فهرست محتوای خبر
به گزارش پایگاه خبری گزارش سبز، همزمان با افزایش نظارتهای سیاسی بر تعهدات اقلیمی، نحوهای که شرکتها استراتژی کربنزدایی و اهداف خود را بیان میکنند، به یکی از مهمترین معیارهای سنجش اعتبار آنها تبدیل شده است. دیگر صرفاً اقدام عملی کافی نیست؛ بلکه واژههایی که انتخاب میشوند نیز اکنون نقشی تعیینکننده در ارزیابی عملکرد اقلیمی شرکتها ایفا میکنند.
افول اصطلاح «کربن خنثی»
برای سالها، واژههایی چون «کربن خنثی» و «جبران» تنها در گزارشهای سالانه یا میان تیمهای پایداری مورد استفاده قرار میگرفت. اما این دوران به پایان رسیده است. اصطلاح «کربن خنثی» که زمانی نشاندهنده رهبری در حوزه پایداری بود، امروز با توکنیسم و حتی حسابسازی خلاقانه گره خورده است. نمونه شاخص آن شکایت جمعی یک میلیارد دلاری علیه شرکت دلتا ایرلاینز در ایالات متحده بود که نشان داد چنین ادعاهایی میتواند منجر به پیگرد قضایی شود. در اروپا نیز نهادهای نظارتی مانند سازمان رقابت بریتانیا (CMA) اختیار یافتهاند تا شرکتهایی را که ادعاهای گمراهکننده سبز مطرح میکنند، تا سقف ۱۰ درصد گردش مالی جهانی جریمه کنند. هرچند کمیسیون اروپا بهتازگی طرح دستورالعمل ادعاهای سبز را متوقف کرد، اما این پیشنهاد شامل ممنوعیت استفاده از عباراتی نظیر «خنثی اقلیمی» بدون پشتوانه مستند میشد.
اهمیت زبان در بازار کربن
بازار داوطلبانه کربن طی سالهای اخیر بلوغ بیشتری یافته، اما زبان مورد استفاده شرکتها در این حوزه همچنان عقبمانده است. پژوهش دانشگاه کیل و مؤسسه Copper Consultancy نشان میدهد تنها ۵۳ درصد از مردم بریتانیا تعریف صحیح «خالص صفر» را میدانند. این شکاف دانشی خطر بیاعتمادی عمومی و کنار کشیدن مخاطبان از روایتهای اقلیمی را افزایش داده و همزمان اعتبار بازار را تضعیف میکند.
تغییر رویکرد شرکتها
شرکتها بهتدریج از اصطلاحات کلی به سوی بیان دقیقتر حرکت میکنند. برای نمونه، شرکت فینتک سوئدی Klarna به جای ادعای «کربن خنثی» از رویکرد «هزینه کربن داخلی» بهره میبرد؛ به این معنا که برای هر میزان انتشار خود یک هزینه درونی محاسبه کرده و آن را صرف پروژههای اقلیمی معتبر میکند. این بازتعریف، شفافتر و قابلپذیرشتر از شعارهای کلی است.
شرکتهای بزرگی مانند Nestlé نیز بهطور رسمی برچسب «کربن خنثی» را از محصولات خود حذف کردهاند، چرا که این اصطلاح دیگر با انتظارات مصرفکنندگان سازگار نیست.
چگونه درست بگوییم؟
برای اعتباربخشی به پیامهای اقلیمی، شرکتها باید از زبان دقیق و شفاف استفاده کنند. به جای واژههای کلی، لازم است مشخص شود آیا بودجه صرف پروژههای اجتناب از انتشار، سرمایهگذاری در حذف کربن یا حمایت از نوآوریهای بلندمدت میشود. مثال بارز این رویکرد شرکت مایکروسافت است که در استراتژی کربن خود اولویت را به کاهش عمیق انتشار اختصاص داد و تنها برای بخش باقیمانده غیرقابلحذف از حذف کربن بهره گرفت.
همچنین، آزمونکردن زبان در میان گروههای مختلف ذینفع—از مشتریان تا سرمایهگذاران و کارکنان—میتواند مانع از بروز سوءبرداشت یا بیاعتمادی شود.
زبان بهمثابه ریسک اعتباری
واژهها اکنون ابزار مدیریت شهرت هستند. یک عبارت نادرست میتواند به سرعت منجر به واکنش منفی شود. نمونه آن شرکت انرژی EnergyAustralia است که پس از شکایت حقوقی مبنی بر ادعای گمراهکننده در خصوص محصول «Go Neutral» ناچار شد این طرح را متوقف کرده و عذرخواهی کند.
بهطور کلی، حرکت از شعارهای پرزرقوبرق به سوی زبان فروتنانه، قابلراستیآزمایی و شفاف، به بخشی حیاتی از استراتژی اقلیمی و ارتباطی شرکتها بدل شده است.