نکات کلیدی خبر
- سهم کشاورزی از برداشت آب شیرین ایران حدود ۹۲٫۲ درصد برآورد شده است.
- امنیت غذایی با خودکفایی کامل تفاوت دارد و دسترسی، استطاعت مالی و پایداری عرضه را نیز شامل میشود.
- مطالعهای در سال ۲۰۲۵، کشاورزی را عامل غالب کاهش ورودی رودخانههای حوضه دریاچه ارومیه معرفی کرد.
- افزایش راندمان آبیاری بدون سقف برداشت آب، الزاماً به احیای رودخانهها و آبخوانها منجر نمیشود.
- راهحل، ترکیبی از تولید راهبردی، الگوی کشت منطقهای، ذخایر غذایی و تجارت هدفمند است.
اصرار بر تولید همه محصولات در داخل، بدون توجه به ظرفیت آبخوانها، میتواند امنیت غذایی امروز را به بحران آب و خاک فردا تبدیل کند.
به گزارش پایگاه خبری گزارش سبز، مسئله کشاورزی ایران انتخاب میان «تولید داخلی» و «واردات» نیست؛ پرسش اصلی این است که چه محصولی، در کدام منطقه و با مصرف چه میزان آب باید تولید شود. تولید محصولی که به تخلیه آبخوان، فرونشست زمین و شور شدن خاک منجر شود، شاید در آمارهای کوتاهمدت خودکفایی ایجاد کند؛ اما ظرفیت تولید غذا در آینده را کاهش میدهد.
۹۲ درصد برداشت آب برای کشاورزی
در آخرین مجموعه داده سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد و بانک جهانی که در ژوئیه ۲۰۲۶ بهروزرسانی شده، سهم کشاورزی از کل برداشت آب شیرین ایران حدود ۹۲٫۲ درصد ثبت شده است. البته این شاخص «برداشت آب» را اندازهگیری میکند و نباید آن را دقیقاً معادل مصرف خالص دانست. دادههای آب ایران نیز عمدتاً دورهای و برآوردیاند و باید با احتیاط تفسیر شوند. (ourworldindata.org)
پیامد این فشار اکنون از زیر زمین به سطح رسیده است. یک مطالعه سراسری در سال ۲۰۲۵، ۱۰۶ پهنه فرونشست را در ایران شناسایی کرد که در مجموع ۳۱ هزار و ۴۰۰ کیلومترمربع وسعت داشتند. در این پژوهش، ۷۷ درصد فرونشستهای سریع با فعالیتهای کشاورزی همبستگی داشت و دستکم ۶۰ درصد تغییرشکل ثبتشده، برگشتناپذیر ارزیابی شد. (Wiley Online Library)
امنیت غذایی همان خودکفایی نیست
بر اساس تعریف فائو، امنیت غذایی زمانی برقرار است که همه مردم در همه زمانها به غذای کافی، سالم و مغذی دسترسی فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی داشته باشند. بنابراین، امنیت غذایی چهار بُعد دارد: موجودبودن غذا، دسترسی، امکان استفاده مناسب و ثبات عرضه. خودکفایی فقط میزان اتکای کشور به تولید داخلی را نشان میدهد. (AGROVOC)
کشوری ممکن است در تولید یک محصول خودکفا باشد، اما مردم به دلیل گرانی توان خرید آن را نداشته باشند. همچنین ممکن است تولید داخلی با برداشت ناپایدار از آب زیرزمینی ادامه یابد و چند سال بعد، همان ظرفیت تولید نیز از بین برود.
دریاچه ارومیه؛ سهم کشاورزی و اقلیم
پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ تغییرات ورودی رودخانههای حوضه دریاچه ارومیه را طی سالهای ۱۹۸۵ تا ۲۰۲۰ بررسی کرد، نشان داد بازگرداندن مصرف آب کشاورزی به شرایط پیش از سال ۱۹۹۹ میتوانست حدود ۶۶ درصد تغییر ورودی رودخانهها را توضیح دهد. سهم تغییر بارش ۲۵ درصد و تبخیر ۹ درصد برآورد شد. این ارقام نتیجه یک تحلیل سناریومحور هستند و نباید به کل ایران تعمیم داده شوند؛ اما وزن بالای تقاضای کشاورزی در این حوضه را نشان میدهند. (Scientific Reports)
عوامل مؤثر بر کاهش ورودی رودخانههای حوضه دریاچه ارومیه
برآورد سناریومحور برای دوره ۱۹۸۵ تا ۲۰۲۰
منبع: Scientific Reports، ۲۰۲۵ — ارقام حاصل تحلیل سناریومحور و مختص حوضه دریاچه ارومیهاند و نباید به کل ایران تعمیم داده شوند.
آبیاری نوین بهتنهایی کافی نیست
آبیاری دقیق میتواند در سطح مزرعه مؤثر باشد. یک مطالعه میدانی در حوضه ارومیه، کاهش ۴۱ درصدی آب آبیاری در سامانه قطرهای و ۱۴ درصدی در سامانه بارانی را ثبت کرد. با این حال، مطالعه دیگری در سال ۲۰۲۴ نشان داد توسعه سامانههای آبیاری بهتنهایی لزوماً ورودی دریاچه را افزایش نمیدهد؛ زیرا آب صرفهجوییشده ممکن است برای افزایش سطح زیرکشت یا تولید بیشتر مصرف شود. (Scientific Reports)
بنابراین، فناوری باید همراه با سهمیهبندی حجمی، کنتورهای قابلاعتماد، سقف برداشت در هر حوضه و جلوگیری از توسعه سطح زیرکشت اجرا شود.
کدام سیاست منطقیتر است؟
| رویکرد | مزیت | خطر اصلی | شرط موفقیت |
|---|---|---|---|
| خودکفایی حداکثری | کاهش بخشی از ریسک واردات | فشار بر آبخوانها و خاک | محدودشدن به محصولات واقعاً راهبردی |
| تولید راهبردی همراه با واردات | تعادل میان امنیت آب و غذا | ریسک تحریم، ارز و بازار جهانی | تنوع تأمینکنندگان و ذخایر مطمئن |
| الگوی کشت حوضهمحور | تطبیق تولید با ظرفیت آب | کاهش درآمد برخی کشاورزان | بیمه، خرید تضمینی و حمایت از تغییر معیشت |
| افزایش راندمان آبیاری | کاهش برداشت در سطح مزرعه | بازگشت مصرف از طریق توسعه کشت | سقف برداشت و کنترل سطح زیرکشت |
آب مجازی؛ واردات هدفمند، نه وابستگی کامل
واردات محصولات آببر در واقع واردات آبی است که برای تولید آنها در کشور مبدأ مصرف شده است. کشورهای خشک معمولاً از تجارت مواد غذایی برای کاهش فشار بر منابع داخلی استفاده میکنند؛ اما این راهبرد بدون ریسک نیست. وابستگی به یک کشور، نوسان قیمت، محدودیت ارزی و انتقال فشار زیستمحیطی به حوضههای آسیبپذیر دیگر از مخاطرات آن است. (Scientific Reports)
ازاینرو، سیاست مناسب برای ایران «واردات همهچیز» نیست؛ بلکه واردات هدفمند محصولات دارای ردپای بالای آب آبی، در کنار حفظ ظرفیت داخلی محصولات راهبردی، ذخایر غذایی و تنوعبخشی به مبادی وارداتی است.
امنیت غذایی با حفظ آب آغاز میشود
محصولی که با فشردهشدن برگشتناپذیر آبخوان تولید میشود، ارزان نیست؛ فقط صورتحساب واقعی آن به نسلهای آینده منتقل شده است. ایران برای عبور از این تناقض باید هدف سیاست کشاورزی را از «تولید بیشتر» به «تولید پایدارتر و درآمد مطمئنتر برای کشاورز» تغییر دهد.
امنیت غذایی پایدار نه با تولید همه محصولات در داخل، بلکه با ترکیبی از تولید راهبردی، کشاورزی پایدار، ذخایر کافی، تجارت هدفمند و حفاظت سختگیرانه از آب و خاک به دست میآید.