نکات کلیدی خبر
- بریتانیا پس از ثبت گرمترین تابستان تاریخ خود همچنان در بخشهایی از کشور با خشکسالی مواجه است.
- همزمان، بارشهای شدید پاییزی خطر سیلاب را افزایش دادهاند.
- بخش مهمی از آب بارندگی در شهرها بهسرعت از طریق شبکههای زهکشی خارج میشود و برای دورههای خشک ذخیره نمیشود.
- خاک، یکی از مهمترین مخازن طبیعی آب، نقش کلیدی در کاهش رواناب و حفظ منابع آب دارد.
- تالابها، باغهای بارانی، سطوح نفوذپذیر و دشتهای سیلابی میتوانند آب را کندتر کرده و همزمان ریسک سیلاب و کمآبی را کاهش دهند.
بریتانیا در فاصلهای کوتاه میان دو وضعیت متضاد قرار گرفته است؛ خشکسالی پس از گرمترین تابستان ثبتشده در کشور و بارشهای شدید در آغاز پاییز. این وضعیت نشان میدهد بحران آب دیگر صرفاً مسئله کمبود منابع نیست، بلکه به ظرفیت ذخیره و مدیریت آب نیز وابسته است.
آب زیاد؛ اما نه لزوماً آب قابل استفاده
پس از تابستانی گرم و کمبارش، بخشهایی از بریتانیا همچنان در شرایط خشکسالی قرار دارند و کاهش ذخایر آب، از جمله افت سطح مخازن و اعمال محدودیت مصرف، فشار بر منابع را افزایش داده است.
در همین شرایط، آغاز بارشهای شدید پاییزی خطر سیلاب را بالا برده است. این تناقض از یک واقعیت مهم ناشی میشود: آب باران لزوماً در همان زمانی که به آن نیاز داریم، در دسترس نمیماند.
سیستم فعلی در بسیاری از مناطق، آب اضافی را در دورههای پربارش با سرعت زیادی از محیط خارج میکند؛ در حالی که همان منطقه ممکن است چند ماه بعد با کمبود آب مواجه شود.
خاک؛ مخزن طبیعی آب
خاک سالم میتواند مقدار قابل توجهی از آب بارندگی را در خود نگه دارد و آن را بهتدریج آزاد کند. در مقابل، خاک فشرده یا بهشدت خشکشده، نفوذپذیری پایینتری دارد و میتواند رواناب سطحی را افزایش دهد.
اما یک نکته مهم در تحلیل دادههای خشکسالی و سیلاب وجود دارد: خشک بودن خاک بهتنهایی عامل اصلی سیلابهای زمستانی نیست. در دورههای بارش طولانی، زمانی که خاک از قبل اشباع شده باشد، آب جدید فرصت نفوذ کمتری پیدا میکند و سریعتر وارد رودخانهها میشود.
از سوی دیگر، شرایط نامناسب خاک میتواند مستقیماً بر تولید کشاورزی اثر بگذارد. هم خشکی شدید و هم آبماندگی، عملکرد محصولات را کاهش میدهند و در نهایت میتوانند فشار بیشتری بر قیمت مواد غذایی وارد کنند.
شهرها؛ آب را دفع میکنند، نه ذخیره
یکی از نقاط ضعف مهم در مدیریت آب شهری، شبکههای قدیمی زهکشی و فاضلاب است. این شبکهها عمدتاً برای انتقال سریع آب از مناطق شهری طراحی شدهاند.
نتیجه این رویکرد میتواند paradoxical باشد: یک شهر ممکن است هنگام بارش شدید با آبگرفتگی مواجه شود، اما چند ماه بعد همان منطقه برای مقابله با خشکسالی به محدودیت مصرف آب برسد.
در مدل مدیریت آب شهری جدید، هدف صرفاً تخلیه آب نیست؛ بلکه بخشی از آب باید در همان محل بارش نگه داشته شود. سطوح نفوذپذیر، باغهای بارانی و فضاهای ذخیره موقت آب از جمله ابزارهای این رویکرد هستند.
رودخانهها؛ مسیرهای متفاوت برای یک قطره آب
در یک حوضه آبریز، سرعت حرکت آب یکسان نیست. بخشی از آب باران میتواند در مدت چند ساعت وارد رودخانه شود و به سمت دریا حرکت کند؛ بخشی در خاک باقی میماند و بخشی نیز به لایههای عمیق زمین نفوذ میکند و ممکن است سالها بعد دوباره به سطح برسد.
این تفاوت زمانی اهمیت زیادی دارد:
سیلاب = واکنش سریع سیستم به حجم بالای آب
خشکسالی = تخلیه تدریجی ذخایر آب در دوره کمبارشی
بنابراین مدیریت آب باید هر دو مقیاس زمانی را همزمان در نظر بگیرد.
راهکار؛ کند کردن آب
بر اساس این تحلیل، راهکار صرفاً ساخت دیوارهای سیلابی یا افزایش ظرفیت شبکههای انتقال آب نیست. بخشی از راهحل باید به نگهداشتن آب در طبیعت و محل بارش اختصاص پیدا کند.
احیای تالابها، ایجاد دشتهای سیلابی، استفاده از سدهای نشتکننده و بازگرداندن پیچوخم طبیعی رودخانهها میتواند سرعت حرکت آب را کاهش دهد. این اقدامات از یک سو اوج جریان رودخانه را پایین میآورند و از سوی دیگر، امکان باقی ماندن آب بیشتری را برای ماههای خشک فراهم میکنند.
از «کنترل آب» به «مدیریت آب»
تجربه بریتانیا نشان میدهد در شرایط تغییر اقلیم، مسئله آب را نمیتوان صرفاً با دو شاخص «کمآبی» یا «پرآبی» سنجید. زمان، مکان و سرعت حرکت آب نیز به اندازه حجم آن اهمیت دارند.
اگر آب بارندگی در زمان مناسب ذخیره نشود، یک بارش شدید میتواند به سیلاب تبدیل شود و همان آب، چند ماه بعد در قالب کمبود منابع آب احساس شود. به همین دلیل، افزایش ظرفیت طبیعی و شهری برای جذب و ذخیره آب میتواند یکی از محورهای اصلی سازگاری با اقلیم متغیر باشد.