقیاسپذیر
با وجود این موفقیتها، راهحلهای شهری اغلب در سطح محلی باقی میمانند، تکرار آنها دشوار است، منابع مالی کافی ندارند یا از سیستمهایی که باید راهحلهای اثباتشده را به منابع مالی، تخصص و مشارکتهای لازم برای گسترش متصل کنند، جدا افتادهاند.
بخش مالی نیز غالباً برای ترازنامههای ملی یا برنامههای بزرگ زیرساختی طراحی شده است، نه برای مداخلههای شهری کوچکتر و پراکنده. از سوی دیگر، راهحلهای موفق به ندرت به شکلی استاندارد میشوند که بتوان آنها را در شهرهای دیگر تکرار کرد. چارچوبهای جهانی نیز هرچند جهتگیری کلی ارائه میدهند، اما همیشه با شرایط واقعی اجرای پروژهها در شهرها پیوند ندارند.
پر کردن این شکاف به شکلهای تازهای از هماهنگی نیاز دارد؛ شکلهایی که با نحوه واقعی اجرای برنامهها در شهرها هماهنگتر باشند. این رویکرد باید بازیگران عمومی، خصوصی و مدنی را حول سه عامل عملیاتی گرد هم آورد: تامین مالی، توان فنی و ظرفیت اجرا.
زمانی که یک شهر نشان میدهد راهحلی کارآمد است، شهرهای دیگر باید بتوانند از آن بیاموزند، آن را بپذیرند و متناسب با نیازهای محلی خود تطبیق دهند؛ بدون آنکه ناچار باشند همه چیز را از نقطه صفر آغاز کنند.
تامین مالی و تابآوری شهری
مدلهای تامین مالی باید بهتر با مقیاس اجرای شهری هماهنگ شوند؛ از جمله حمایت از سرمایهگذاریهای کوچکتر و پراکنده. راهحلهای موفق نیز به مسیرهای روشنتری برای تکرار نیاز دارند تا بتوانند با سرعت بیشتری از شهری به شهر دیگر منتقل شوند. افزون بر این، تابآوری باید در تعریف موفقیت پروژههای شهری جایگاه محوری داشته باشد.
یکی از پاسخهای نوظهور به این شکاف، «کارگروه شهرها و ایالتهای جایزه Earthshot» است که بخشی از تغییر گستردهتر به سمت رویکردهای ساختاریافتهتر برای گسترش راهحلهای هدایتشده توسط بخش عمومی محسوب میشود.
تمرکز این کارگروه بر تولید ایدههای جدید نیست؛ بلکه هدف آن شناسایی آن چیزی است که پیشتر کارآمدی خود را نشان داده و سپس اتصال مستقیم آن به مشارکتها، منابع مالی و پشتیبانی اجرایی مورد نیاز برای گسترش است.
ضرورت طراحی راهحلهای مقاوم
بخش مهمی از چالش مقیاسپذیری این است که راهحلها باید به گونهای طراحی شوند که در برابر شوکها و فشارهای محیطی در طول زمان مقاوم بمانند؛ از رویدادهای حدی آبوهوایی گرفته تا تغییر شرایط محیطی. این راهحلها باید همزمان بتوانند به خدمترسانی به جوامع ادامه دهند.
بدون تابآوری، حتی بهترین مداخلات طراحیشده نیز ممکن است بر اثر آسیب فیزیکی، نبود انعطافپذیری یا ناتوانی در عملکرد تحت شرایط متغیر، شکست بخورند.
در آفریقای جنوبی، کمبود آب در حال تغییر نحوه طراحی زیرساختها و مدیریت تقاضا در شهرهاست. در برزیل، افزایش مواجهه با سیلاب و گرمای شدید بر برنامهریزی شهری و تصمیمهای سرمایهگذاری اثر گذاشته است.
در مناطق بهسرعت شهریشونده هند نیز خطرات اقلیمی به محرک نوآوری تبدیل شدهاند و شهرها به طور فزایندهای در حال استفاده از زیرساختهای هوشمند اقلیمی، الگوهای مسکن تابآور و سیستمهای خدماتی سازگار هستند تا همزمان با پاسخ به تقاضای رو به رشد، آسیبپذیری را کاهش دهند.
از موفقیت محلی تا پیشرفت جهانی
ایجاد شرایطی که شهرها و ایالتها بتوانند از یکدیگر بیاموزند، راهحلهای اثباتشده را بپذیرند و آنها را با واقعیتهای محلی خود سازگار کنند، برای اجرای اقدام اقلیمی با سرعت و مقیاس مورد نیاز امروز ضروری است.
این هدف نیازمند ساختارهای تامین مالی، ظرفیت فنی و سازوکارهای نهادی است که بتوانند آنچه را پیشتر کارآمد بوده تکرار کنند و موفقیتهای پراکنده را به پیشرفت نظاممند جهانی تبدیل کنند.

