نکات کلیدی
- بخش بزرگی از انگلستان رسماً در وضعیت خشکسالی قرار گرفته و کشاورزان از خشکی خاک و نامناسببودن وضعیت محصولات خبر میدهند.
- تنها حدود ۱۶ درصد میوه و کمی بیش از نیمی از سبزیجات مصرفی بریتانیا در داخل این کشور تولید میشود.
- حدود ۷۰ درصد گلخانههای تجاری بریتانیا بیش از ۴۰ سال قدمت دارند.
- خودکفایی غذایی بریتانیا طی سالهای گذشته در محدوده ۶۰ درصد باقی مانده است.
- پژوهشگران پیشنهاد کردهاند «شاخص تابآوری غذایی» برای شناسایی ضعفهای نظام تولید و تأمین غذا طراحی شود.
- خشکسالی و موج گرما بیش از آنکه علت اصلی بحران باشند، ضعفهای انباشتهشده نظام غذایی را آشکار میکنند.
خشکسالی گسترده در انگلستان، علاوه بر کاهش ذخایر آب، برداشت محصولات کشاورزی و عرضه میوه و سبزیجات را تهدید میکند؛ وضعیتی که ضعف زیرساختهای تولید غذا و وابستگی بریتانیا به واردات را بیش از گذشته آشکار کرده است.
به گزارش پایگاه خبری گزارش سبز، بخش بزرگی از انگلستان اکنون رسماً در وضعیت خشکسالی قرار دارد. شرکتهای آب بهدقت سطح ذخایر سدها را زیر نظر گرفتهاند و کشاورزان نیز از خشکشدن خاک و نامناسببودن وضعیت محصولات زراعی خبر میدهند. ممکن است بهزودی محدودیتهای بیشتری، از جمله مقررات مربوط به چرای دام، به اجرا گذاشته شود.
آب در بریتانیا بهعنوان بخشی از زیرساخت حیاتی ملی شناخته میشود، اما خشکسالی فقط منابع آب را تهدید نمیکند. این پدیده، تابآوری نظام غذایی وابسته به آب را نیز در معرض آزمونی جدی قرار میدهد.
برای بیشتر مردم، پیامد این وضعیت در فروشگاهها نمایان میشود؛ زمانی که قفسه خیار خالی است، گوجهفرنگی با قیمت بیشتری عرضه میشود یا تنوع سبزیجات تازه کاهش مییابد. چنین صحنههایی در سالهای اخیر بیش از گذشته تکرار شدهاند. مصرفکنندگان قفسههای خالی را میبینند، افزایش قیمتها را میپذیرند و سپس به زندگی روزمره خود ادامه میدهند.
اما پرسش اساسی این است که چرا وقوع چنین اتفاقاتی هنوز بسیاری از مردم را غافلگیر میکند؟
حلقه مفقوده پایش نظام غذایی
بریتانیا بسیاری از نظامهایی را که زندگی روزمره جامعه به آنها وابسته است، با دقت پایش میکند. آمار تورم هر ماه، فهرست انتظار خدمات سلامت ملی هر هفته و وضعیت ذخایر سدها نیز بهطور منظم منتشر میشود. این شاخصها نشان میدهند که آیا نظامهای حیاتی کشور در حال تقویت یا تضعیف هستند.
چنین اطلاعاتی همچنین پیش از آنکه مشکلات گسترش پیدا کنند، ضرورت مداخله را آشکار میکنند. با وجود این، نظام غذایی شرایط متفاوتی دارد. معمولاً تابآوری این نظام تنها زمانی ارزیابی میشود که مشکلی به وجود آمده باشد.
این رویکرد درباره موضوعی به بنیادیبودن غذا عجیب به نظر میرسد. غذا بهاندازه خدمات درمانی، انرژی و آب ضروری است، اما بریتانیا هنوز شاخص ساده و مشخصی ندارد که نشان دهد توانایی این کشور برای تولید و تأمین غذا در طول زمان بیشتر یا کمتر شده است.
بخشی از مشکل به این موضوع بازمیگردد که «امنیت غذایی» اغلب با «تابآوری غذایی» اشتباه گرفته میشود.
امنیت غذایی به این معناست که مردم به غذای کافی، سالم و مغذی دسترسی داشته باشند. تابآوری غذایی اما مفهوم متفاوتی دارد و به توانایی نظام غذایی برای ادامه فعالیت در زمان بروز اختلال اشاره میکند؛ اختلالی که ممکن است بر اثر آبوهوای حدی، بیثباتی ژئوپلیتیکی، شیوع بیماریها یا نوسان بازارهای انرژی ایجاد شود.
در علوم طبیعی، تابآوری اغلب توانایی یک نظام برای جذب اختلال و حفظ کارکرد اصلی خود تعریف میشود. با این حال، همین منطق که بهطور معمول برای اکوسیستمهای طبیعی به کار گرفته میشود، بهندرت درباره نظام غذایی مورد استفاده قرار میگیرد؛ نظامی که ادامه حیات جامعه به آن وابسته است.
امنیت غذایی بدون تابآوری
ممکن است یک کشور در ظاهر از امنیت غذایی برخوردار باشد، اما در پس این ظاهر، تابآوری نظام غذایی آن بهتدریج کاهش پیدا کند. وابستگی فزاینده به واردات، فرسودگی زیرساختهای تولید، آسیبپذیری در برابر افزایش قیمت انرژی و کاهش سرمایهگذاری داخلی شاید بلافاصله بر مصرفکنندگان تأثیر نگذارند، اما در کنار یکدیگر نظام غذایی را هنگام وقوع بحران آسیبپذیرتر میکنند.
بریتانیا نمونه روشنی از این وضعیت است. نرخ کلی خودکفایی غذایی این کشور سالهاست در محدوده ۶۰ درصد باقی مانده، اما تنها حدود ۱۶ درصد میوه مصرفی بریتانیا در داخل تولید میشود. همچنین کمی بیش از نیمی از سبزیجات مورد نیاز این کشور منشأ داخلی دارند.
در نتیجه، تأمین میوه و سبزیجات تازه بریتانیا بهشدت به زنجیرههای تأمین بینالمللی وابسته است؛ زنجیرههایی که بیش از گذشته در معرض رخدادهای اقلیمی شدید و بیثباتیهای ژئوپلیتیکی قرار گرفتهاند.
پژوهشهای اخیر گروه نویسنده این مقاله نشان میدهد ۷۰ درصد گلخانههای تجاری بریتانیا بیش از ۴۰ سال قدمت دارند. بخش بزرگی از زیرساختهای مسئول تولید میوه و سبزیجات تازه، چند دهه قبل ساخته شدهاند و اکنون به پایان عمر طراحیشده خود نزدیک میشوند. با وجود این، سرمایهگذاری برای نوسازی آنها از بسیاری از رقبای بینالمللی بریتانیا عقب مانده است.
هیچکدام از این آمارها بهتنهایی از وقوع قریبالوقوع یک بحران حکایت نمیکنند، اما قرارگرفتن آنها در کنار یکدیگر، تصویری نگرانکننده از وضعیت نظام غذایی ارائه میدهد. چنین رویکردی پیشتر در سایر بخشها پذیرفته شده است.
پزشک برای تشخیص وضعیت بیمار تنها به یک اندازهگیری اکتفا نمیکند، بلکه فشار خون، ضربان قلب، کلسترول و شاخصهای دیگر را در کنار یکدیگر قرار میدهد. اقتصاد نیز فقط بر اساس تولید ناخالص داخلی سنجیده نمیشود و سیاستگذاران همزمان تورم، بیکاری و بهرهوری را بررسی میکنند.
پیشنهاد یک شاخص جدید
نظامهای پیچیده به مجموعهای از شاخصها نیاز دارند. به همین دلیل، زمان آن رسیده است که بریتانیا تدوین «شاخص تابآوری غذایی» را بررسی کند.
ایده اصلی این شاخص نسبتاً ساده است. بخش عمده اطلاعات مورد نیاز از قبل جمعآوری میشود. نهادهای دولتی، تولیدات کشاورزی، تجارت، وضعیت آبوهوا، منابع آب و انرژی را پایش میکنند. فعالان صنعتی از شرایط زیرساختها، سرمایهگذاری، ظرفیت تولید و میزان اطمینان تولیدکنندگان آگاه هستند. پژوهشگران نیز خطرات اقلیمی، زنجیرههای تأمین و نظامهای غذایی را تحلیل میکنند.
بنابراین، مشکل اصلی کمبود داده نیست؛ بلکه اطلاعات موجود بهصورت پراکنده نگهداری میشوند و ارتباط مؤثری میان آنها وجود ندارد.
صنعت هوانوردی نمونه مقایسهای مناسبی ارائه میدهد. شرکتهای هواپیمایی برای تشخیص ایمنی یک هواپیما منتظر از کار افتادن موتور نمیمانند. هزاران متغیر بهطور پیوسته اندازهگیری میشود. افزایش اندک لرزش موتور یا مصرف سوخت به معنای ناایمنبودن هواپیما در همان روز نیست، اما میتواند نشان دهد که هواپیما بهزودی به تعمیر و نگهداری نیاز خواهد داشت.
هدف این است که ضعفهای در حال شکلگیری، مدتها پیش از تبدیلشدن به خرابی شناسایی شوند. نظام غذایی نیز شایسته برخورداری از چنین رویکردی است.
شاخصی میان صفر تا ۱۰۰
شاخص تابآوری غذایی نباید تنها بر یک آمار متکی باشد. این شاخص میتواند مجموعهای از معیارها را که وضعیت نظام غذایی را منعکس میکنند، در کنار یکدیگر قرار دهد.
بخشی از معیارها میتواند ظرفیت تولید را اندازهگیری کند؛ از جمله میزان تولید داخلی میوه و سبزیجات، نوسازی زیرساختهای گلخانهای و مساحت زمینهایی که همچنان در چرخه تولید تجاری قرار دارند.
گروهی دیگر از شاخصها میتواند میزان مواجهه با تهدیدهای خارجی را ارزیابی کند؛ از جمله وابستگی به واردات، تنوع شرکای تجاری و هزینههای انرژی. گروه سوم نیز میتواند تابآوری آینده را بسنجد و سرمایهگذاری در زیرساختهای جدید، استفاده از فناوری، دسترسی به آب، ظرفیت نیروی انسانی و اعتماد فعالان اقتصادی را بررسی کند.
هر یک از این معیارها را میتوان استانداردسازی و در نهایت در قالب امتیازی واحد، برای مثال عددی میان صفر تا ۱۰۰، ترکیب کرد. چنین روشی اکنون نیز در طراحی شاخصهای ترکیبی برای ارزیابی عملکرد اقتصادی، کیفیت محیط زیست و توسعه انسانی مورد استفاده قرار میگیرد.
با این حال، اهمیت اصلی این شاخص فقط در امتیاز نهایی آن نیست. بررسی اجزای تشکیلدهنده شاخص نشان خواهد داد که چرا تابآوری نظام غذایی در حال افزایش یا کاهش است.
کاهش امتیاز تابآوری میتواند هشداری درباره افزایش خطر رشد قیمت مواد غذایی، وابستگی بیشتر به واردات و تکرار اختلالهای عرضه باشد. این شاخص به دولت کمک میکند پیش از تبدیلشدن مشکلات به بحران، سرمایهگذاریها را به بخشهای ضروری هدایت کند. همچنین میتواند پیش از خالیشدن قفسه فروشگاهها، علت تغییر قیمت مواد غذایی را برای مصرفکنندگان توضیح دهد.
خشکسالی؛ ماشه بحران، نه علت اصلی
خشکسالی کنونی یادآوری میکند که رویدادهای آبوهوایی شدید در آینده بیشتر تکرار خواهند شد. با این حال، خشکسالی، موج گرما و سیل اغلب ماشه بحران هستند، نه علت بنیادی آن.
این رویدادها مانند چراغ هشدار روی صفحه کنترل هواپیما، ضعفهایی را آشکار میکنند که سالها بهصورت پنهان در حال شکلگیری بودهاند.
پایش تابآوری نظام غذایی نمیتواند مانع همه اختلالها شود، اما امکان شناسایی زودهنگام نقاط ضعف را فراهم میکند. چنین اقدامی فرصت بیشتری در اختیار دولت، تولیدکنندگان و زنجیرههای تأمین قرار میدهد تا پیش از وقوع خشکسالی یا شوک بعدی، نظام غذایی را تقویت کنند.

