نکات کلیدی
- شواهد علمی ثابت نمیکنند که مردم پیش از شبکههای اجتماعی در همه جوامع شادتر بودند؛ اما مدرک معتبری نیز وجود ندارد که این پلتفرمها جامعه را بهطور کلی شادتر کرده باشند.
- سهم نوجوانان دارای الگوی «مصرف مسئلهدار شبکههای اجتماعی» در ۴۴ کشور از ۷ درصد در سال ۲۰۱۸ به ۱۱ درصد در سال ۲۰۲۲ رسیده است.
- این الگو در دختران بیشتر از پسران گزارش شده است: ۱۳ درصد در برابر ۹ درصد.
- در یک مطالعه بینالمللی با بیش از ۲۷۰ هزار نوجوان، کاربران سنگین، بهویژه دختران، رضایت کمتری از زندگی داشتند.
- پژوهشهای تازه نشان میدهند «از دست دادن کنترل» و مصرف اعتیادگونه، نسبت به زمان استفاده، شاخص دقیقتری برای شناسایی خطر است.
- محدودکردن شبکههای اجتماعی در مطالعات آزمایشی، بهبودهایی واقعی اما کوچک در افسردگی، اضطراب و بهزیستی ایجاد کرده است.
- نتایج اولیه ممنوعیت شبکههای اجتماعی برای افراد زیر ۱۶ سال در استرالیا، کاهش مالکیت حسابها را نشان میدهد؛ اما هنوز بهبود معناداری در سلامت روان مشاهده نشده است.
- مراکز داده در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۸۵ تراواتساعت برق مصرف کردند؛ بااینحال سهم دقیق شبکههای اجتماعی از این مصرف مشخص نیست.
شبکههای اجتماعی میلیاردها انسان را به یکدیگر متصل کردهاند، اما اتصال دیجیتال الزاما به معنای ارتباط عمیقتر یا رضایت بیشتر از زندگی نیست. مرور مطالعات منتشرشده در سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ نشان میدهد آثار این پلتفرمها نه یکسان و نه ساده است: استفاده هدفمند میتواند حمایت اجتماعی و خلاقیت را تقویت کند، اما مصرف اجباری، اختلال خواب، مقایسه دائمی و مواجهه الگوریتمی با محتوای آسیبزا، بخشی از نوجوانان را با خطر بیشتری روبهرو میکند.
پاسخ علمی به یک پرسش ساده
آیا پیش از شبکههای اجتماعی شادتر بودیم؟ پاسخ علمی، یک «بله» یا «خیر» قطعی نیست. هیچ آزمایش تاریخی کنترلشدهای وجود ندارد که بتواند دو جهان کاملا مشابه را، یکی با شبکههای اجتماعی و دیگری بدون آنها، مقایسه کند. افزایش مشکلات سلامت روان جوانان نیز همزمان با تغییرات دیگری مانند همهگیری کرونا، فشار اقتصادی، ناامنی شغلی، بحران مسکن، تغییر ساختار خانواده و افزایش آگاهی و تشخیص اختلالات روانی رخ داده است.
آکادمیهای ملی علوم آمریکا در ارزیابی اجماعی خود اعلام کردند شواهد موجود برای اثبات اینکه شبکههای اجتماعی در سطح کل جمعیت موجب تغییر سلامت نوجوانان شدهاند، کافی نیست؛ بااینحال، این گزارش وجود آسیبهای بالقوه و منافع متفاوت برای گروههای مختلف را تأیید کرد. در مقابل، نویسندگان بخشی از گزارش جهانی شادی ۲۰۲۶ معتقدند کنار هم قراردادن مطالعات مقطعی، طولی، آزمایشی و طبیعی، نقش شبکههای اجتماعی در افت سلامت روان بخشی از نوجوانان را تقویت میکند. این اختلاف، نشاندهنده یک مناقشه علمی واقعی است، نه فقدان کامل شواهد.
رشد مصرف مسئلهدار در میان نوجوانان
تازهترین گزارش منطقهای سازمان جهانی بهداشت براساس دادههای مطالعه رفتار سلامت کودکان مدرسهای نشان میدهد ۱۱ درصد نوجوانان نشانههایی مانند ناتوانی در کنترل استفاده از شبکه های اجتماعی، احساس ناراحتی هنگام قطع دسترسی، کنارگذاشتن فعالیتهای دیگر و تجربه پیامدهای منفی در زندگی روزانه داشتهاند.
این نسبت برای دختران ۱۳ درصد و برای پسران ۹ درصد بوده است. همچنین ۳۶ درصد نوجوانان گفتهاند تقریبا بهطور دائمی با دوستان خود در فضای آنلاین ارتباط دارند؛ این میزان در دختران ۱۵ساله به ۴۴ درصد رسیده است. سازمان جهانی بهداشت درعینحال تأکید کرده است که کاربران پرمصرف اما غیرمسئلهدار، گاهی حمایت همسالان و پیوند اجتماعی بیشتری گزارش میکنند. بنابراین «مصرف زیاد» و «مصرف مسئلهدار» مترادف نیستند.
رابطه ساعت استفاده با رضایت از زندگی
گزارش جهانی شادی ۲۰۲۶ دادههای بیش از ۲۷۰ هزار دانشآموز ۱۵ و ۱۶ساله را بررسی کرده است. در میان دختران، بیشترین میانگین رضایت از زندگی به کسانی تعلق داشت که کمتر از یک ساعت در روز از شبکههای اجتماعی استفاده میکردند. با افزایش زمان مصرف، میانگین رضایت کاهش یافت.
دخترانی که روزانه هفت ساعت یا بیشتر در شبکههای اجتماعی حضور داشتند، در سطح جهان ۴۹ درصد بیشتر از کاربران سبک در معرض رضایت پایین از زندگی قرار داشتند. این اختلاف در اروپای غربی ۶۳ درصد بود. در میان پسران، الگو یکنواخت نبود؛ بااینحال، کاربرانی که استفاده بیشتری از شبکه های اجتماعی داشتند در سطح جهان ۴۴ درصد و در اروپای غربی ۸۴ درصد بیشتر از کاربران سبک، رضایت پایین از زندگی گزارش کردند.
این اعداد «افزایش احتمال نسبی» را نشان میدهند و به این معنا نیستند که ۴۹ یا ۸۴ درصد کاربران دچار نارضایتی هستند. همچنین مطالعه از نوع همبستگی است و نمیتواند مشخص کند که مصرف سنگین موجب نارضایتی شده یا نوجوانان ناراضی زمان بیشتری را آنلاین گذراندهاند.
ساعت استفاده یا از دست دادن کنترل؟
یکی از مهمترین یافتههای سالهای اخیر این است که شمار ساعتها همیشه بهترین شاخص خطر نیست. مطالعهای در نشریه جاما، ۴۲۸۵ کودک و نوجوان آمریکایی را طی چهار سال دنبال کرد. حدود ۳۱.۳ درصد از آنان الگویی فزاینده از استفاده اعتیادگونه از شبکههای اجتماعی نشان دادند.
در مقایسه با گروه دارای مصرف کم، نوجوانان با الگوی اعتیادگونه فزاینده، ۲.۱۴ برابر بیشتر با رفتارهای مرتبط با خودکشی روبهرو بودند. این نسبت در گروهی که از ابتدا مصرف اعتیادگونه بالایی داشتند، ۲.۳۹ برابر بود. بااینحال، مجموع زمان استفاده در ابتدای مطالعه بهتنهایی با پیامدهای بعدی ارتباط معناداری نداشت.
این مطالعه علیت را بهطور قطعی اثبات نمیکند، اما نشان میدهد والدین و سیاستگذاران باید علاوه بر زمان، به نشانههایی مانند ناتوانی در کنارگذاشتن تلفن، اختلال در خواب و تحصیل، تحریکپذیری هنگام قطع دسترسی و جایگزینشدن شبکههای اجتماعی با روابط واقعی توجه کنند.
خواب؛ حلقه اتصال شبکههای اجتماعی و سلامت روان
مطالعهای که در مارس ۲۰۲۶ در نشریه بیامسی مدیسن منتشر شد، ۲۳۵۰ نوجوان لندنی را از ۱۱ و ۱۲سالگی تا ۱۳ و ۱۵سالگی دنبال کرد. استفاده بیش از سه ساعت در روز، در مقایسه با حداکثر ۳۰ دقیقه، با افزایش ۷۰ درصدی شانس علائم بالینی افسردگی و افزایش ۶۰ درصدی شانس علائم بالینی اضطراب همراه بود.
مشکلات خواب ۳۷.۶ درصد از ارتباط میان مصرف شبکههای اجتماعی و افسردگی بالینی و ۲۶ درصد از ارتباط با اضطراب بالینی را توضیح میداد. برای شدت کلی علائم نیز کمبود خواب، دیر به خوابرفتن و اختلال خواب در مجموع حدود نیمی از ارتباط با افسردگی و نزدیک به یکسوم ارتباط با اضطراب را توضیح دادند. ارتباط مصرف و افسردگی در دختران قویتر بود.
چرا پژوهشها به نتایج متفاوت میرسند؟
در مقابل، مطالعه دانشگاه منچستر با ۲۵ هزار و ۶۲۹ نوجوان و سه موج سالانه داده، شواهدی پیدا نکرد که افزایش زمان استفاده از شبکههای اجتماعی، اضطراب و افسردگی سال بعد را در دختران یا پسران پیشبینی کند. تفکیک فعالیتهایی مانند ارسال پیام و انتشار محتوا از مرور منفعلانه نیز نتیجه اصلی را تغییر نداد.
تفاوت نتایج را میتوان در چند عامل جستوجو کرد:
- برخی مطالعات «زمان» را میسنجند و برخی «از دست دادن کنترل» را.
- محتوای مشاهدهشده، تجربه آزار آنلاین و کیفیت روابط در همه مطالعات اندازهگیری نمیشود.
- شبکههای اجتماعی و الگوریتمهای آنها بهسرعت تغییر میکنند.
- اثر کوتاهمدت یک محتوای آسیبزا ممکن است در فاصلههای یکساله اندازهگیری دیده نشود.
- آسیب برای همه کاربران یکسان نیست و میانگین کل میتواند تجربه گروههای پرخطر را پنهان کند.
در نتیجه، گزاره «هرچه ساعت استفاده بیشتر باشد، سلامت روان بدتر میشود» بیش از اندازه ساده است. صورت دقیقتر آن چنین است: مصرف طولانی، شبانه، اجباری یا همراه با محتوای آسیبزا، برای برخی کاربران با خطر بیشتری همراه است.
شبکههای اجتماعی فقط منبع آسیب نیستند
پژوهش مرکز پیو که در سال ۲۰۲۵ منتشر شد، تصویری دوگانه ارائه میکند. در نظرسنجی از ۱۳۹۱ نوجوان آمریکایی و والدین آنها، ۴۵ درصد نوجوانان گفتند زمان زیادی را در شبکههای اجتماعی میگذرانند؛ این نسبت در سال ۲۰۲۲ برابر با ۳۶ درصد بود.
از سوی دیگر:
- ۷۴ درصد گفتند شبکههای اجتماعی آنها را از زندگی دوستانشان باخبر و به آنها نزدیکتر میکند.
- ۶۳ درصد این پلتفرمها را فضایی برای خلاقیت دانستند.
- ۵۲ درصد احساس کردند در روزهای دشوار از حمایت دیگران برخوردارند.
- ۴۵ درصد گفتند شبکههای اجتماعی به خواب آنها آسیب میزند.
- ۱۹ درصد اثر آن بر سلامت روان خود را منفی ارزیابی کردند.
- ۴۸ درصد اثر شبکههای اجتماعی بر همسالانشان را عمدتا منفی دانستند؛ این نسبت در سال ۲۰۲۲ حدود ۳۲ درصد بود.
دختران بیش از پسران از آسیب به سلامت روان، خواب و اعتمادبهنفس سخن گفتند؛ اما همزمان حمایت اجتماعی و امکان خلاقیت بیشتری نیز گزارش کردند. بنابراین یک پلتفرم میتواند برای یک نوجوان محل حمایت و برای نوجوانی دیگر منبع مقایسه و فشار باشد.
نتیجه نخستین آزمایش ملی استرالیا
استرالیا از ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ پلتفرمها را ملزم کرد از داشتن حساب توسط افراد زیر ۱۶ سال جلوگیری کنند. شرکتهای متخلف ممکن است تا ۴۹.۵ میلیون دلار استرالیا جریمه شوند و کودکان یا والدین آنها مجازات نمیشوند. تا نیمه دسامبر ۲۰۲۵ حدود ۴.۷ میلیون حساب حذف یا محدود شد.
نخستین ارزیابی رسمی این سیاست که ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ منتشر شد، نشان داد سهم کودکان ۱۰ تا ۱۵ساله دارای حساب از ۵۲.۴ درصد به ۴۲.۱ درصد کاهش یافته است؛ یعنی حدود ۲۰ درصد کاهش نسبی. بااینحال:
- ۵۰.۲ درصد کودکان دارای حساب گفتند پلتفرم هرگز سن آنها را بررسی نکرده است.
- سن ۱۸.۲ درصد به اشتباه بالاتر از ۱۶ سال تشخیص داده شده بود.
- ۳۷.۱ درصد سن خود را در حساب ۱۶ سال یا بیشتر ثبت کرده بودند.
- سهم والدینی که از مصرف شبکههای اجتماعی فرزندشان اطلاع نداشتند، از ۲۳.۳ به ۳۳.۳ درصد افزایش یافت.
- ۶۵.۴ درصد کودکان گفتند محدودیت سنی هیچ تأثیری بر آنها نداشته است.
- پس از سه ماه، تغییر معناداری در بهزیستی، فعالیتهای آفلاین یا تعارض خانوادگی مشاهده نشد.
این ارزیابی تنها یک پیگیری سهماهه است و برای داوری درباره موفقیت یا شکست سیاست کافی نیست. کاهش آگاهی والدین نیز میتواند یکی از پیامدهای ناخواسته آن باشد.
ردپای انرژی شبکههای اجتماعی
شبکههای اجتماعی برای ذخیره تصاویر و ویدئوها، پردازش داده، تبلیغات هدفمند و اجرای سامانههای پیشنهاددهنده به مراکز داده وابستهاند. براساس برآورد بهروزشده آژانس بینالمللی انرژی، مراکز داده در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۸۵ تراواتساعت برق مصرف کردند. انتظار میرود این رقم تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۹۵۰ تراواتساعت، معادل نزدیک به ۳ درصد تقاضای برق جهان، برسد.
این آمار همه خدمات مراکز داده، از هوش مصنوعی و رایانش ابری تا پخش ویدئو و شبکههای اجتماعی را دربرمیگیرد. درحالحاضر برآورد عمومی و قابل اتکایی وجود ندارد که سهم شبکههای اجتماعی را بهصورت جداگانه مشخص کند. بنابراین ادعای وجود هزینه محیطزیستی درست است، اما نسبتدادن یک رقم مشخص به این پلتفرمها بدون داده شرکتها علمی نیست.
تحلیل گزارش سبز
برآیند پژوهشهای تازه، چهار نتیجه مشخص دارد:
نخست، شبکههای اجتماعی جامعه را بهطور یکسان شادتر یا افسردهتر نمیکنند. اثر آنها به سن، جنسیت، نوع محتوا، انگیزه استفاده، وضعیت روانی قبلی و آنچه مصرف آنلاین جایگزین میکند، وابسته است.
دوم، تمرکز صرف بر «ساعت استفاده» میتواند گمراهکننده باشد. نشانههایی مانند فقدان کنترل، اختلال خواب، افت عملکرد تحصیلی، فشار برای دریافت تأیید، مقایسه اجتماعی و مواجهه با آزار آنلاین، شاخصهای دقیقتری هستند.
سوم، ممنوعیت سنی بدون اصلاح طراحی پلتفرمها ممکن است فقط رفتار کاربران را پنهان یا به خدمات دیگری منتقل کند. غیرفعالکردن پخش خودکار، پیمایش بینهایت، اعلانهای شبانه و پیشنهاد محتوای آسیبزا، همراه با دسترسی پژوهشگران مستقل به دادههای پلتفرمها، میتواند اثر عمیقتری داشته باشد.
چهارم، شبکههای اجتماعی جایگزین مناسبی برای ارتباط انسانی عمیق نیستند؛ اما میتوانند مکمل آن باشند. استفاده هدفمند برای گفتوگو، یادگیری، خلاقیت و دریافت حمایت، با پیمایش طولانی و منفعلانه یکسان نیست.
جمعبندی
علم هنوز اجازه نمیدهد با قطعیت بگوییم همه مردم پیش از شبکههای اجتماعی شادتر بودند. بااینحال، شواهد موجود نشان نمیدهد که گسترش این پلتفرمها به افزایش عمومی شادی منجر شده باشد. برعکس، مصرف اجباری و شبانه، اختلال خواب و مقایسه اجتماعی برای گروهی قابلتوجه از نوجوانان، بهویژه دختران، با پیامدهای منفی همراه است.
در سطح فردی، کاهش مصرف میتواند مفید باشد؛ اما اندازه اثر آن معمولا کوچک است. در سطح سیاستگذاری نیز ترکیبی از محدودیت سنی، اصلاح طراحی پلتفرم، سواد رسانهای، حمایت خانوادگی و پایش نشانههای مصرف مسئلهدار، از ممنوعیت ساده یا تعیین یک عدد ثابت برای زمان استفاده مؤثرتر به نظر میرسد.

