صفحه اصلی > بین‌الملل و تیتر اول : قاره سبز، همسایه کویر؛ ۴۲ میلیون اروپایی تحت‌تاثیر بیابان‌زایی

قاره سبز، همسایه کویر؛ ۴۲ میلیون اروپایی تحت‌تاثیر بیابان‌زایی

قاره سبز، همسایه کویر؛ ۴۲ میلیون اروپایی تحت‌تاثیر بیابان‌زایی
این خبر را به اشتراک بگذارید

نکات کلیدی

  • بیابان‌زایی ۵۳۰ هزار کیلومترمربع، معادل حدود ۱۲ درصد از قلمرو اتحادیه اروپا را دربر گرفته است.
  • نزدیک به ۴۲ میلیون نفر یا ۹ درصد جمعیت اتحادیه اروپا در مناطق تحت تأثیر بیابان‌زایی زندگی می‌کنند.
  • اسپانیا و قبرس بیشترین سهم سرزمینی درگیر با بیابان‌زایی را دارند.
  • حدود یک میلیون و ۴۶۰۰ کیلومترمربع دیگر تا سال ۲۰۴۰ با خطر تشدید بیابان‌زایی روبه‌رو است.
  • یافته‌ها نشان می‌دهد مناطق خشک اتحادیه اروپا اکنون ۶۱۱ هزار کیلومترمربع وسعت دارند؛ مساحتی تقریبا دو برابر ایتالیا.
  • روش جدید در بیشتر کشورهای عضو، وسعت اراضی تخریب‌شده را دو تا سه برابر بیشتر از ارزیابی متعارف هدف ۱۵.۳.۱ توسعه پایدار برآورد کرده است.

تازه‌ترین ارزیابی مرکز تحقیقات مشترک کمیسیون اروپا نشان می‌دهد بیابان‌زایی اکنون حدود ۵۳۰ هزار کیلومترمربع از قلمرو اتحادیه اروپا را دربر گرفته و زندگی نزدیک به ۴۲ میلیون نفر را تحت تأثیر قرار داده است. این گزارش همچنین هشدار می‌دهد بیش از یک میلیون کیلومترمربع دیگر از اروپا، از جمله مناطقی که تاکنون خشک محسوب نمی‌شدند، در معرض افزایش خطر بیابان‌زایی قرار دارد.

به گزارش پایگاه خبری گزارش سبز، مرکز تحقیقات مشترک کمیسیون اروپا در گزارشی با عنوان «به‌سوی شناخت بهتر تخریب سرزمین و بیابان‌زایی در اتحادیه اروپا» تصویری تازه از ابعاد این بحران زیست‌محیطی ارائه کرده است.

این مطالعه که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده، نتیجه اجرای روشی تازه برای سنجش تخریب سرزمین و بیابان‌زایی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا است. روش جدید علاوه بر تغییرات پوشش زمین و بهره‌وری سرزمین، مجموعه گسترده‌تری از شاخص‌های تخریب خاک را نیز در محاسبات وارد می‌کند.

۱۲ درصد اروپا درگیر بیابان‌زایی

بر اساس یافته‌های این گزارش، مناطق خشک در حال حاضر حدود ۱۵ درصد از مساحت اتحادیه اروپا، معادل ۶۱۱ هزار کیلومترمربع را پوشش می‌دهند. این وسعت تقریبا دو برابر مساحت ایتالیاست.

از این میزان، حدود ۵۳۰ هزار کیلومترمربع در وضعیت بیابان‌زایی قرار دارد. به بیان دیگر، ۸۶.۵۶ درصد از مناطق خشک اتحادیه اروپا با دست‌کم یکی از اشکال تخریب سرزمین مواجه‌اند. این محدوده در مجموع نزدیک به ۱۲ درصد از تمام قلمرو اتحادیه اروپا را تشکیل می‌دهد.

در این گزارش، بیابان‌زایی به معنای تبدیل سریع سرزمین‌ها به بیابان‌های طبیعی نیست؛ بلکه مطابق تعریف کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مقابله با بیابان‌زایی، به تخریب سرزمین در مناطق خشک، نیمه‌خشک و خشک نیمه‌مرطوب گفته می‌شود. تغییرات اقلیمی، فعالیت‌های انسانی، فرسایش خاک، کاهش بهره‌وری پوشش گیاهی و افت کیفیت خاک از عوامل شکل‌گیری این وضعیت هستند.

بیشترین تمرکز مناطق درگیر با بیابان‌زایی در جنوب غربی، جنوب و جنوب شرقی اروپا مشاهده شده است. اسپانیا، پرتغال، ایتالیا، یونان، قبرس، رومانی و بلغارستان در میان کشورهای بیشتر در معرض این پدیده قرار دارند.

کشورسهم قلمرو درگیر با بیابان‌زایی
اسپانیا۵۲.۹۲ درصد
قبرس۴۵.۱۵ درصد
بلغارستان۳۲.۸۵ درصد
یونان۳۰.۰۲ درصد
پرتغال۲۷.۴۷ درصد
رومانی۲۶.۸۳ درصد
مجارستان۱۹.۲۸ درصد
ایتالیا۱۳.۹۷ درصد

در چکیده و بخش نتیجه‌گیری گزارش، سهم یونان ۳۶ درصد عنوان شده است؛ بااین‌حال، جدول تفصیلی شماره ۹ رقم ۳۰.۰۲ درصد را نشان می‌دهد. ارقام جدول بالا بر اساس داده‌های همین جدول تفصیلی تنظیم شده‌اند.

۴۱.۷ میلیون نفر در مناطق تحت تأثیر

تحلیل داده‌های جمعیتی نشان می‌دهد حدود ۴۱.۷ میلیون نفر در مناطق درگیر با بیابان‌زایی زندگی می‌کنند. این تعداد معادل حدود ۹ درصد از کل جمعیت اتحادیه اروپا است.

قبرس با ۶۱ درصد، یونان با ۴۷ درصد، اسپانیا با ۴۳ درصد، رومانی با ۳۹ درصد و بلغارستان با ۳۷ درصد، بیشترین سهم جمعیت ساکن در مناطق تحت تأثیر بیابان‌زایی را دارند.

از نظر تعداد مطلق نیز اسپانیا با ۱۸.۸ میلیون نفر در صدر قرار گرفته است. پس از آن، رومانی با ۷.۵ میلیون، یونان با ۴.۸ میلیون، ایتالیا با ۴.۴ میلیون و بلغارستان با ۲.۶ میلیون نفر قرار دارند.

پژوهشگران برای بررسی آسیب‌پذیری اجتماعی این مناطق، از داده‌های یورواستات درباره جمعیت در معرض فقر یا محرومیت اجتماعی استفاده کرده‌اند. این اطلاعات نشان می‌دهد فشارهای محیط‌زیستی در بخش‌هایی از جنوب، مناطق روستایی و نواحی پیرامونی اروپا می‌تواند با ضعف اقتصادی و نابرابری‌های منطقه‌ای هم‌زمان شود.

بااین‌حال، نویسندگان تأکید کرده‌اند که مفهوم فقر در چارچوب اروپایی با شرایط کشورهای کمترتوسعه‌یافته متفاوت است. از این رو، داده‌های فقر در این گزارش بیشتر به‌عنوان شاخصی برای سنجش آسیب‌پذیری نسبی و نابرابری سرزمینی به کار رفته‌اند.

افزایش خطر تا سال ۲۰۴۰

ارزیابی سناریوهای شاخص خشکی برای دوره ۲۰۲۱ تا ۲۰۴۰ نشان می‌دهد یک میلیون و ۴۶۰۸ کیلومترمربع دیگر از قلمرو اتحادیه اروپا با خطر بالاتر بیابان‌زایی روبه‌رو است.

اهمیت این یافته در آن است که بسیاری از مناطق پرخطر در خارج از محدوده‌هایی قرار دارند که اکنون به‌عنوان مناطق خشک شناخته می‌شوند. بخش‌هایی از آلمان، جمهوری چک و لهستان از جمله مناطقی هستند که ممکن است در آینده با فشار بیشتر خشکی مواجه شوند.

برآوردهای اقلیمی نشان می‌دهد وسعت مناطق خشک نیمه‌مرطوب یا خشک‌تر طی دو دهه آینده می‌تواند معادل ۵ تا ۱۰ درصد از قلمرو اتحادیه اروپا افزایش یابد. این تغییر به معنای گسترش ۲۰۰ هزار تا ۴۰۰ هزار کیلومتری مناطق خشک است.

مناطق دارای اقلیم نیمه‌خشک نیز ممکن است بین ۸۰ هزار تا ۲۰۰ هزار کیلومترمربع توسعه پیدا کنند. شدیدترین تغییرات برای اسپانیا، ایتالیا، یونان و کشورهای بالکان پیش‌بینی شده است. بخش‌هایی از فرانسه، مجارستان و رومانی نیز ممکن است به‌تدریج به سمت شرایط اقلیمی خشک‌تر حرکت کنند.

کاهش بارندگی تابستانی، افزایش تکرار خشکسالی و رشد دما از عوامل اصلی این روند محسوب می‌شوند. بر اساس سناریوهای مورد استفاده در گزارش، دمای برخی مناطق اروپا ممکن است تا پایان قرن بیش از دو درجه سانتی‌گراد افزایش یابد و بارندگی تابستانی در جنوب اروپا نیز تا ۵۰ درصد یا بیشتر کاهش پیدا کند.

تخریب خاک در بیش از نیمی از محدوده مطالعه

روش جدید مرکز تحقیقات مشترک کمیسیون اروپا سه گروه اصلی از شاخص‌ها را برای سنجش تخریب سرزمین ترکیب کرده است: تغییرات پوشش زمین، افت بهره‌وری سرزمین و تخریب خاک.

نتایج نشان می‌دهد کاهش بهره‌وری سرزمین حدود ۴.۱ درصد از اتحادیه اروپا را دربر گرفته است. در بخش خاک، حدود ۵۶.۴ درصد از محدوده مطالعه با دست‌کم یکی از نشانه‌های تخریب یا آسیب‌پذیری مواجه است.

فرسایش آبی و بادی، فرسایش ناشی از شخم و برداشت محصول، بازیابی ضعیف خاک پس از آتش‌سوزی، آلودگی به فلزات سنگین، مازاد نیتروژن، کمبود یا افزایش فسفر، کاهش کربن آلی، فشردگی خاک، شورشدگی و تخریب خاک‌های آلی از جمله شاخص‌های مورد استفاده در این ارزیابی هستند.

در این روش از اصل «یک شاخص نامطلوب، نتیجه نامطلوب» استفاده شده است؛ یعنی اگر یکی از شاخص‌های تعیین‌شده از آستانه خطر عبور کند، آن محدوده در طبقه اراضی تخریب‌شده قرار می‌گیرد.

چرا برآورد جدید بزرگ‌تر است؟

روش متعارف سازمان ملل برای سنجش شاخص ۱۵.۳.۱ توسعه پایدار بیشتر بر تغییرات پوشش زمین، بهره‌وری و ذخیره کربن آلی خاک تمرکز دارد. پژوهشگران اروپایی معتقدند بررسی تغییرات کربن آلی به‌تنهایی نمی‌تواند تمام ابعاد تخریب خاک را نشان دهد.

به همین دلیل، در روش جدید از مجموعه گسترده‌تری از داده‌های رصدخانه خاک اتحادیه اروپا استفاده شده است. وضوح مکانی داده‌ها نیز به ۱۰۰ تا ۵۰۰ متر افزایش یافته؛ در حالی که مجموعه‌داده‌های جهانی معمولا وضوحی بین ۳۰۰ تا هزار متر دارند.

اجرای این روش در بیشتر کشورهای عضو، به‌جز سوئد و فنلاند، سهم اراضی تخریب‌شده را دو تا سه برابر بیشتر از روش استاندارد هدف ۱۵.۳.۱ نشان داده است. پژوهشگران این افزایش را نتیجه تعریف جامع‌تر تخریب خاک می‌دانند، نه لزوما وقوع ناگهانی تخریب در سال‌های اخیر.

راه‌اندازی داشبورد بیابان‌زایی اروپا

رصدخانه خاک اتحادیه اروپا در حال راه‌اندازی «داشبورد بیابان‌زایی اتحادیه اروپا» است. این سامانه قرار است آمارها و نقشه‌های تعاملی مربوط به تخریب سرزمین، بیابان‌زایی و جمعیت تحت تأثیر را در اختیار عموم قرار دهد.

اطلاعات این داشبورد با دریافت داده‌های جدید و اجرای دستورالعمل پایش و تاب‌آوری خاک اتحادیه اروپا به‌روزرسانی خواهد شد. نویسندگان گزارش تأکید کرده‌اند ارزیابی‌های قاره‌ای به دسترسی به داده‌های هماهنگ وابسته است و مطالعات ملی و محلی می‌توانند الگوهای دقیق‌تری از تخریب سرزمین و شرایط اقلیمی خرد ارائه دهند.

از منظر سیاست‌گذاری، یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد بیابان‌زایی دیگر مسئله‌ای محدود به سواحل مدیترانه نیست. گسترش خطر به اروپای مرکزی و شرقی می‌تواند کشاورزی، منابع آب، تنوع زیستی، امنیت غذایی و برنامه‌های سازگاری با تغییرات اقلیمی را در بخش بزرگ‌تری از این قاره تحت فشار قرار دهد.

منبع: مرکز تحقیقات مشترک کمیسیون اروپا، گزارش «Towards a Better Characterisation of Land Degradation and Desertification in the European Union»، سال ۲۰۲۶، شماره JRC146546، نسخه رسمی گزارش

انتهای پیام
درباره نویسنده

دانش‌آموخته مهندسی پزشکی و علاقه‌مند به دنیای علم، فناوری و نوآوری. در نوشته‌هایم تلاش می‌کنم موضوعات علمی و فناورانه را با نگاهی دقیق، کاربردی و قابل‌فهم روایت کنم و نشان دهم که پیشرفت‌های علمی چگونه می‌توانند بر کیفیت زندگی، سلامت، محیط زیست و آینده جوامع اثر بگذارند.

دیدگاهتان را بنویسید