نکات کلیدی خبر
- اتحادیه اروپا حدود ۴۰ درصد از واردات جهانی قهوه را به خود اختصاص داده است.
- شرکتهای تأمینکننده بازار اروپا، نزدیک به ۸۰ درصد از محمولههای قهوه جهان را مدیریت میکنند.
- اجرای یک استاندارد مشترک در تمام بازارها ممکن است برای شرکتها کمهزینهتر از تفکیک زنجیرههای تأمین باشد.
- کشاورزان خُرد همچنان با هزینه و پیچیدگی ثبت موقعیت جغرافیایی، ردیابی و جمعآوری دادهها مواجهاند.
- دامنه اثرگذاری مقررات جنگلزدایی اروپا میتواند بسیار فراتر از کالاهای فروختهشده در این اتحادیه باشد.
پژوهش تازه مؤسسه غیرانتفاعی «تریس» نشان میدهد مقررات جنگلزدایی اتحادیه اروپا ممکن است بر حجم بسیار بیشتری از قهوه جهان نسبت به میزان مصرفشده در این بازار اثر بگذارد و به معیاری جهانی برای ردیابی کالاهای کشاورزی تبدیل شود.
«مقررات جنگلزدایی اتحادیه اروپا» موسوم به EUDR، شرکتهایی را که کالاهای مشمول این قانون را در بازار اروپا عرضه میکنند، ملزم میسازد ثابت کنند محصولاتشان بدون تخریب جنگلها تولید شدهاند. واردکنندگان همچنین باید بتوانند کالاها را تا قطعات زمینی محل تولید ردیابی کنند.
با این حال، رعایت این مقررات فقط برای محمولههای ارسالی به اروپا ممکن است برای تأمینکنندگان بزرگ قهوه پیچیدهتر و پرهزینهتر از اجرای همان استانداردها در سراسر فعالیتهای جهانی آنها باشد.
تریس دریافته است شرکتهایی که همزمان بازار اروپا و سایر بازارها را تأمین میکنند، ممکن است الزامات ردیابی EUDR را به تمام زنجیره تأمین قهوه خود گسترش دهند.
این مؤسسه اعلام کرد: «برای چنین شرکتهایی، گسترش الزامات ردیابی به سراسر زنجیره تأمین میتواند مقرونبهصرفهترین گزینه باشد. این موضوع نشان میدهد اثر قانون جنگلزدایی میتواند بسیار بیشتر از سهم اتحادیه اروپا در بازار جهانی باشد.»
نفوذ اروپا فراتر از سهم وارداتی آن
اتحادیه اروپا حدود ۴۰ درصد از واردات جهانی قهوه را در اختیار دارد؛ اما گستره فعالیت شرکتهایی که قهوه مورد نیاز خریداران اروپایی را تأمین میکنند، بسیار وسیعتر است.
بر اساس یافتههای تریس، شرکتهای فعال در بازار اتحادیه اروپا در مجموع نزدیک به ۸۰ درصد از محمولههای قهوه جهان را مدیریت میکنند. این تمرکز بالا میتواند نفوذ مقررات اروپایی را به تولیداتی گسترش دهد که مقصد نهایی آنها بازارهایی خارج از اتحادیه اروپاست.
برای شرکتهایی با چنین وابستگی گستردهای به بازار اروپا، ایجاد سامانههای جداگانه برای تأمین، ردیابی و تأیید محصولات میتواند هزینههای عملیاتی قابلتوجهی داشته باشد.
در مقابل، استفاده از یک استاندارد واحد برای تمام بازارها ممکن است مدیریت زنجیره تأمین را سادهتر کند و از تکرار فرایندها در سامانههای خرید و تأمین بکاهد.
تردید در صرفه اقتصادی تفکیک زنجیرهها
مقررات جنگلزدایی اتحادیه اروپا با انتقاد تولیدکنندگان، بازرگانان و برخی دولتها روبهرو شده است؛ منتقدانی که بهویژه درباره پیامدهای این قانون برای کشاورزان خُرد ابراز نگرانی میکنند.
یکی از نگرانیهای اصلی این است که صادرکنندگان، زنجیرههای تأمین خود را تفکیک کنند. در چنین شرایطی، قهوهای که بهراحتی قابل ردیابی است به اروپا فرستاده میشود و محصول تولیدکنندگان مناطق دورافتاده یا کشاورزانی با سامانههای مستندسازی ضعیفتر، راهی بازارهای دیگر خواهد شد.
این وضعیت میتواند دسترسی کشاورزان خُرد به یکی از ارزشمندترین بازارهای قهوه جهان را محدود کند. با این حال، تحلیل تریس نشان میدهد چنین تفکیکی ممکن است همیشه از نظر تجاری منطقی یا مقرونبهصرفه نباشد.
تریس اعلام کرد: «این واقعیت که بسیاری از شرکتها هم به اتحادیه اروپا و هم به دیگر بازارها محموله ارسال میکنند، نشان میدهد اجرای استانداردهای مشابه در خارج از اروپا نیز برای این شرکتها آسانتر خواهد بود.»
البته این یافته به معنای برطرفشدن مخاطرات اجرایی برای تولیدکنندگان کوچک نیست. کشاورزان و تعاونیها همچنان باید هزینهها و بار اداری مربوط به ثبت موقعیت جغرافیایی مزارع، ردیابی محصول و جمعآوری دادههای زنجیره تأمین را تحمل کنند.
با وجود این، پذیرش گستردهتر استانداردهای اروپایی از سوی بازرگانان بزرگ میتواند انگیزه لازم برای ایجاد این سامانهها در تمام مناطق تأمینکننده را فراهم کند؛ بهجای آنکه زیرساختهای ردیابی فقط به محمولههای منتخب ارسالی به اروپا محدود شوند.
تبدیل انطباق قانونی به مسئلهای جهانی
یافتههای این پژوهش برای شرکتهای چندملیتی به این معناست که انطباق با EUDR دیگر صرفاً مسئله واردات به اروپا نیست؛ بلکه به تصمیمی گستردهتر درباره نحوه مدیریت زنجیره تأمین جهانی تبدیل شده است.
شرکتها باید هزینه تفکیک محصولات منطبق با مقررات را با هزینه ایجاد الزامات مشترک ردیابی در سراسر شبکههای جهانی تأمین خود مقایسه کنند.
این محاسبه برای سرمایهگذاران نیز اهمیت دارد. سامانههای ردیابی میتوانند بر هزینههای تأمین، روابط با عرضهکنندگان، دسترسی به بازار و میزان مواجهه شرکتها با اقدامات قانونی و نظارتی اثر بگذارند.
شرکتهایی که بتوانند دادههای مربوط به جنگلزدایی را با سامانههای موجود خرید و تأمین خود یکپارچه کنند، احتمالا با گسترش الزامات ارزیابی زیستمحیطی در موقعیت مناسبتری قرار خواهند گرفت
دامنهای فراتر از تجارت قهوه
دامنه مقررات EUDR تنها به تجارت جهانی قهوه محدود نیست. کاکائو، روغن پالم، سویا، دام، لاستیک و چوب، همراه با برخی محصولات تولیدشده از این کالاها، مشمول قانون جنگلزدایی اتحادیه اروپا هستند.
جنگلزدایی پس از سوزاندن سوختهای فسیلی، دومین عامل بزرگ مؤثر بر تغییرات اقلیمی به شمار میرود. سیاستگذاران اروپایی این مقررات را برای مقابله با حدود ۱۰ درصد از جنگلزدایی جهانی مرتبط با مصرف اتحادیه اروپا طراحی کردهاند.
اگر شرکتها الزامات اروپایی را برای محصولاتی که خارج از این اتحادیه فروخته میشوند نیز اجرا کنند، دامنه اثرگذاری این قانون بهطور قابلتوجهی گسترش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، مقرراتی که در ابتدا برای دسترسی به بازار اروپا تدوین شده بود، برای مدیران شرکتها و سرمایهگذاران به معیاری جهانی در زمینه ردیابی کالاها و مدیریت ریسک جنگلزدایی تبدیل میشود.
نگاه کارشناسانه
اثر واقعی EUDR تنها به سختگیری در مرزهای اروپا وابسته نیست؛ بلکه به تصمیم شرکتهای بزرگ درباره معماری زنجیره تأمین بستگی دارد. اگر اجرای یک سامانه جهانی ردیابی از تفکیک محمولهها ارزانتر باشد، مقررات اروپا میتواند بدون تصویب قوانین مشابه در سایر کشورها، استانداردهای تجارت جهانی کالاهای کشاورزی را تغییر دهد. با این حال، موفقیت این الگو مستلزم آن است که هزینه انطباق صرفاً به کشاورزان کوچک منتقل نشود.