نکات کلیدی
- پژوهشی جدید نشان میدهد جنگلهای آراکاریا در جنوب برزیل تنها تحت تأثیر اقلیم شکل نگرفتهاند.
- جوامع بومی «ژِ جنوبی» طی حدود ۲ هزار سال گذشته نقش مهمی در مدیریت و شکلدهی این جنگلها داشتهاند.
- دادههای گرده گیاهی، زغال باستانی، شواهد باستانشناسی و مدلهای اقلیمی در این تحقیق با یکدیگر ترکیب شدهاند.
- تعامل میان تغییرات اقلیمی و مدیریت آتش، عامل اصلی گسترش یا عقبنشینی جنگلها بوده است.
- پژوهشگران معتقدند حفاظت از این اکوسیستم بدون مشارکت جوامع بومی امکانپذیر نخواهد بود.
پژوهشی تازه نشان میدهد جنگلهای آراکاریا در ارتفاعات جنوب برزیل حاصل هزاران سال تعامل میان تغییرات اقلیمی و مدیریت هوشمندانه جوامع بومی هستند. این یافتهها روایت قدیمی مبنی بر نقش انحصاری اقلیم در گسترش جنگلها را به چالش میکشد و میتواند مسیر تازهای برای حفاظت از یکی از ارزشمندترین اکوسیستمهای جهان ارائه دهد.
ارتفاعات جنوب برزیل، برخلاف تصویری که اغلب از جنگلهای بارانی آمریکای جنوبی در ذهن وجود دارد، منطقهای با بادهای سرد، یخبندانهای سنگین و دماهای زیر صفر است. در این فلات مرتفع، یکی از منحصربهفردترین اکوسیستمهای جهان شکل گرفته است؛ موزاییکی از جنگلهای آراکاریا و چمنزارهای «کامپوس» که میلیونها سال قدمت دارند.
درختان آراکاریا، که خویشاوند نزدیک درختان «مانکی پازل» هستند، از بازماندگان یکی از کهنترین تیرههای گیاهی زمین محسوب میشوند و اجداد آنها زمانی غذای دایناسورها را تأمین میکردند. با این حال، طی حدود ۱۵۰ سال گذشته، توسعه کشاورزی و بهرهبرداری گسترده از چوب باعث نابودی بخش بزرگی از این چشمانداز طبیعی شده است. افزون بر این، تغییرات اقلیمی نیز شرایط خنک و مرطوب مورد نیاز این اکوسیستم را به سرعت کاهش داده است.
بازخوانی ۶ هزار سال تاریخ جنگل
پژوهشگران در مطالعهای بینالمللی برای بازسازی تاریخ این منطقه، از مجموعهای از روشهای علمی استفاده کردند. آنها گردههای گیاهی و ذرات بسیار ریز زغال باقیمانده در لایههای باتلاقی را بررسی کردند تا تغییرات پوشش گیاهی و وقوع آتشسوزیها را در طول هزاران سال گذشته بازسازی کنند.
نتایج این دادهها با یافتههای باستانشناسی، اطلاعات مربوط به بارندگیهای گذشته که از رسوبات یک غار نزدیک به دست آمده بود و همچنین مدلهای رایانهای تغییرات اقلیمی مقایسه شد. هدف این بود که مشخص شود اگر تنها اقلیم عامل تغییرات جنگل بود، الگوی گسترش آن چگونه باید میبود.
نقش تعیینکننده بومیان ژِ جنوبی
منطقه جنگلهای آراکاریا مملو از محوطههای باستانشناسی متعلق به قوم «ژِ جنوبی» است. این جوامع حدود دو هزار سال پیش وارد این منطقه شدند و با ساخت سکونتگاههای گودالی، ایجاد سازههای خاکی آیینی و تغییر شیوه بهرهبرداری از سرزمین، چشمانداز طبیعی را دگرگون کردند.
پیشتر تصور میشد گسترش جنگلها تنها نتیجه تغییرات اقلیمی بوده است، اما برخی مطالعات جدید احتمال داده بودند که بومیان خود عامل اصلی توسعه جنگلها بودهاند.
تحقیق جدید نشان میدهد واقعیت بسیار پیچیدهتر از هر دو فرضیه است.
اقلیم، آتش و نقطههای واژگونی
بر اساس نتایج این پژوهش، در بیشتر مناطق، جنگلها دقیقاً در زمانهایی گسترش یافتند که شرایط اقلیمی مناسبتر شده بود. با این حال، این روند در سراسر منطقه یکنواخت نبود.
در بسیاری از نمونههای گرده گیاهی، افزایش پوشش جنگلی بسیار محدود بود، اما در برخی نقاط افزایش ناگهانی و چشمگیری مشاهده شد؛ حتی در مناطقی که فاصله کمی با یکدیگر داشتند.
پژوهشگران علت این تفاوت را در تعامل میان تغییرات اقلیمی و آتشسوزیهای طبیعی میدانند.
چمنزارهای کامپوس بهراحتی دچار آتشسوزی میشوند و این آتشها از رشد نهالهای درخت جلوگیری میکنند. در مقابل، جنگلهای بالغ آراکاریا مقاومت بیشتری در برابر آتش دارند.
در مناطقی که شرایط اقلیمی اندکی گرمتر و مرطوبتر شد، کاهش محدود آتشسوزی کافی بود تا جنگل از یک «نقطه واژگونی» عبور کند؛ فرایندی که باعث شد پوشش جنگلی به سرعت گسترش یابد و چمنزارها را تحت تأثیر قرار دهد.
نخستین شواهد مستقیم از مدیریت جنگل توسط انسان
یکی از مهمترین یافتههای پژوهش، کشف شواهد مستقیمی از دخالت انسان در مدیریت این اکوسیستم است.
در سه منطقه نزدیک به محوطههای باستانشناسی، پژوهشگران همزمان با مشاهده گرده فراوان آراکاریا، آثار گستردهای از آتش و همچنین گرده گیاهان زراعی را نیز شناسایی کردند.
این دادهها نشان میدهد ساکنان بومی احتمالاً از آتش برای پاکسازی بخشهایی از زمین و کشت محصولاتی مانند ذرت و لوبیا استفاده میکردند؛ آن هم در میان درختان آراکاریا و دیگر گونههای ارزشمند جنگلی.
برخلاف تصور رایج، این فعالیتها به نابودی جنگل منجر نشده، بلکه احتمالاً نوعی سامانه کشاورزی-جنگلداری پایدار ایجاد کرده بود که طی قرنها همراه با زندگی روستاهای بومی تکامل یافته است.
پژوهشگران معتقدند شواهد موجود نشان میدهد قوم ژِ جنوبی شاید جنگل را در سراسر منطقه گسترش نداده باشند، اما بدون تردید ساختار جنگلهای اطراف محل زندگی خود را شکل دادهاند.
هشداری برای آینده
نتایج این مطالعه تنها به گذشته مربوط نمیشود، بلکه پیام مهمی برای آینده حفاظت از این اکوسیستم دارد.
پژوهشگران هشدار میدهند با ادامه روند گرمتر و مرطوبتر شدن اقلیم جنوب برزیل، احتمال عبور دوباره این اکوسیستم از نقاط واژگونی افزایش مییابد؛ موضوعی که حفاظت همزمان از جنگلهای آراکاریا و چمنزارهای کامپوس را دشوارتر خواهد کرد.
از سوی دیگر، این تحقیق اهمیت نقش جوامع بومی امروزی از جمله قومهای «کاینگانگ» و «لاکلانئو شوکلنگ» را نیز برجسته میکند. به باور پژوهشگران، تجربه هزاران ساله این جوامع نشان میدهد میان حضور انسان و حفظ جنگل الزاماً تضادی وجود ندارد و سیاستهای حفاظتی آینده باید مشارکت فعال بومیان را در مدیریت این سرزمینها در نظر بگیرند.
دیدگاه کارشناسی
این پژوهش یکی از نمونههای مهم رویکرد نوین «بومشناسی تاریخی» محسوب میشود؛ رویکردی که نشان میدهد بسیاری از اکوسیستمهای ارزشمند جهان نه طبیعتی کاملاً دستنخورده، بلکه حاصل تعامل بلندمدت انسان و محیطزیست هستند. چنین یافتههایی میتواند در طراحی سیاستهای حفاظت از تنوع زیستی، بهویژه در مناطقی که جوامع بومی هنوز در آن حضور دارند، نقش مهمی ایفا کند.

