آخرین به‌روزرسانی خبرها:
از خبر تا اثر
صفحه اصلی > یادداشت و تحلیل : هشدار سیلاب نپال و تبت؛ ذوب یخ‌ها زمین را بی‌قرار می‌کند
پیامدهای پنهان گرمایش جهانی بر پوسته زمین

هشدار سیلاب نپال و تبت؛ ذوب یخ‌ها زمین را بی‌قرار می‌کند

این خبر را به اشتراک بگذارید

نکات کلیدی خبر

  • عقب‌نشینی یخچال‌ها، دامنه‌های ناپایدار کوهستانی را در معرض زمین‌لغزش و ریزش قرار می‌دهد.
  • ذوب یخ‌بندان دائمی می‌تواند انسجام دیواره‌های سنگی را از بین ببرد و خطر رانش زمین را افزایش دهد.
  • تنها در منطقه هیمالیا هزاران دریاچه یخچالی وجود دارد که حدود ۲۰۰ مورد از آنها برای جوامع پایین‌دست خطرناک ارزیابی شده‌اند.
  • کاهش وزن یخچال‌ها ممکن است فشار واردشده بر گسل‌ها و سامانه‌های آتشفشانی را تغییر دهد.
  • آلاسکا، هیمالیا، آند، گرینلند، ایسلند و احتمالا آلپ در معرض زنجیره‌ای از مخاطرات اقلیمی و زمین‌شناختی قرار دارند.

سیلاب مرگبار نپال و تبت فقط یک فاجعه محلی نبود؛ این حادثه هشداری درباره زنجیره‌ای از مخاطرات است که با ذوب برف، یخچال‌ها و یخ‌بندان دائمی آغاز می‌شود و می‌تواند به سیلاب، زمین‌لغزش، زلزله و حتی افزایش فعالیت‌های آتشفشانی منجر شود.

به گزارش پایگاه خبری «گزارش سبز»، بیل مک‌گوایر، استاد بازنشسته مخاطرات ژئوفیزیکی و اقلیمی در دانشگاه کالج لندن، در یادداشتی برای روزنامه گاردین نوشته است که هم‌زمان با افزایش دمای زمین و تشدید بحران اقلیمی، ارتباط میان اقلیم و فرایندهای زمین‌شناختی آشکارتر می‌شود.

به گفته او، ممکن است انسان‌ها حرکت و بی‌قراری زمین زیر پای خود را احساس نکنند، اما گرمایش جهانی در حال تغییر شرایطی است که می‌تواند گسل‌ها، دامنه‌های کوهستانی، یخچال‌ها و حتی برخی آتشفشان‌ها را بی‌ثبات‌تر کند.

زنجیره‌ای از فجایع در مناطق یخ‌زده

رویداد مرگبار اخیر در نپال و تبت، نخستین نمونه از این نوع حوادث نیست. در سال ۲۰۲۱، سیلابی سهمگین چند دره کوهستانی در ایالت اوتاراکند هند را درنوردید، دو نیروگاه برق‌آبی را به‌شدت تخریب کرد و جان حدود ۲۰۰ نفر را گرفت.

در اوت ۲۰۲۵ نیز زمین‌لغزشی عظیم در یکی از آبدره‌های آلاسکا، موجی با ارتفاع حدود ۵۰۰ متر ایجاد کرد؛ آن هم در منطقه‌ای که کشتی‌های تفریحی در آن تردد می‌کنند.

چند ماه پیش از آن، فروپاشی بخشی از یک یخچال در کانتون وله سوئیس، سیلابی مملو از سنگ، گل‌ولای و بقایای طبیعی به راه انداخت و بخش عمده روستای تخلیه‌شده بلاتن را ویران و مدفون کرد.

وجه مشترک همه این رویدادها، ارتباط آنها با «یخ‌کره» است؛ اصطلاحی که به مجموع آب‌های منجمد زمین، از یخچال‌ها و برف‌های دائمی گرفته تا یخ‌های قطبی و یخ‌بندان دائمی، گفته می‌شود.

یخ، برف و یخ‌بندان دائمی از نخستین اجزای طبیعت هستند که از افزایش دمای جهانی تأثیر می‌پذیرند. به همین دلیل، مناطق قطبی و ارتفاعات کوهستانی بیش از بسیاری از نقاط دیگر تحت فشار قرار گرفته‌اند. یخ‌کره در سراسر جهان با سرعت در حال عقب‌نشینی است و پیامدهای این تغییر فقط به افزایش سطح دریا محدود نمی‌شود.

زمین‌هایی که با عقب‌نشینی یخ ناپایدار می‌شوند

با عقب‌نشینی یخچال‌ها، زمین‌هایی آشکار می‌شوند که برای مدت طولانی زیر پوشش یخ قرار داشته‌اند و اغلب از پایداری کافی برخوردار نیستند. این مناطق می‌توانند به کانون زمین‌لغزش و ریزش‌های بزرگ سنگی تبدیل شوند.

افزایش دما همچنین ارتفاع خط انجماد را بالا می‌برد و باعث ذوب سریع‌تر یخ‌بندان دائمی می‌شود. این یخ‌های زیرسطحی در بسیاری از مناطق کوهستانی مانند سیمانی طبیعی میان شکاف‌های سنگ عمل می‌کنند. با ذوب‌شدن آنها، دامنه‌های کوهستانی انسجام خود را از دست می‌دهند و به توده‌هایی ناپایدار تبدیل می‌شوند که بارندگی شدید، زمین‌لرزه یا حتی تغییرات کوچک محیطی می‌تواند آنها را فروریزد.

در همین حال، آب حاصل از ذوب یخچال‌ها در فرورفتگی‌ها و حوضه‌های طبیعی جمع می‌شود و دریاچه‌هایی را تشکیل می‌دهد که به‌تدریج بزرگ‌تر می‌شوند. بسیاری از این دریاچه‌ها پشت سدهایی طبیعی از یخ، سنگ و رسوبات قرار دارند و ممکن است بر اثر سرریز یا شکست ناگهانی سد، حجم عظیمی از آب را به سوی دره‌ها و سکونتگاه‌های پایین‌دست روانه کنند.

از فروپاشی یخچال تا سیلاب ناگهانی

در چنین شرایطی، واکنش زمین به تغییرات اقلیمی می‌تواند به شکل‌های مختلفی به مخاطرات مرگبار منجر شود. همان‌گونه که در نپال و تبت مشاهده شد، فروپاشی یک یخچال تضعیف‌شده ممکن است مستقیما سیلاب ایجاد کند یا با مسدودکردن مسیر رودخانه، سدی موقت بسازد که سرانجام شکسته شود.

ذوب یخ‌بندان دائمی، بارش‌های سنگین یا وقوع زمین‌لرزه نیز می‌تواند باعث شکل‌گیری زمین‌لغزش‌هایی شود که مسیر رودخانه‌ها را مسدود می‌کنند یا سکونتگاه‌ها را به‌طور کامل از بین می‌برند.

خطر فقط به خود حادثه اولیه محدود نیست. یک زمین‌لرزه می‌تواند فروپاشی یخچال یا رانش زمین را تحریک کند؛ زمین‌لغزش نیز می‌تواند رودخانه را مسدود کرده و دریاچه‌ای ناپایدار بسازد؛ شکسته‌شدن این سد طبیعی نیز سیلابی ویرانگر به راه می‌اندازد. به این ترتیب، یک تغییر اولیه ممکن است زنجیره‌ای از حوادث را فعال کند.

هزاران دریاچه یخچالی در هیمالیا

آلاسکا یکی از مناطقی است که با سرعت زیادی گرم می‌شود. ازبین‌رفتن حجم عظیمی از یخ در این منطقه، وزن واردشده بر گسل‌های فعال پوسته زمین را کاهش داده و به گفته مک‌گوایر، می‌تواند وقوع زمین‌لرزه‌ها را تسهیل کند.

واکنشی مشابه ممکن است در دیگر مناطق یخ‌زده و در حال ذوب جهان، از جمله هیمالیا، رشته‌کوه آند، گرینلند و احتمالا آلپ اروپا مشاهده شود.

زمین‌لرزه‌های مرتبط با کاهش بار یخ نیز می‌توانند زمین‌لغزش‌های ویرانگر یا فروپاشی یخچال‌ها را تحریک کنند. این لرزش‌ها همچنین قادرند سد دریاچه‌های حاصل از ذوب یخ را بشکنند و پدیده‌ای موسوم به «سیلاب ناگهانی دریاچه یخچالی» را رقم بزنند.

با تجمع آب بیشتر در ارتفاعات، احتمال وقوع چنین سیلاب‌هایی افزایش می‌یابد. تنها در منطقه هیمالیا هزاران دریاچه یخچالی وجود دارد که حدود ۲۰۰ مورد از آنها تهدیدی برای جوامع پایین‌دست تشخیص داده شده‌اند.

جوامع کوهستانی در خط مقدم بحران

جوامع ساکن ارتفاعات در خط مقدم بحران اقلیمی قرار دارند، اما اشتباه است اگر تصور شود بی‌ثباتی زمین فقط به مناطق کوهستانی محدود خواهد ماند.

زمین‌کره یا همان بخش جامد سیاره، حساس‌تر از آن چیزی است که در نگاه نخست به نظر می‌رسد. گاهی تغییری بسیار کوچک در شرایط محیطی می‌تواند واکنشی بزرگ و بالقوه خطرناک در ساختارهای زمین‌شناختی ایجاد کند.

به گفته مک‌گوایر، حتی می‌توان از نوعی «فصل آتشفشانی» سخن گفت. برخی مطالعات نشان داده‌اند که تعداد فوران‌ها میان ماه‌های نوامبر تا آوریل بیشتر از دیگر ماه‌های سال است؛ تغییری که ممکن است با جابه‌جایی سالانه جرم آب در سطح سیاره و تغییرشکل بسیار جزئی پوسته زمین ارتباط داشته باشد.

او به نقل از یکی از همکاران زلزله‌شناس خود توضیح می‌دهد که اگر گسلی خطرناک در آستانه گسیختگی قرار داشته باشد، فشاری بسیار اندک، هم‌اندازه فشار واردشده در یک دست‌دادن، می‌تواند آخرین محرک برای فعال‌شدن آن باشد.

این موضوع نشان می‌دهد تغییر کوچکی در فشار هوا، تنش پوسته زمین، میزان بارندگی، سطح دریا یا وزن یخ ممکن است آخرین عامل لازم برای آغاز یک واکنش زمین‌شناختی باشد.

محرک کوچک، فاجعه بزرگ

دمای هوا، بارش و سطح آب دریاها همگی تحت‌تأثیر تغییرات اقلیمی قرار گرفته‌اند. این تغییرات می‌توانند همان فشار اضافی باشند که یک آتشفشان غیرفعال را به سوی فوران سوق می‌دهد، گسلی خاموش را فعال می‌کند یا بخش ناپایدار یک یخچال را فرومی‌ریزد.

در چنین شرایطی، ابعاد رویداد نهایی ممکن است بسیار بزرگ‌تر از محرک اولیه باشد. افزایش اندک بارش یا دما می‌تواند در منطقه‌ای ناپایدار، مجموعه‌ای از حوادث پی‌درپی و ویرانگر ایجاد کند.

حتی مناطقی که در طول تاریخ از نظر زمین‌شناختی آرام بوده‌اند، ممکن است با ادامه گرمایش جهانی فعال‌تر شوند. گرینلند یکی از مهم‌ترین نمونه‌هاست.

ضخامت پوشش یخی گرینلند در برخی نقاط به دو تا سه کیلومتر می‌رسد. وزن این یخ‌ها برای هزاران سال مانع حرکت آزادانه برخی گسل‌های زیرین شده است. اکنون با ذوب‌شدن یخ و کاهش فشار واردشده بر پوسته، افزایش فعالیت‌های لرزه‌ای در آینده دور از انتظار نیست.

ایسلند و احتمال افزایش فعالیت آتشفشانی

ایسلند نیز از مناطقی است که باید با دقت زیر نظر گرفته شود. عقب‌نشینی سریع صفحه یخی واتنایوکول، وزن واردشده بر سامانه‌های آتشفشانی زیر آن را کاهش می‌دهد و بر اساس برخی پیش‌بینی‌ها، می‌تواند فعالیت آتشفشان‌های پنهان در زیر یخ را افزایش دهد.

فوران آتشفشان ایافیاتلایوکوتل در سال ۲۰۱۰ و اختلال گسترده‌ای که خاکستر آن در پروازهای اروپا ایجاد کرد، تصویری از پیامدهای احتمالی افزایش فعالیت آتشفشانی در ایسلند ارائه می‌دهد. وقوع رویدادی مشابه می‌تواند بار دیگر حمل‌ونقل هوایی بریتانیا و شمال اروپا را با آشفتگی گسترده روبه‌رو کند.

گرمایش جهانی فقط دمای هوا را تغییر نمی‌دهد

رفتار ناپایدارتر زمین نشان می‌دهد که گرمایش جهانی پدیده‌ای فراگیر است و اثر آن به موج‌های گرما، خشکسالی، آتش‌سوزی یا بالاآمدن سطح دریا محدود نمی‌شود. این بحران می‌تواند ساختارهای زمین‌شناختی را نیز تحت‌تأثیر قرار دهد و وارد همه ابعاد زندگی و معیشت انسان شود.

فاجعه نپال و تبت، از نگاه مک‌گوایر، هشداری است که نباید نادیده گرفته شود: ذوب برف و یخ فقط چشم‌انداز کوهستان‌ها را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند مجموعه‌ای از سیلاب‌ها، زمین‌لغزش‌ها، زمین‌لرزه‌ها و دیگر مخاطرات را فعال کند و هیچ منطقه‌ای از پیامدهای آن کاملا مصون نخواهد بود.

بیل مک‌گوایر استاد بازنشسته مخاطرات ژئوفیزیکی و اقلیمی در دانشگاه کالج لندن و نویسنده کتاب «سرنوشت جهان؛ تاریخ و آینده بحران اقلیمی» است. این مطلب ترجمه و تنظیم یک یادداشت تحلیلی است و دیدگاه‌های مطرح‌شده در آن به نویسنده تعلق دارد.

منبع خبر
درباره نویسنده

به توسعه پایدار و مسئولیت اجتماعی علاقه‌مندم و باور دارم آینده جامعه فقط با ایجاد تعادل بین اقتصاد، جامعه و محیط‌زیست ساخته می‌شود. سعی می‌کنم در حد توانم با کار و فعالیت‌هایم اثر مثبتی بگذارم و به افزایش آگاهی درباره پایداری، عدالت اجتماعی و مسئولیت‌پذیری در کسب‌وکارها و نهادهای اجتماعی کمک کنم.

از خبر تا اثر

پایگاه خبری و تحلیلی گزارش سبز

رسانه‌ای داده‌محور در حوزه توسعه پایدار، محیط‌زیست، اقتصاد پایدار، سیاست‌گذاری و مسئولیت اجتماعی.

مجوزها و اعتبار

مجوز انتشار شماره ۱۰۰۸۶۱؛ برای استعلام روی نشان‌ها کلیک کنید.

با عشق برای ایران