نکات کلیدی
- اقتصاد دوناتی مدلی برای پیوند دادن عدالت اجتماعی با مرزهای اکولوژیک زمین است.
- این مدل نخستینبار در سال ۲۰۱۲ از سوی کیت رِیوُرث در چارچوب گزارش آکسفام مطرح شد.
- حلقه داخلی دونات، «بنیان اجتماعی» و حلقه بیرونی آن، «سقف اکولوژیک» را نشان میدهد.
- نسخه جدید این مدل در سال ۲۰۲۵ با ۳۵ شاخص اجتماعی و زیستمحیطی بهروزرسانی شد.
- تازهترین دادهها نشان میدهد جهان همزمان با کمبودهای اجتماعی گسترده و عبور از چند مرز سیارهای روبهرو است.
- اقتصاد دوناتی بیش از آنکه نسخهای آماده از سیاستها باشد، یک چارچوب فکری برای طراحی اقتصاد باززاینده و توزیعی است.
لید
اقتصاد دوناتی یا Doughnut Economics یکی از شناختهشدهترین مدلهای فکری توسعه پایدار در دهه اخیر است؛ مدلی که تلاش میکند اقتصاد را از تمرکز صرف بر رشد تولید ناخالص داخلی خارج کند و آن را به سمت رفاه انسانی، عدالت اجتماعی و حفظ ظرفیتهای زیستی زمین ببرد. در این مدل، اقتصاد موفق اقتصادی است که هیچ انسانی را زیر خط نیازهای اساسی رها نکند و در عین حال، از مرزهای زیستمحیطی سیاره عبور نکند.
اقتصاد دوناتی چیست؟
اقتصاد دوناتی یک تصویر ساده اما پرمعنا دارد: دو حلقه هممرکز که میان آنها فضایی شبیه دونات شکل میگیرد. حلقه داخلی، حداقلهای اجتماعی زندگی انسان را نشان میدهد؛ یعنی مواردی مانند غذا، آب سالم، آموزش، سلامت، مسکن، انرژی، شغل، برابری جنسیتی، عدالت اجتماعی، صدای سیاسی و تابآوری. اگر جامعهای در این حوزهها کمبود داشته باشد، مردم به «درون حفره دونات» سقوط میکنند؛ جایی که نشانه محرومیت و نابرابری است.
حلقه بیرونی، سقف اکولوژیک زمین را نشان میدهد. این سقف بر اساس مرزهای سیارهای تعریف میشود؛ مرزهایی مانند تغییرات اقلیمی، کاهش تنوع زیستی، تغییر کاربری زمین، مصرف آب شیرین، اسیدیشدن اقیانوسها، آلودگی شیمیایی و چرخههای نیتروژن و فسفر. عبور از این سقف به معنای فشار بیش از حد اقتصاد انسانی بر سیستمهای پشتیبان حیات در زمین است.
در نتیجه، فضای مطلوب اقتصاد دوناتی همان ناحیه میان این دو حلقه است؛ فضایی که در آن هم نیازهای اساسی انسانها تأمین میشود و هم زمین از فشار بیش از ظرفیت خود محافظت میشود. این فضا در ادبیات اقتصاد دوناتی «فضای امن و عادلانه برای شکوفایی انسان» نامیده میشود.
تاریخچه اقتصاد دوناتی
ریشههای اقتصاد دوناتی را باید در چند جریان فکری جستوجو کرد: توسعه پایدار، اقتصاد بومشناختی، عدالت اجتماعی، نقد رشد نامحدود و نظریه مرزهای سیارهای. در دهههای پایانی قرن بیستم، ایده توسعه پایدار با گزارش برانتلند و سپس نشست زمین در ریو تقویت شد. این ایده میگفت توسعه باید نیازهای نسل حاضر را تأمین کند، بدون آنکه توان نسلهای آینده برای تأمین نیازهایشان از بین برود.
در سال ۲۰۰۹، گروهی از دانشمندان به رهبری یوهان راکستروم مفهوم «مرزهای سیارهای» را مطرح کردند. این مفهوم نشان میداد که زمین برای حفظ ثبات اقلیمی و زیستی خود، محدودیتهایی دارد و اقتصاد انسانی نمیتواند بدون توجه به این محدودیتها رشد کند.
کیت رِیوُرث، اقتصاددان بریتانیایی، در سال ۲۰۱۲ این ایده را با مفهوم «بنیان اجتماعی» ترکیب کرد. او در مقالهای برای آکسفام با عنوان «فضایی امن و عادلانه برای بشریت» نشان داد که توسعه پایدار فقط به معنای کاهش فشار بر محیط زیست نیست؛ بلکه باید همزمان با ریشهکنی فقر، گرسنگی، بیعدالتی و محرومیت همراه باشد. نتیجه این ترکیب، مدلی شبیه دونات بود: مرزهای اجتماعی در داخل و مرزهای سیارهای در خارج.
در سال ۲۰۱۷، رِیوُرث کتاب مشهور خود با عنوان «اقتصاد دوناتی: هفت راه برای اندیشیدن مانند اقتصاددان قرن بیستویکم» را منتشر کرد. این کتاب مدل دوناتی را از یک نمودار مفهومی به یک چارچوب گسترده برای نقد اقتصاد متعارف و بازطراحی سیاستگذاری اقتصادی تبدیل کرد.
هفت اصل اقتصاد دوناتی
اقتصاد دوناتی بر هفت تغییر فکری استوار است:
نخست، تغییر هدف اقتصاد؛ یعنی عبور از رشد بیپایان تولید ناخالص داخلی و حرکت به سمت رفاه در محدوده دونات. در این نگاه، رشد اقتصادی تنها زمانی ارزشمند است که به بهبود زندگی مردم و کاهش فشار بر طبیعت منجر شود.
دوم، دیدن تصویر بزرگتر؛ اقتصاد یک سیستم مستقل و جدا از جامعه و طبیعت نیست، بلکه در دل جامعه و درون جهان زنده قرار دارد.
سوم، بازنگری در تصویر انسان اقتصادی؛ انسان فقط موجودی خودخواه، رقابتجو و سودمحور نیست، بلکه میتواند همکاریگر، مراقبتگر و اجتماعی نیز باشد.
چهارم، تفکر سیستمی؛ اقتصاد مجموعهای از روابط خطی ساده نیست، بلکه شبکهای پیچیده از بازخوردها، نابرابریها، شوکها و وابستگیهاست.
پنجم، طراحی برای توزیع؛ عدالت نباید نتیجه احتمالی رشد باشد، بلکه باید از ابتدا در ساختار مالکیت، مالیات، فناوری، دسترسی به منابع و حکمرانی طراحی شود.
ششم، خلق اقتصاد باززاینده؛ اقتصاد آینده نباید فقط «کمتر تخریب کند»، بلکه باید ظرفیت ترمیم طبیعت، کاهش پسماند، بازچرخانی منابع و احیای اکوسیستمها را در خود داشته باشد.
هفتم، بیطرفی نسبت به رشد؛ اقتصاد دوناتی الزاماً ضد رشد نیست، اما رشد را هدف نهایی نمیداند. ممکن است در برخی بخشها رشد لازم باشد، مانند انرژیهای پاک، سلامت و آموزش؛ اما در برخی بخشها باید کاهش مصرف، کوچکسازی یا توقف رخ دهد، مانند سوختهای فسیلی و تولیدات پرکربن.
آمارها چه میگویند؟
دادههای جدید نشان میدهد جهان هنوز با منطق اقتصاد دوناتی فاصله زیادی دارد. از یکسو، میلیاردها نفر در جهان به نیازهای اساسی خود دسترسی کامل ندارند. از سوی دیگر، اقتصاد جهانی از چند مرز اکولوژیک عبور کرده است.
بر اساس ارزیابیهای جدید، در سال ۲۰۲۲ دامنه کمبودهای اجتماعی در شاخصهای مختلف از ۹ درصد جمعیت جهان در موضوع دسترسی به برق تا ۷۵ درصد در ادراک فساد گسترده متغیر بوده است. میانه کمبود اجتماعی معادل ۳۵ درصد جمعیت جهان برآورد شده؛ یعنی حدود سه میلیارد نفر همچنان در بخشی از نیازهای اساسی زندگی با کمبود روبهرو بودهاند.
در بخش اکولوژیک نیز وضعیت نگرانکننده است. فشار انسان بر سیستمهای طبیعی زمین در برخی شاخصها چند برابر بیشتر از حد ایمن ارزیابی شده است. در تازهترین ارزیابی مرزهای سیارهای، هفت مورد از ۹ مرز مهم زمین از محدوده ایمن عبور کردهاند. این یعنی اقتصاد جهانی فقط با بحران توزیع و نابرابری مواجه نیست؛ بلکه با بحران ظرفیت زیستی زمین نیز روبهرو است.
گزارش اهداف توسعه پایدار سازمان ملل نیز همین تصویر را تأیید میکند. تنها ۳۵ درصد از اهداف دارای داده، در مسیر تحقق یا پیشرفت متوسط قرار دارند. نزدیک به نیمی از اهداف بسیار کند حرکت میکنند و ۱۸ درصد نیز پسرفت داشتهاند. این آمار نشان میدهد مدلهای رایج توسعه، حتی با وجود پیشرفتهای فناورانه و رشد اقتصادی، هنوز نتوانستهاند همزمان عدالت اجتماعی و پایداری محیط زیست را تضمین کنند.
چرا تولید ناخالص داخلی کافی نیست؟
یکی از نقدهای اصلی اقتصاد دوناتی به اقتصاد متعارف، وابستگی بیش از حد به تولید ناخالص داخلی است. GDP ارزش پولی کالاها و خدمات تولیدشده را اندازهگیری میکند، اما کیفیت زندگی، سلامت روان، نابرابری، تخریب محیط زیست، کار مراقبتی بدون مزد، فرسایش منابع طبیعی و هزینههای بلندمدت بحران اقلیمی را بهدرستی نشان نمیدهد.
برای مثال، پاکسازی آلودگی یا هزینههای درمان بیماریهای ناشی از آلودگی میتواند تولید ناخالص داخلی را افزایش دهد، اما این افزایش الزاماً نشانه پیشرفت واقعی نیست. اقتصاد دوناتی میگوید معیار اصلی موفقیت باید این باشد که آیا جامعه توانسته است مردم را از محرومیت خارج کند و همزمان فشار بر طبیعت را کاهش دهد یا نه.
نسبت اقتصاد دوناتی با اقتصاد چرخشی
اقتصاد دوناتی و اقتصاد چرخشی به هم نزدیکاند، اما یکی نیستند. اقتصاد چرخشی بیشتر بر طراحی چرخههای تولید و مصرف تمرکز دارد؛ یعنی کاهش پسماند، استفاده دوباره، بازیافت، تعمیرپذیری، افزایش عمر محصول و کاهش استخراج مواد خام. اقتصاد دوناتی چارچوبی وسیعتر است و اقتصاد چرخشی را در دل خود جای میدهد.
در اقتصاد دوناتی، چرخشی بودن تولید زمانی ارزشمند است که به عدالت اجتماعی، کاهش نابرابری و بهبود کیفیت زندگی نیز کمک کند. بنابراین، یک مدل بازیافت یا بازچرخانی اگر نیروی کار را استثمار کند یا فقط به نفع گروههای پردرآمد باشد، با روح اقتصاد دوناتی سازگار نیست.
تجربه شهرها؛ از آمستردام تا سیاستگذاری محلی
یکی از مهمترین عرصههای اجرای اقتصاد دوناتی، شهرها هستند. شهرها بخش بزرگی از مصرف انرژی، مصالح ساختمانی، حملونقل، تولید پسماند و انتشار گازهای گلخانهای را در خود متمرکز کردهاند. به همین دلیل، مدل دوناتی در سالهای اخیر به ابزار سیاستگذاری شهری تبدیل شده است.
آمستردام یکی از نمونههای شناختهشده در این زمینه است. این شهر در سال ۲۰۲۰ اقتصاد دوناتی را بهعنوان بخشی از راهبرد اقتصاد چرخشی خود به کار گرفت. هدف آمستردام، کاهش مصرف مواد خام جدید تا سال ۲۰۳۰ و حرکت به سمت شهری کاملاً چرخشی تا سال ۲۰۵۰ است. در این مدل، سیاست شهری فقط به کاهش کربن محدود نمیشود؛ بلکه مسکن، اشتغال، مصرف، غذا، پسماند، عدالت اجتماعی و اثرات جهانی زنجیره تأمین را نیز در نظر میگیرد.
اهمیت تجربه شهرها در این است که اقتصاد دوناتی را از سطح نظریه به سطح تصمیمسازی روزمره میآورد. پرسش اصلی برای شهرها این است: چگونه میتوان شهری ساخت که هم برای شهروندان خود قابل زیست باشد و هم اثر منفی آن بر سایر مردم و اکوسیستمهای جهان کاهش یابد؟
رویکرد اقتصاد دوناتی برای دولتها و کسبوکارها
برای دولتها، اقتصاد دوناتی یعنی تغییر در نظام بودجهریزی، مالیات، یارانه، سرمایهگذاری عمومی و شاخصهای سنجش پیشرفت. دولتها میتوانند سیاستهای خود را بر اساس دو پرسش بسنجند: آیا این سیاست مردم را به بنیان اجتماعی نزدیکتر میکند؟ آیا این سیاست فشار بر سقف اکولوژیک را کاهش میدهد؟
برای کسبوکارها، اقتصاد دوناتی به معنای عبور از مسئولیت اجتماعی نمایشی و ورود به بازطراحی مدل کسبوکار است. شرکتی که بر اساس منطق دوناتی عمل میکند، فقط گزارش پایداری منتشر نمیکند؛ بلکه میپرسد محصول، زنجیره تأمین، مصرف انرژی، سیاست دستمزد، مالکیت داده، شیوه حملونقل، بستهبندی و رابطه با جامعه محلی چه اثری بر عدالت و محیط زیست دارد.
در این چارچوب، مفاهیمی مانند ESG، اقتصاد چرخشی، زنجیره تأمین مسئولانه، کربنزدایی، آب مثبت، تنوع و شمول، و سرمایهگذاری اثرگذار میتوانند ذیل یک هدف بزرگتر قرار بگیرند: قرار گرفتن اقتصاد در فضای امن و عادلانه دونات.
نقدها و محدودیتها
اقتصاد دوناتی با وجود جذابیت نظری و تصویری، با چند نقد مهم روبهرو است. نخست، اندازهگیری دقیق همه شاخصها دشوار است. برخی شاخصهای اجتماعی و زیستمحیطی دادههای کامل، قابل مقایسه یا بهروز ندارند.
دوم، تبدیل این مدل به سیاست عملی ساده نیست. دولتها با فشارهای سیاسی، منافع گروههای اقتصادی، وابستگی بودجهای به رشد و محدودیتهای بینالمللی روبهرو هستند.
سوم، اقتصاد دوناتی درباره نسبت خود با رشد اقتصادی بحثبرانگیز است. برخی آن را نزدیک به اقتصاد پسارشد یا رشدزدایی میدانند، در حالی که طرفداران مدل تأکید میکنند مسئله اصلی ضدیت مطلق با رشد نیست، بلکه وابسته نبودن رفاه به رشد بیپایان است.
چهارم، عدالت جهانی در این مدل اهمیت زیادی دارد. کشورهای ثروتمند سهم بیشتری در فشار اکولوژیک دارند، در حالی که کشورهای فقیرتر معمولاً با کمبودهای اجتماعی بیشتری روبهرو هستند. بنابراین اجرای اقتصاد دوناتی بدون اصلاح نظام مالی جهانی، انتقال فناوری، کاهش بدهی و تغییر الگوهای مصرف در کشورهای پردرآمد دشوار خواهد بود.
جمعبندی
اقتصاد دوناتی یکی از مهمترین تلاشها برای بازتعریف اقتصاد در عصر بحران اقلیمی، نابرابری و فرسایش منابع طبیعی است. این مدل به زبان ساده میگوید اقتصاد باید در خدمت زندگی باشد، نه زندگی در خدمت رشد اقتصادی. هدف آن ساخت اقتصادی است که در آن هیچکس از حداقلهای زندگی محروم نماند و زمین نیز از محدوده تحمل خود خارج نشود.
در جهانی که همزمان با فقر، نابرابری، بحران آب، گرمایش جهانی، نابودی تنوع زیستی و مصرف بیرویه منابع روبهرو است، اقتصاد دوناتی میتواند یک چارچوب راهنما برای دولتها، شهرها، شرکتها و نهادهای مدنی باشد. این مدل پاسخ همه مسائل نیست، اما پرسش اصلی را بهدرستی مطرح میکند: چگونه میتوانیم برای همه، در محدوده توان زمین، زندگی قابل زیست بسازیم؟

