حسابداری کربن؛ از یک مفهوم فنی تا یک ضرورت اقتصادی

وقتی کربن قیمت پیدا می‌کند؛ آینده صنعت ایران در اقتصاد سبز

صفحه اصلی > تیتر اول و یادداشت و تحلیل : وقتی کربن قیمت پیدا می‌کند؛ آینده صنعت ایران در اقتصاد سبز

وقتی کربن قیمت پیدا می‌کند؛ آینده صنعت ایران در اقتصاد سبز

حسابداری کربن دیگر فقط یک ابزار محیط‌زیستی نیست؛ این مفهوم اکنون به زبان مشترک سیاست‌گذاری اقلیمی، تجارت بین‌الملل، افشای مالی و رقابت‌پذیری صنعتی تبدیل شده است. برای ایران نیز، در دوره‌ای که بازارهای جهانی به‌سمت سنجش و قیمت‌گذاری انتشار گازهای گلخانه‌ای می‌روند، فهم و استقرار حسابداری کربن از یک موضوع فنی به یک ضرورت اقتصادی و حکمرانی بدل شده است.

حسابداری کربن، در ساده‌ترین تعریف، فرایند اندازه‌گیری، ثبت، محاسبه، گزارش و در بسیاری موارد راستی‌آزمایی انتشار گازهای گلخانه‌ای یک سازمان، محصول، پروژه، شهر یا کشور است. این مفهوم به‌جای آن‌که فقط بگوید «آلودگی وجود دارد»، تلاش می‌کند به‌صورت کمی و قابل مقایسه نشان دهد چه مقدار دی‌اکسید کربن و دیگر گازهای گلخانه‌ای در نتیجه یک فعالیت اقتصادی تولید شده است. مبنای فنی این حوزه امروز بیش از هر چیز بر «پروتکل گازهای گلخانه‌ای» یا Greenhouse Gas Protocol (GHG Protocol) استوار است؛ استانداردی که پرکاربردترین چارچوب جهانی برای تهیه فهرست انتشار در سطح سازمانی شناخته می‌شود و برای شرکت‌ها و دیگر نهادها راهنمای تهیه موجودی انتشار ارائه می‌دهد. این استاندارد هفت گاز اصلی مشمول چارچوب کیوتو، از جمله دی‌اکسید کربن، متان و اکسید نیتروژن را پوشش می‌دهد.

در عمل، حسابداری کربن معمولاً بر سه دامنه یا «اسکوپ» استوار است. اسکوپ ۱ انتشار مستقیم ناشی از فعالیت خود بنگاه است؛ مانند سوختن گاز در بویلر کارخانه یا مصرف سوخت ناوگان سازمان. اسکوپ ۲ انتشار غیرمستقیم ناشی از برق، بخار، گرمایش یا سرمایش خریداری‌شده را در بر می‌گیرد. اسکوپ ۳ نیز زنجیره ارزش را شامل می‌شود؛ یعنی انتشارهایی که در بالادست و پایین‌دست فعالیت شرکت رخ می‌دهد، از مواد اولیه تا حمل‌ونقل، مصرف محصول و حتی سرمایه‌گذاری‌ها. اهمیت این تقسیم‌بندی در آن است که نشان می‌دهد ردپای کربنی واقعی یک بنگاه معمولاً فقط در دودکش یا موتورخانه آن خلاصه نمی‌شود، بلکه در کل زنجیره تأمین و مصرف امتداد دارد. GHG Protocol برای موجودی سازمانی و نیز برای زنجیره ارزش، استانداردهای جداگانه و مکمل تعریف کرده است.

اهمیت حسابداری کربن از این‌جا آغاز می‌شود که بدون اندازه‌گیری معتبر، نه سیاست کاهش انتشار معنا پیدا می‌کند، نه هدف‌گذاری اقلیمی، نه گزارش پایداری و نه حتی مذاکره تجاری. هر سازمانی که نداند چه مقدار و در کجا انتشار دارد، نمی‌تواند برنامه کاهش هزینه انرژی، کاهش ریسک اقلیمی یا دسترسی به بازارهای حساس به کربن را طراحی کند. به بیان دقیق‌تر، حسابداری کربن زیرساخت تصمیم‌گیری است، نه صرفاً یک گزارش تزیینی. همین منطق سبب شده است که در جهان، افشای انتشار گازهای گلخانه‌ای به‌تدریج از حوزه داوطلبانه خارج و به قلمرو مقررات، مالیه و تجارت وارد شود.

در سطح بین‌المللی، این مفهوم امروز در سه مسیر اصلی پیش می‌رود. مسیر نخست، استانداردسازی و افشای شرکتی است. استاندارد IFRS S2، یعنی استاندارد افشای اقلیمی بنیاد استانداردهای بین‌المللی گزارشگری مالی، از شرکت‌ها می‌خواهد اطلاعات مربوط به ریسک‌ها و فرصت‌های اقلیمی خود را افشا کنند. این استاندارد در ژوئن ۲۰۲۳ صادر شد و در دسامبر ۲۰۲۵ نیز برای تسهیل اجرای الزامات افشای انتشار گازهای گلخانه‌ای، اصلاحاتی در آن انجام شد. در این چارچوب، داده‌های انتشار، به‌ویژه در دامنه‌های مختلف، دیگر فقط موضوع گزارش مسئولیت اجتماعی نیستند؛ بلکه بخشی از اطلاعات بااهمیت برای تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران به‌شمار می‌آیند.

مسیر دوم، تعهدات دولت‌ها در چارچوب توافق پاریس است. بر اساس سازوکار «مشارکت‌های ملی تعیین‌شده» یا Nationally Determined Contributions (NDCs)، کشورها باید برنامه‌های کاهش انتشار و سازگاری اقلیمی خود را تدوین و به‌روز کنند. این یعنی حسابداری کربن فقط یک ابزار بنگاهی نیست؛ بلکه دولت‌ها نیز برای تدوین اهداف، پایش پیشرفت و گزارش‌دهی بین‌المللی، به نظام‌های دقیق موجودی انتشار نیاز دارند. در واقع، بدون داده‌های منظم و قابل اتکا، هیچ کشوری نمی‌تواند نشان دهد تا چه اندازه به اهداف اقلیمی خود نزدیک شده است.

مسیر سوم، پیوند خوردن کربن با تجارت جهانی است؛ نقطه‌ای که برای اقتصادهای صادراتی بسیار تعیین‌کننده است. «سازوکار تعدیل مرزی کربن اتحادیه اروپا» یا Carbon Border Adjustment Mechanism (CBAM) ابزار اتحادیه اروپا برای قیمت‌گذاری منصفانه بر کربن نهفته در کالاهای وارداتی است. این سازوکار از سال ۲۰۲۶ وارد فاز قطعی شده و اکنون بخش‌هایی مانند سیمان، آهن و فولاد، آلومینیوم، کود، برق و هیدروژن را پوشش می‌دهد. منطق CBAM روشن است: واردکننده اروپایی باید انتشار نهفته در کالای وارداتی را گزارش کند و به‌تدریج بهای متناظر آن را بپردازد؛ مگر آن‌که ثابت شود در مبدأ، هزینه کربن قبلاً پرداخت شده است. در نتیجه، برای تولیدکننده خارج از اروپا، حسابداری کربن دیگر یک انتخاب داوطلبانه نیست؛ بلکه بخشی از پرونده ورود به بازار محسوب می‌شود.

این تحول جهانی یک پیام روشن دارد: رقابت‌پذیری صنعتی در دهه جدید فقط به قیمت، کیفیت و سرعت تحویل وابسته نیست؛ بلکه به «قابلیت اثبات شدت انتشار» نیز وابسته شده است. هرچه بازارها بیشتر به‌سمت افشای اقلیمی، قیمت‌گذاری کربن و مالیه سبز حرکت کنند، بنگاه‌هایی که فاقد داده معتبر انتشار باشند، در مذاکرات تجاری، جذب سرمایه و حضور در زنجیره‌های تأمین جهانی آسیب‌پذیرتر می‌شوند. به همین دلیل، حسابداری کربن در جهان از یک ابزار فنی محیط‌زیستی به یک زیرساخت اقتصادی و حقوقی ارتقا یافته است.

اما این مفهوم در ایران چه وضعیتی دارد؟ نخست باید به واقعیت ساختار انرژی کشور توجه کرد. بر اساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، در سال ۲۰۲۳ حدود ۷۱.۵ درصد از عرضه کل انرژی ایران از گاز طبیعی و ۲۶.۵ درصد از نفت و فرآورده‌های نفتی تأمین شده است. همین منبع برآورد می‌کند که انتشار دی‌اکسید کربن مرتبط با انرژی ایران در سال ۲۰۲۳ به ۷۲۷ میلیون تن رسیده و سهم انرژی‌های تجدیدپذیر در تولید برق کشور نیز حدود ۴.۸۳۹ درصد بوده است. این ارقام نشان می‌دهند که اقتصاد ایران، به‌ویژه در بخش انرژی و صنعت، ذاتاً کربن‌بر است و هر نظام سیاستی یا تجاری جدیدی که بر مبنای سنجش انتشار عمل کند، ناگزیر بر تولید و صادرات ایران اثر خواهد گذاشت.

از سوی دیگر، ایران در چارچوب توافق پاریس نیز تعهدات اقلیمی خود را در قالب NDC به سازمان ملل ارائه کرده است. هرچند دسترسی مستقیم به متن ثبت‌شده ایران در پایگاه قدیمی UNFCCC در زمان جست‌وجو با اختلال مواجه بود، چارچوب NDC و الزام کشورها به تدوین و نگه‌داری تعهدات ملی در پایگاه رسمی UNFCCC به‌روشنی برقرار است. از این منظر، ایران نیز مانند دیگر کشورها برای هر نوع هدف‌گذاری اقلیمی معتبر، نیازمند تقویت نظام‌های موجودی انتشار و داده‌های بخشی است.

اهمیت حسابداری کربن برای ایران را می‌توان در چهار سطح توضیح داد. سطح نخست، سیاست‌گذاری داخلی است. در ایران هنوز بسیاری از تصمیم‌ها درباره انرژی، صنعت، حمل‌ونقل و ساختمان بر پایه شدت انتشار واقعی و حساب‌شده اتخاذ نمی‌شود. تا زمانی که داده‌های استاندارد، بخشی، به‌روز و قابل مقایسه وجود نداشته باشد، سیاست کاهش شدت انرژی و کربن بیشتر در حد شعار باقی می‌ماند. حسابداری کربن می‌تواند روشن کند که بار اصلی انتشار دقیقاً در کدام صنایع، فرایندها و حامل‌های انرژی متمرکز است و کدام مداخله‌ها بیشترین اثربخشی را دارند.

سطح دوم، صنعت و بنگاه است. بخش‌های فولاد، سیمان، پتروشیمی، پالایش، آلومینیوم، معدن و حمل‌ونقل در ایران با شدت انرژی بالا شناخته می‌شوند. در چنین ساختاری، حتی اگر هنوز بازار داخلی الزام گسترده‌ای برای افشای کربن نداشته باشد، شرکت‌های بزرگ ایرانی دیر یا زود با مطالبه مشتریان خارجی، سرمایه‌گذاران، بیمه‌گران، بانک‌ها و شرکای زنجیره تأمین برای ارائه داده‌های انتشار روبه‌رو خواهند شد. به‌ویژه CBAM اروپا برای کالاهای کربن‌بر این پیام را مخابره می‌کند که نبود داده قابل اتکا، خود به یک هزینه تجاری تبدیل می‌شود.

سطح سوم، مالیه و گزارشگری است. با گسترش استانداردهایی مانند IFRS S2، انتظار بازارهای مالی از شرکت‌ها به‌سمت افشای ریسک اقلیمی و انتشار حرکت کرده است. حتی اگر اجرای رسمی این استانداردها در همه حوزه‌های ایران یکسان نباشد، منطق بازار جهانی تغییر کرده است: سرمایه‌گذار حرفه‌ای می‌خواهد بداند یک بنگاه در برابر ریسک قیمت کربن، مقررات مرزی، تغییر فناوری و گذار انرژی چه میزان آسیب‌پذیر است. بدون حسابداری کربن، پاسخ به این پرسش ممکن نیست.

سطح چهارم، حکمرانی و اعتبار بین‌المللی است. کشوری که نظام سنجش و گزارش انتشار شفاف‌تری داشته باشد، در مذاکرات اقلیمی، تدوین سیاست‌های بخشی و حتی همکاری‌های فناورانه دست بالاتری دارد. حسابداری کربن فقط برای اعلام عدد انتشار نیست؛ برای ساختن زبان مشترک میان دولت، بنگاه، نهاد مالی و شریک خارجی است. در غیاب این زبان مشترک، هم برنامه‌ریزی ملی سخت‌تر می‌شود و هم روایت ایران از نیازهای انتقال فناوری، نوسازی صنعتی و تأمین مالی اقلیمی کمتر شنیده می‌شود.

با این حال، مسیر استقرار حسابداری کربن در ایران با چند مانع جدی روبه‌رو است. نخست، پراکنده بودن داده‌ها است. داده‌های انرژی، تولید، حمل‌ونقل، پسماند و فرایندهای صنعتی اغلب در نهادهای مختلف جمع‌آوری می‌شوند و از نظر قالب، تناوب و کیفیت یکسان نیستند. دوم، نبود الزامات فراگیر گزارش‌دهی شرکتی است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از بنگاه‌ها هنوز انگیزه نهادی کافی برای ایجاد سامانه‌های داخلی اندازه‌گیری انتشار ندارند. سوم، فقدان زیرساخت راستی‌آزمایی است؛ یعنی حتی اگر عددی هم تولید شود، همه بازیگران به‌سادگی به دقت و قابلیت مقایسه آن اعتماد نمی‌کنند. چهارم، یارانه‌های گسترده انرژی است که سیگنال قیمتی لازم برای سرمایه‌گذاری در بهره‌وری و کاهش انتشار را تضعیف می‌کند. این بخش از ماجرا یک نکته مهم را نشان می‌دهد: حسابداری کربن فقط نرم‌افزار و فرم گزارش نیست؛ به اصلاح نهادی، داده‌ای و اقتصادی نیاز دارد. این جمع‌بندی، استنباطی تحلیلی بر پایه ماهیت استانداردهای بین‌المللی و ساختار انرژی ایران است.

با وجود این چالش‌ها، ایران می‌تواند مسیر عملیاتی روشنی برای ورود به این حوزه داشته باشد. شروع کار لزوماً از اقتصاد ملی یکپارچه نیست؛ از صنایع بزرگ و صادرات‌محور باید آغاز شود. فولاد، سیمان، آلومینیوم، پتروشیمی و پالایشگاه‌ها می‌توانند نخستین حلقه‌های استقرار موجودی انتشار در سطح بنگاه و محصول باشند. سپس باید روش‌های محاسبه، عوامل انتشار، دوره‌های گزارش‌دهی و سازوکارهای ممیزی به‌تدریج استاندارد شود. گام بعد، پیوند دادن این داده‌ها به سیاست‌های بهره‌وری انرژی، نوسازی صنعتی، بازارهای صادراتی و نظام گزارشگری شرکتی است. این مسیر، اگرچه زمان‌بر است، اما از جنس انتخاب لوکس نیست؛ واکنشی ضروری به قواعد جدید اقتصاد جهانی است.

جمع‌بندی آن‌که حسابداری کربن در ایران نباید صرفاً به‌عنوان یک واژه وارداتی یا یک دستورکار فرعی محیط‌زیستی دیده شود. این مفهوم، در اصل، سامانه‌ای برای دیدن هزینه‌های پنهان اقتصاد کربن‌بر است؛ سامانه‌ای که هم به دولت برای سیاست‌گذاری بهتر کمک می‌کند، هم به صنعت برای حفظ بازار، هم به سرمایه‌گذار برای ارزیابی ریسک و هم به جامعه برای سنجش شفاف‌تر مسیر توسعه. امروز مسئله اصلی دیگر این نیست که ایران به حسابداری کربن نیاز دارد یا نه؛ مسئله این است که چه زمانی، با چه استانداردی و از کدام بخش‌ها آن را جدی آغاز می‌کند.

انتهای پیام /.

به توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی علاقه‌مندم و باور دارم آینده جامعه فقط با ایجاد تعادل بین اقتصاد، جامعه و محیط‌زیست ساخته می‌شود. سعی می‌کنم در حد توانم با کار و فعالیت‌هایم اثر مثبتی بگذارم و به افزایش آگاهی درباره پایداری، عدالت اجتماعی و مسئولیت‌پذیری در کسب‌وکارها و نهادهای اجتماعی کمک کنم.
خبرهای مرتبط

افزایش ۲ درصدی انتشار CO۲ چین در آغاز ۲۰۲۶

انتشار CO2 چین در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ با وجود رشد انرژی پاک، به دلیل اتلاف برق بادی و خورشیدی افزایش یافت.

۱۴ خرداد, ۱۴۰۵

ال نینو در راه است؛ سازمان ملل نسبت به تشدید گرمایش جهان هشدار داد

سازمان ملل درباره احتمال وقوع ال نینوی قدرتمند در سال ۲۰۲۶ هشدار داد و خواستار تسریع گذار از سوخت‌های فسیلی شد.

۱۳ خرداد, ۱۴۰۵

روز جهانی دوچرخه؛ فرصتی برای بازنگری در حمل‌ونقل شهری

روز جهانی دوچرخه بر نقش این وسیله ساده در سلامت عمومی، عدالت شهری، کاهش آلودگی هوا و توسعه حمل‌ونقل پایدار در شهرها تاکید دارد.

۱۳ خرداد, ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید