نکات کلیدی:
- بلوط کهنسال «میجر اوک» در جنگل شروود انگلستان پس از ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ سال عمر، مرده اعلام شد.
- این درخت با افسانه رابینهود پیوند داشت و سالانه گردشگران زیادی را به جنگل شروود جذب میکرد.
- کارشناسان، ترکیبی از گردشگری سنگین، تغییرات اقلیمی، گرما و خشکسالی، فشردگی خاک و مداخلات نادرست حفاظتی را عامل مرگ آن میدانند.
- خاک اطراف درخت بر اثر تردد میلیونها بازدیدکننده تا عمق نزدیک به چهار فوت فشرده شده بود.
- با وجود مرگ درخت، میجر اوک همچنان بخشی از زیستبوم جنگل شروود باقی میماند و بلوطهای آن در نقاط مختلف بریتانیا کاشته شدهاند.
پایان زندگی بلوط افسانهای شروود
بلوط کهنسال «میجر اوک» در جنگل شروود انگلستان، درختی که قرنها پیش از افسانه رابینهود، جنگها، سلطنتها و تحولات تاریخی بریتانیا را از سر گذرانده بود، مرده اعلام شد؛ درختی ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ ساله که به گفته حافظان محیطزیست، نه به دلیل یک عامل واحد، بلکه بر اثر مجموعهای از فشارهای انسانی، اقلیمی و مداخلات نادرست حفاظتی از پا درآمد.
به گزارش پایگاه خبری گزارش سبز، به نقل از نیویورکتایمز، انجمن سلطنتی حمایت از پرندگان بریتانیا، به عنوان نهاد خیریه فعال در حوزه حفاظت از طبیعت، روز پنجشنبه مرگ این درخت تاریخی را اعلام کرد.
میجر اوک، درختی بود که در روزگار شیوع طاعون سیاه در انگلستان رشد میکرد، دوران جنگهای رزها را پشت سر گذاشت و بر جنگل شروود سایه انداخت؛ جنگلی که نام آن با روایتهای عامیانه رابینهود گره خورده است.
این درخت در طول عمر طولانی خود، دوران سلطنت شش هنری، شش جورج و دو الیزابت را پشت سر گذاشت و به یکی از نمادهای زنده تاریخ طبیعی و فرهنگی بریتانیا تبدیل شد.
درختی با تنهای ۱۱ متری و افسانهای بزرگتر از خود
میجر اوک به نام یک افسر بازنشسته ارتش که در اواخر قرن هجدهم در این منطقه ساکن شده بود، نامگذاری شد. این درخت به مرور به ابعادی عظیم رسید؛ تنه پیچخورده آن محیطی حدود ۳۶ فوت، معادل نزدیک به ۱۱ متر داشت.
اما شهرت این درخت فقط به بزرگی و قدمت آن محدود نبود. بر اساس روایتهای محلی، تنه پهن و توخالی میجر اوک پناهگاهی برای رابینهود یا محل پنهان کردن غنایم او بوده است. هرچند این روایت، حتی با معیارهای اسطورهای بودن شخصیت رابینهود نیز چندان محتمل به نظر نمیرسد، اما همین افسانه، درخت را به مقصدی مهم برای گردشگران تبدیل کرد.
در اوج رشد، تاج این بلوط تا ۹۱ فوت، معادل حدود ۲۸ متر گسترش داشت. با این حال، در سالهای اخیر درخت بهتدریج کوچکتر و ضعیفتر شده بود. ریشههای آن تحلیل رفته و خاک اطرافش، به گفته مسئولان حفاظت از جنگل، به محیطی نامناسب و «خصمانه» برای ادامه حیات درخت تبدیل شده بود.
پنج سال آخر؛ نشانههای خاموشی یک درخت کهنسال
حافظان درخت میگویند میجر اوک در پنج سال گذشته نشانههای آشکاری از ضعف نشان داده بود. در سال ۲۰۲۵، دستگاههای دندرومتر که برای پایش رشد و فعالیت درخت به آن متصل شده بودند، فقط «زمزمههایی از فعالیت» را ثبت کردند؛ نشانهای که از کاهش شدید حیات درونی درخت حکایت داشت.
در بهار امسال، زمانی که هیچ جوانه و برگی روی تاج درخت ظاهر نشد، متولیان حفاظت از جنگل شروود آن را مرده اعلام کردند.
کلوئی رایدر، مدیر املاک جنگل شروود برای انجمن حفاظت از پرندگان، گفت آنان تا آخرین لحظه منتظر نشانهای از زندگی در تاج درخت بودند. به گفته او، تیم حفاظت میخواست به درخت فرصت بیشتری بدهد، اما دیگر نشانهای از بازگشت حیات دیده نشد.
گردشگری سنگین و خاکی که دیگر نفس نمیکشید
یکی از مهمترین عوامل فرسایش میجر اوک، تردد میلیونها بازدیدکننده در اطراف آن بود. رگ هریس، درختپزشک متخصص درختان کهنسال، میگوید فشار قدمهای گردشگران، خاک شنی اطراف درخت را تا عمق نزدیک به چهار فوت فشرده کرده بود.
این فشردگی، خاک را به تودهای سخت و سنگمانند تبدیل کرده بود؛ وضعیتی که باعث میشد ریشهها نتوانند آب و مواد مغذی کافی دریافت کنند.
هریس که یکی از آخرین افرادی بود که همراه با متخصصان از این درخت بالا رفت، معتقد است تلاشهای نادرست برای نجات درخت نیز در طول سالها به آن آسیب زده است. به گفته او، در دورههای مختلف از آهن، سرب، فایبرگلاس و حتی بتن برای ترمیم یا نگهداری درخت استفاده شده بود؛ موادی که بعدها مشخص شد بیش از آنکه کمککننده باشند، به ساختار طبیعی درخت آسیب زدهاند.
تغییرات اقلیمی و تابستانهایی که درخت تحمل نکرد
میجر اوک در شرایطی وارد سالهای پایانی حیات خود شد که بریتانیا با موجهای گرمای بیسابقه و تابستانهای خشک و داغ مواجه بود. درختی که ریشههایش ضعیف شده و خاک اطرافش توان نگهداری آب و مواد غذایی را از دست داده بود، دیگر توان مقابله با فشارهای اقلیمی جدید را نداشت.
رگ هریس میگوید تغییرات اقلیمی با سرعتی پیش چشم ما در حال رخ دادن است و به نظر میرسد برخی از این درختان بسیار کهنسال نمیتوانند خود را با این سرعت سازگار کنند.
مرگ میجر اوک از نگاه کارشناسان، نمونهای روشن از تأثیر همزمان فشار انسانی و تغییرات اقلیمی بر میراث طبیعی است؛ میراثی که اگرچه قرنها دوام آورده، اما در برابر ترکیب گردشگری بیضابطه، خطاهای حفاظتی و گرمایش زمین آسیبپذیر شده است.
از طرحهای قرن نوزدهم تا گردشگری عصر ویکتوریا
نخستین سند ثبتشده از میجر اوک به سرگرد هایمن روک بازمیگردد؛ افسر بازنشستهای که در این منطقه ساکن شد و نام او بعدها با درخت پیوند خورد.
طرحهایی که او از این بلوط کشید، همراه با گسترش راهآهن در دوره ویکتوریا، زمینهساز شکلگیری گردشگری اولیه در جنگل شروود شد. مردم برای دیدن جنگلی که با رابینهود، دزد شریف و قهرمان افسانهای پیوند داشت، به این منطقه میآمدند؛ اما عظمت خود درخت نیز بهتنهایی آن را به پدیدهای گردشگری تبدیل کرد.
میجر اوک به مرور از یک درخت کهنسال به یک نماد ملی بدل شد؛ نمادی که هم روایتهای عامیانه، هم تاریخ طبیعی و هم فرهنگ گردشگری بریتانیا را در خود جمع کرده بود.
تلاشهایی که به جای نجات، آسیب زدند
رگ هریس، درختپزشک و علاقهمند جدی به درختان کهنسال، مجموعهای از کارتپستالهای قدیمی را گردآوری کرده که تغییرات میجر اوک و مداخلات مختلف برای حفظ آن را نشان میدهد.
حدود ۱۲۰ سال پیش، پس از آنکه احتمالاً طوفانی به درخت آسیب زد، صفحاتی از سرب روی زخمهای درخت نصب شد تا مانع نفوذ آب شود. در عکسهایی از بازدیدکنندگان قرن نوزدهم، این فلز براق روی تنه درخت دیده میشود. بعدها این صفحات با پوششهای فایبرگلاس جایگزین شد که هنوز هم بخشی از آن قابل مشاهده است.
تصویری مربوط به حدود سال ۱۹۰۴، آهنگرانی را نشان میدهد که میلهها و مهارهای آهنی برای نگهداری تاج درخت ساخته بودند. زمانی که متخصصان امروزی متوجه آسیب ناشی از این میلهها شدند، دیگر امکان خارج کردن آنها بدون آسیب بیشتر وجود نداشت.
در دهه ۱۹۷۰، برای محافظت از خاک، حصاری اطراف درخت کشیده شد. همزمان، پایههای چوبی بزرگی شبیه تیرهای تلگراف برای حمایت از شاخهها نصب شد و در دهه ۱۹۸۰ پایههای بیشتری به آن افزوده شد. در اوایل دهه ۲۰۰۰، این پایهها با تیرهای فلزی دارای پایههای سیمانی جایگزین شدند؛ اقدامی که به درختی که قرار بود نجات داده شود، آسیب بیشتری وارد کرد.
در سالهای اخیر نیز تلاش برای بهبود خاک با استفاده از مالچ خردهچوب، به ایجاد محیطی مناسب برای رشد قارچ عسلی آرمیلاریا انجامید؛ قارچی که میتواند درختان را از بین ببرد.
هریس مرگ میجر اوک را نتیجه «شبکهای از عوامل» میداند؛ ترکیبی از زخمهای قدیمی، مداخلات اشتباه، فشار گردشگری، بیماری، فرسایش خاک و تغییرات اقلیمی.
سایهای که همچنان بر جنگل میماند
با وجود مرگ میجر اوک، انتظار میرود بسیاری از مردم همچنان برای دیدن آن به جنگل شروود بروند؛ حتی زمانی که آفتاب بهآرامی پوست درخت را رنگپریدهتر کند.
راب براکلی، مدرس آموزش تاریخی و اجراگر قرون وسطایی در گروهی به نام «قانونشکنان شروود» که در نقش رابینهود ظاهر میشود، میگوید همچنان تورهای خود را به سوی «خانه معنوی» این راهزن افسانهای هدایت خواهد کرد.
او میگوید اندوهبار است که دیگر هرگز تاج درخت را پوشیده از برگ نخواهد دید، اما میجر اوک همچنان بر کف جنگل سایه خواهد انداخت.
به گفته کارشناسان، حتی پس از مرگ نیز این درخت بخشی از زیستبوم جنگل شروود باقی میماند. چوب مرده آن میتواند زیستگاه گونههای مختلف باشد و بلوطهای بهجامانده از آن نیز در نقاط گوناگون بریتانیا کاشته شدهاند؛ نشانهای از اینکه زندگی میجر اوک، هرچند در شکل اصلی خود پایان یافته، اما در نسلهای بعدی ادامه خواهد داشت.

